💥امسال میتوانیم تمام ثواب و نورانیت پیادهروی اربعین را به دست بیاوریم!
🔸بر اساس روایات، اگر کسی شوق و عزم واقعی برای کار خوبی داشته باشد، اما به دلیل موانع موفق به آن نشود، ثواب آن عمل برای او نوشته میشود. از آنجایی که اینگونه اعمال به ریا و عجب هم آلوده نمیشوند، بعضا برکات بیشتری دارند.
🔸پیادهروی اربعین و زیارت حرم سیدالشهدا(علیه السلام)، با آنهمه ثوابهای بینظیری که دارد، از این قاعده مستنثی نیست. ضمن آنکه اساسا یکی از دلائل ثواب باعظمت زیارت اربعین اعلام محبت به اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در میان مردم جهان است.
🔸اما غفلتی که معمولا مؤمنین با دیدن موانع دچار آن میشوند این است که خیال میکنند دیگر تقویت شوق و حسرت خوردن کار بیفایدهای است؛ و خبر ندارند که هرچقدر این شوق و حسرت را افزایش داده و آن را ابراز نمایند، به همان میزان از نورانیت و آثار معنوی بینظیر پیادهروی اربعین بهرهمند خواهند شد.
🔸یقینا نورانیت این ابراز شوق و حسرت میتواند موانع را در آینده برطرف کند.
🔻پس بیایید در این ایام برای افزایش این شور و شوق و حسرت، وقت بگذاریم.
🔸هر کسی که در فضای مجازی فعالیتی دارد، میتواند با بازنشر روزانۀ مطالبی که خیالها را به آن مسیر زیبا میبرد و شوق و حسرت پیادهروی اربعین را در دلها تشدید میکند، سهمی در این نورانیت داشته باشند. اگر سالهای گذشته با «کمک هزینۀ سفر» جوانی را راهی اربعین میکردیم و در ثوابش شریک میشدیم، امسال با برانگیختن احساسات و اندیشهها از طریق بازنشر محتواهای مؤثر در فضای مجازی، در ثواب زائران اربعین حسینی(علیه السلام) شریک شویم.
🔻قدم اول، میتواند به اشتراک گذاشتن همین مطلب برای دوستان و نزدیکانتان باشد.
💥💥گرفتاری های ما، نتیجه اعمال ماست 💥💥
در کتاب « در محضر لاهوتیان » به نقل از مرحوم کاشانی آمده است: « جوانی مرتباً به سراغ من میآمد و از بی سر و سامانی زندگیِ خود شِكوِه داشت و من آنچه به نظرم میرسید از او دریغ نمیكردم ولی گره از كار او گشوده نمیشد! شبی از من دعوت شد تا در مراسم میلاد مبارك حضرت علی ( علیه السلام ) شركت كنم. من به آن جوان گفتم كه امشب،شب برات است با من همراه باش تا ببینم چه می شود؟! مجلس بسیار باشكوهی بود و از طبقات مختلف در آن شركت كرده بودند. مداحان یكی پس از دیگری مدیحه سرایی میكردند و میرفتند. ساعتی از شروع مجلس گذشته بود كه شیخ جعفر مجتهدی آمدند و در كنار من نشستند. آن جوان از احترام من به ایشان دریافت كه او باید مرد صاحب نَفَسی باشد، لذا مرتباً از من میخواست كه مشكل او را با آقای مجتهدی در میان بگذارم تا بلكه فرجی شود. آن جوان را به ایشان معرفی كردم و گفتم: مدتی است كه با گرفتاری ها دست و پنجه نرم میكند، ولی از پس آنها برنمیآید! امشب، شب عزیزی است. اگر در حق او لطفی كنید ممنون خواهم شد. آقای مجتهدی نگاه نافذ خود را به صورت او دوختند و پس از چند لحظه درنگ به او فرمودند: شما باید رضایت پدر خود را جلب كنید! جوان گفت: پدرم، دو سال است كه مُرده است! گفتند: گرفتاری شما هم از دو سال پیش شروع شده است. مگر فراموش كردهای كه در آن روز آخر در میان شما چه گذشته است؟! شما در ساعات آخرین عمر پدرتان به سختی او را رنجاندید و پدر خود را در آن ساعات بحرانی به حالت قهر تنها گذاشتید! جوان در حالی كه عرق شرم بر سر و رویش نشسته بود رو به من كرد و گفت: آقا درست میگویند، نبایستی او را تنها میگذاشتم. آخر من تنها پسر او بودم، چه اشتباه بزرگی مرتكب شدم. آقای مجتهدی دقایقی بعد، دستوری به آن جوان دادند و از ما خداحافظی كردند و رفتند. آن جوان با به كار بستن دستور ایشان، در عرض یك ماه زندگیاش سر و سامان خوبی گرفت و هنوز هم با آرامش و در كمال راحتی زندگی میكند و دعا گوی آن مرد خداست. آن جوان چند شب بعد از آن ملاقات، پدرش را در خواب میبیند كه به او میگوید: دیگر از تو ناراضی نیستم، تو با این كار خود مشكل بزرگی را از پیش پای من در عالم برزخ برداشتی! »
وصیت نامه بسیار عجیب یک شهید :
به مردم بگویید امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پشتوانهی این انقلاب است.
🔸 بعد از جنگ، در حال تفحص در منطقهی کردستان عراق بودیم که بهطرز غیرعادی جنازهی شهیدی را پیدا کردیم.
🔹از جیب شهید، یک کیف پلاستیکی در آوردم داخل کیف، وصیتنامه قرار داشت که کاملا سالم بود و این چیز عجیبی بود.
🔻در وصیتنامه نوشته بود :
🔸من سیدحسن بچهی تهران و از لشکر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) هستم...
🔹پدر و مادر عزیزم ! شهدا با اهل بیت ارتباط دارند.اهل بیت(علیهم السلام)، شهدا را دعوت میکنند...
🔸پدر و مادر عزیزم ! من در شب حمله یعنی فردا شب به شهادت میرسم. جنازهام هشت سال و پنج ماه و ٢۵ روز در منطقه میماند.
بعد از این مدت، جنازهی من پیدا میشود و زمانی که جنازهی من پیدا میشود، امام خمینی در بین شما نیست.
🔹این اسراری است که ائمه(علیهم السلام) به من گفتند و من به شما میگویم.
🔸به مردم دلداری بدهید، به آنها روحیه بدهید و بگویید که امام زمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف) پشتوانهی این انقلاب است.
🔹بگویید که ما فردا شما را شفاعت میکنیم.
🔸بگویید که ما را فراموش نکنند.
🔺 بعد از خواندن وصیتنامه دربارهی عملیاتی که لشکر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) آن شب انجام داده بود تحقیق کردیم، دیدیم درست در همان تاریخ بوده و هشت سال و پنج ماه و ٢۵ روز از آن گذشته است.
👤 راوی: سردارحسین کاجی
کتاب خاطرات ماندگار صفحه ١٩٢
✅احوال مومنان در آخرالزمان
✍امام صادق(علیه السلام): مومن در آن زمان محزون و مورد تحقیر قرار می گیرد. او نمی تواند که منکرات را جز در دلش انکار کند و در معرض هر نوع تحقیری قرار می گیرد.
- برای شما زمانی پیش می آید که از افراد متدین کسی نجات نمی یابد، به جز افرادی که مردم آنها را ابله تصور کنند و آنها صبر و شکیبایی داشته باشند بر آنان که آنها را ابله و بی خرد بخوانند.
📚الزام الناصب ص ۱۸۳
اصول کافی، ج دوم ، ص۱۱۷
✅شرط رسیدن به مادیات ، بیدینی نیست!
✍ آیت الله بهجت (ره) : از دین دست برداشتیم تا دنیای ما بیشتر و بهتر شود، علاوه بر اینکه از معنویات پایین آمدیم، به ضرر دنیای ما تمام شد و همهی خیرات از دست ما رفت، غافل از اینکه سرچشمهی همه خیرات اوست، و از ناحیهی او باید به ما برسد...
میخواستیم با کنارهگیری از معنویات و دوری از دین در مادیات پیشرفت و ترقی کنیم، بدتر در مادیات هم عقب ماندیم، غافل از اینکه شرط رسیدن به مادیات، بیدینی نیست، وگرنه هر فرد بیدینی باید متمول و ثروتمند میبود. پس سعی کنیم خود را به حرام نیندازیم. بزرگان ما از حلال اجتناب میکردند، حداقل ما از حرام اجتناب کنیم!!
📚در محضر بهجت ، ج ٢ ، ص ۴٠٠ .
✨﷽✨
18 عراقی که با اذان ابراهیم هادی تسلیم شدند و عاقبت بخیر شدند
/ 20 آذر سال 60 برای آزادسازی 70کیومتر از منطقه علمیاتی گیلان غرب عملیات شد ؛ رزمندگان اسلام تقریبا همه مناطق را آزاد کرده بودند و...
عراق تلفات سنگینی داده بود ...
یکی از تپه ها که اتفاقا موقعیت مهمی داشت هنوز مقاومت میکرد ؛ بچه تلاش کردند آنرا هم آزاد کنند.
در تاریکی صبح روز بعد به سمت تپه حرکت کردیم ؛ نیروهای زیادی از عراق روی تپه مستقر بودند.با فرماندهان ارتش صحبت کردیم و هر طرحی دادیم به نتیجه نرسید...
ناگهان ابراهیم هادی به سمت تپه عراقی ها حرکت کرد و بعد روی تخته سنگی رو به قبله ایستاد.
و با صدای بلند شروع به اذان گفتن کرد ؛ هر چه داد زدیم که بیا عقب الان تو را میزنند ... فایده نداشت ...
تقریبا اواخر اذان ابراهیم بود که صدای تیر اندازی عراقی ها قطع شده بود ...
ولی همان موقع یک گلوله شلیک و به گردن ابراهیم اصابت کرد ...
خون زیادی از ابراهیم میرفت. به کمک امدادگر زخم ابراهیم بسته شد ...
در ادامه یکی از بچه ها آمد و گفت یک سری از عراقی ها آمده ؛ دستشان را بالا گرفته و دارند تسلیم میشوند ...
فورا گفتم مسلح بیاستید شاید حقه ای باشد ؛
18 عراقی به همراه یک افسر خودشان را تسلیم کردند...
به کمک مترجم از افسر عراقی پرسیدم چقدر نیرو روی تپه هستند؟ گفت هیچی... ما آمدیم و خودمان را تسلیم کردیم بقیه نیروها را هم فرستادم عقب؛ الان تپه خالیه ...
با تعجب پرسیدم چرا؟
گفت: چون نمیخواستند تسلیم شوند ... گفتم یعنی چی؟ افسر عراقی با بغض و اشک در پاسخ گفت: اًین موذن؟
بعد گفت: به ما گفته بودن شما مجوس و اتش پرست هستید ... به ما گفتند ما برای اسلام با ایرانی ها میجنگیم.ما وقتی میدیدم فرماندهانمان مشروب میخورند و اهل نماز نیستند در جنگ با شما دچار تردید شدیم.
امروز وقتی صدای اذان رزمنده شما را شنیدم تمام بدنم لرزید ... وقتی که نام امیرالمومنین را آورد با خودم گفتم: تو با برادرانت میجنگی؟ نکند مثل ماجرای کربلا ...
گریه امانش نداد.بعد گفت: به نیروهایم گفتم من میخواهم تسلیم شوم هر کس میخواهد با من بیاید.اینها با من آمدند؛ بقیه که نیامدند برگشتند عقب...
آن سربازی هم که به موذن شلیک کرد را هم آورده ام اگر دستور بدهید او را میکشم. حالا بگویید او زنده است یا ...؟ گیج شده بودم ... گفتم زنده است ...رفتیم پیش ابراهیم که داخل سنگر بستری بود ...تمام هجده اسیر آمدند و دست ابراهیم را بوسیدند و رفتند نفر آخر به پای ابراهیم افتاده بود و گریه میکرد و میگفت من را ببخش من شلیک کردم ... بغض گلوی من را هم گرفته بود...
از آن ماجرا پنج سال میگذشت ؛ زمستان سال 65 بود و ما درگیر عملیات کربلا5 در شلمچه بودیم ...
کار هماهنگی لشکر با من بود. برای توجیه بچه های لشکر بدر که همگی از بچه های عرب زبان و عراقی های مخالف صدام بود به مقرشان رفتم.
پس از صحبت با فرماندهان؛ یکی از بچه های لشکر بدر جلو آمده و گفت شما در گیلان غرب نبودید؟
گفتم بله... گفت: مطلع الفجر یادتان هست؟ ارتفاعات انار تپه آخر؟
گفتم: خوب؟ گفت هجده عراقی که اسیر شدند یادتان هست؟ گفتم بله ؛ شما؟
با خوشحالی گفت: من یکی از آنها هستم ...
با تعجب گفتم :اینجا چه میکنی؟
گفت همه ما هجده نفر در این گردان هستیم با ضمانت آیت الله حکیم آزاد شده و قرار شده بیاییم با بعثی ها بجنگیم.
گفتم فرمانده تان کجاست: گفت: در همین گردان مسئولیت دارد ؛ گفتم: اسم گردان و نام خودتان را روی این کاغذ بنویس بعد از عملیات مفصل میبنمتان...
همینطور که نامها را مینوشت پرسید: نام موذن شما چه بود؟ یکبار دیگر میخواهیم او را ببینیم ...
بغض گلویم را گرفت؛ گفتم انشا الله توی بهشت همدیگر را میبینید...
خیلی حالش گرفته شد ...عملیات شروع شد ...و نبرد ادامه یافت ...
.. اواخر اسفند 65 بود که عملیات به پایان رسید...
رفتم پیش بچه های لشکر بدر ...از یکی از مسئولین آن سراغ 18 عراقی را با نام هایی که داشتم گرفتم.گفت این گردان منحل شده ؛ در عملیات آنها جلو پاتک سنگین عراقی ها را گرفتند تلفات سنگینی هم گرفتند ولی عقب نشینی نکردند.
کاغذ نام انها را به او دادم. چند دقیقه بعد گفت: همه اینها شهید شده اند ...
ماتم برد ...دیگر حرفی نداشتم...
با خود فکر میکردم ابراهیم با یک اذان چه کرد ... یک تپه آزاد شد یک عملیات پیروز شد ... هم هجده نفر از قعر جهنم به بهشت رفتند ...
منبع: کتاب سلام بر ابراهیم صفحه ۱۳۳
🌺 بیانات بسیار زیبای رهبر انقلاب🌺
🌴دو شاه کلید= ذکر- توبه🌴
مهمترین مظهر قدردانی از جوانی همین است که از این صفا و نورانیّت و از این ناآلودگی و پیراستگی طبیعی انسان جوان، استفاده کنید و خودتان را در زمینه های تزکیّه و اخلاق پیش ببرید. این ان شاءالله ذخیره ی همه ی زندگی شما خواهد شد. راهش هم رعایت دو نکته است: ذکر و توبه. ذکر یعنی یاد. یاد در مقابل غفلت است؛ غفلت از خدا، غفلت از وظایف و مسؤولیّت، غفلت از آن هنگام حسّاس مواجهه با مأموران الهی در عالم ملکوت ــ عالم بعد از عبور از جسمانیّت ــ و محاسبه ی بزرگ انسان در مقابل خدا در قیامت؛ اینها یاد است. این یادها تعیین کننده است. این طور نبوده که فقط به ما بگویند به قیامت معتقد باشید برای این که اعتقادی مثل اعتقاد علمی داشته باشید؛ نه، برای این که این اعتقاد در زندگی ما، در حرکت ما و در تصمیم گیری ما تأثیر بگذارد، این یاد را در خودتان حفظ کنید. «انّما تنذر من اتّبع الذّکر» ؛ انذار پیغمبر و انذار الهی هم مفید به حال کسانی است که به دنبال یاد هستند و خود را از غفلت دور نگه می دارند؛ این یک نکته. نکته ی دیگر توبه است. ممکن است کسی بگوید ما که جوانیم و هنوز عمری از ما نگذشته که مثل شماها گناه زیادی کرده باشیم و محتاج توبه باشیم. نه؛ این درست نیست، توبه وظیفه ی همیشگی انسان است. پاکترین انسانها هم باید توبه کنند. توبه یعنی برگشت به خدا، برگشت از راه خطا، توجه دادن دل به پروردگار و رو را به طور کامل به خدا کردن
دیدار با دانشجویان در دانشگاه شهید بهشتی، 22/ 2/ 1382.
بیانات امام خامنه ای مدظلهالعالی در جمع خصوصی سرداران سپاه
عزیزان منتظر ، کمربندها را محکم ببندید.
تحولات منطقه و جهان با سرعت بسیار زیاد در حال انجام است .*
ان شاءالله به زودی زود این انقلاب متصل به ظهور منجی عالم بشریت خواهدشد.
رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان سپاه فرمودند: برای مواجهه با حوادث_بزرگ آماده باشید
دشمن خودش میداند که کارش تمام است و نفس های آخر را میکشد دشمن چاره ای جزاستفاده از آخرین برگ برنده خود ندارد و مجبور است از آن رونمایی کند
🔴 حال می پرسیم برای این بشارت حضرت آقا ... آیا آماده ایم ؟؟؟
آیا برای جهاد آماده ایم؟؟؟؟
آیا امام حسین زمانت را یاری میکنی؟؟
منتظر رونمایی از آخرین برگ برنده دشمن و رونمایی از "رژیم خون ریز سفیانی" باشید! به زودی قطعات اصلی پازل ظهور رونمایی میشوند. اگر اینها دنبال رونمایی از آخرین برگ برنده خود هستند بدانند که جبهه_حق هم در همان روز و همان ساعت آخرین برگ برنده خود را از یمن رو خواهد کرد ...
ان شاءالله
حالا متوجه شدید که چرا یمن اینقدر به سرعت قدرت گرفت؟
گفتیم منتظر شعله ور شدن منطقه بعد از اربعین۹۸ باشید!
حال متوجه میشویم که وظیفه "سید_خراسانی" آماده کردن یمن و جبهه_مقاومت برای "رویارویی آخر" بود .
مانند دایه ای که فرزند یتیمی را سرپرستی میکند تا تبدیل به جوان رشیدی شود .
الان یمن و جبهه مقاومت مانند آن جوان رشید هستند .
این را بدانید که تمام پایگاههای آمریکا از خاورمیانه برچیده خواهد شد و تمام نیروها به آمریکا باز میگردند.
به زودی در آمریکا جنگ_داخلی رخ میدهد و مردمی که همه از دولت شاکی هستند و در خانه خود اسلحه دارند کشور را تجزیه خواهند کرد .
پس از خروج آمریکا از منطقه آل_سعود و آل خلیفه چنان دچار گردابی شوند و طومارشان در هم پیچیده شود که هیچکس درمخیله اش هم نگنجد!!!
(ان شاءالله به زودی همه مردم ایران بدون گذرنامه به زیارت ائمه بقیع خواهند رفت)
به دنبال بصیرت_افزایی و روشنگری باشید و هر کس را میتوانید به جبهه حق دعوت کنید. با استدلال مردم را از شک و سردرگمی و نجات دهید. این انقلاب قطعا و بلاشک به ظهور متصل خواهد شد.
الیس الصبح بقریب؟؟!!
در دیداری که فرماندهان سپاه با رهبر معظم انقلاب داشتند حضرت آقا فرمودند: من در مورد مسائل کشور نگرانی ندارم چون آینده را بسیار روشن میبینم و خداوند اراده کرده است که مردم ایران را به عالی ترین درجات برساند.
سپس فرمودند: وقتی حضرت موسی با حواریون از دست فرعونیان به کنار رود نیل رسیدند دیدند از یک طرف دشمن دارد حمله میکند و طرف دیگر دریاست لذا مردم به موسی شکایت بردند و گفتند: یا موسی ما نگرانیم، موسی گفت: ان معی ربی؛ خدای من با من است نگران نباشید و سپس عصا را به دریا زد و دریا شکافت و همه رد شدند، سپس آقا فرمودند:
ان معی ربی
من الان به شما میگویم خدای من با من است نگران آینده نباشید آینده بسیار روشن است
💠 ان شاءلله
⭕ همه فرماندهان ضمن انشاءالله گفتن به گریه افتادند.
✅ از این بشارت بالاتر می خواهید؟
⭕ حضرت آقا بسیار زیبا به حوادث_ظهور اشاره می کند و می فرماید دشمن دنبال ماست ولی امدادغیبی ما را عبور می دهد و به خواست خدا آینده روشن است!
🔺 بیدار باشید .
🔺 هشیار باشید .
🔺 مراقب فتنه_های آخرالزمان باشید .
🔺 به جو سازی رسانه_ها توجه نکنید .
🔺 از انقلاب و رهبری قاطع دفاع کنید .
🔺 مراقب مکر و حیله دشمنان و دار و دسته اشان باشید .
🔺 شروع به خود_سازی کنید .
🔺 برای سلامتی و ظهور آقا هر روز و هر ساعت دعا کنید .
🔺 در شمارش معکوس ظهور قرار داریم و امتحانها هر روز سخت تر خواهد شد .
🔺 همانند سردار سلیمانی جان خودتان را در راه آقا امام زمان هدیه کنید .
🔺 همانند سردار حاجی زاده. آبروی خود را فدای انقلاب کنید .
🔺 تشییع ۲۵ میلیونی سردار سلیمانی حجت را بر همه مردم تمام کرد .
🔺 فاتحه تمام دشمنان خارجی به ویژه منافقین و نفوذی ها را بخوانید .
⭕ پیروزی نزدیک است
اللهم عجل لولیک الفرج
🌴 اللهم صل علی محمد وال محمد
ا
لطفا تا میتونید نشر بدید تا ان شالله ماهم لایق باشیم تا قدمی برای نزدیکتر شدن به ظهور ان مرد بزرگ منجی عالم بشریت برداریم.. بسم الله ..
🔴 داستانی بسیار تاثیر گذار و قابل تامل!
💠یکی ازعلمای اهل بصره می گوید:
روزگاری به فقر و تنگدستی مبتلا شدم تا جایی که من و همسر و فرزندم چیزی برای خوردن نداشتیم.
تاجایی که تصمیم گرفتم خانه ام را بفروشم و به جای دیگری بروم.
🔰در راه یکی از دوستانم به اسم
ابونصر را دیدم و او را از فروش خانه با خبر ساختم.
دو تکه نان که داخلش حلوا بود به من داد و گفت:برو و به خانواده ات بده.
در راه به زن و پسر خردسالی برخورد کردم،زن گفت: این پسر یتیم و گرسنه است و نمی تواند گرسنگی را تحمل کند چیزی به او بده خدا حفظت کند.
گفتم : این نان را بگیر و به پسرت بده تا بخورد.
به خدا قسم چیز دیگری ندارم...
اشک از چشمانم جاری شد و در حالی که غمگین و ناامید بودم به طرف خانه برمی گشتم.
که ناگهان ابو نصر را دیدم که به من گفت : ای ابا محمد مردی از خراسان از تو و پدرت می پرسد.
پدرت سی سال قبل مال زیادی را نزدش به امانت گذاشته، حالا به بصره آمده تا آن ثروت و امانت را پس بدهد.
خدا را شکر گفتم..
✨در ثروتم سرمایه گذاری کردم و یکی از تاجران شدم، مقداری از آن را هر روز بین فقرا و مستمندان تقسیم می کردم.
ثروتم کم که نمی شد زیاد هم می شد..
کم کم عجب و خودپسندی و غرور وجودم را گرفته بود و خوشحال بودم که دفترهای ملائكه را از حسناتم پر کرده بودم و یکی از صالحان درگاه خدا بودم .
شبی از شب ها در خواب دیدم که قیامت برپا شده و خلایق همه جمع شده اند.
و مردم را دیدم که گناهان شان را بر پشت شان حمل می کنند...
به قسمت میزان رسیدم که اعمال مرا وزن کنند.
♻️گناهانم را در کفه ای و حسناتم را درکفه دیگر قرار دادند ، کفه حسناتم بالا رفت و کفه گناهانم پایین آمد.
سپس یکی یکی از حسناتی که انجام داده بودم را برداشتند و دور انداختند. چون در زیر هرحسنه (شهوت پنهانی) وجود داشت .
از شهوت های نفس مثل : ریا، غرور ،دوست داشتن تعریف و تمجید مردم...
چیزی برایم باقی نماند و در آستانه ی هلاکت بودم که صدایی را شنیدم:
آیا چیزی برایش باقی نمانده؟
گفتند: فقط این برایش باقی مانده !
و آن همان تکه نانی بود که به آن زن و پسرش بخشیده بودم ...
💠سپس آن را در کفه حسناتم گذاشتند و گریه های آن زن را به خاطر کمکی که به او کرده بودم ، در کفه حسناتم قرار دادند.
کفه بالا رفت و همینطور بالا رفت تا وقتی صدایی آمد و گفت :نجات یافت ...
📚 کتاب (وحی القلم)
تالیف/مصطفی صاد
خصوصیات انسانهای آخرالزمان
____________________
____________________
📚📚📚📚📚📚📚
✍️ سوال:
انسانهای آخرالزمان چه خصوصياتی دارند که باعث می شود برخی از آن ها از اصحابی که در زمان امامان (ع) بودند و با آنها در جنگ ها شرکت ميکردند مقامشان بيشتر باشد؟
چرا در اين زمان که ما امام خود را نمی بينيم بيشتر از آن زمان ديندارتريم؟
✍ پاسخ:
روایات متعددی در بزرگداشت مقام مومنان در زمان غیبت از سوی پیامبر و اهل بیت اطهار (ع) بیان شده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
☀️پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرمایند:
يا علىّ! عجيب ترين مردم از جهت ايمان، و عظيم ترين ايشان از جهت يقين گروهى هستند كه در آخرالزمان زيست میكنند، زيرا ايشان به ديدار پيامبر نرسیده اند، و حجّت از ايشان غائب است، ولى ايشان به نوشته اى (كتابهای روايات معصومين) ايمان آورده اند.
📚📗من لا يحضره الفقيه: شيخ صدوق (381 ه ق)، ج 4، ص366
✅برادران پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله و سلّم) در آخرالزمان
☀️ابو بصير و او از امام محمد باقر (عليه السّلام) روايت نموده كه پيغمبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله) روزى در جمعى از اصحاب خود دو بار فرمود:
خداوندا! برادران مرا به من بنمايان.
اصحاب عرض كردند: يا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نيستيم؟
فرمود: نه! شما اصحاب من می باشيد، برادران من مردمى در آخرالزمان هستند كه به من ايمان مى آورند، با اين كه مرا نديده اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پيش از آن كه از صلب پدران و رحم مادرانشان بيرون بيايند، به من شناسانده است،
ثابت ماندن يكى از آنها بر دين خود، از صاف كردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانى، دشوارتر است. و يا مانند كسى است كه پاره اى از آتش چوب درخت «غضا» را در دست نگاه دارد. آنها چراغ هاى شب تار می باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تيره و تارى نجات می دهد.
📚📗بحار الأنوار: علامه مجلسی، ج52، ص124
✍️این روایات و روایات آخرالزمان نشان می دهند که در زمان غیبت امام زمان (عج) دینداری بسیار سخت می شود، چرا که از یک طرف کشش های شیطانی و ابتلائات آخرالزمانی بسیار زیاد می شود و یک طرف ولی خدا در پرده غیبت است و مومنان نمی توانند او را ببینند و از وجود او استفاده کنند و مجبور هستند دین خود را بر اساس نوشته ها (قرآن و احادیث) حفظ کنند، این وضعیت موجب می شود که گرایش به بی دینی و دین گریزی بسیار پر رنگ تر از دینداری و گرایش به دین باشد و اگر کسی با این وضعیت دیندار شد ارزش بسیار زیادی خواهد داشت.
✍️بنا بر این انسانهای آخرالزمان در صورتی از اصحاب پیامبر (ص) مقامشان والاتر باشد که ایمان داشته و در این ایمان خود راسخ و پابرجا باشند و الا اگر ایمان نداشته باشند ارزشی نخواهند داشت.
____________________
____________________
📚📚📚📚📚📚📚