eitaa logo
♡سہ‌تادل‌یـہ‌راه♡‌
693 دنبال‌کننده
151 عکس
254 ویدیو
1 فایل
سلام خوش‌اومدید‌به‌چنلمون اینجا‌چنل سه تا دختره،دو دختر شهید زهدی همراه با دخترخاله شون،سه تا دختربا علایق و استعداد های متفاوت؛اما هر سه تاشون یک مسیر رو برای پیشرفت انتخاب کردن🙂 کپی حلالتون درخدمتم @Sadat892
مشاهده در ایتا
دانلود
اخبار مهم چهارشنبه ۱۴۰۵/۳/۶ ۱.هنوز نتیجه مذاکرات معلوم نیست ۲.قیمت نفت برنت با کاهش ۳.۸ دلاری به ۹۵.۸ دلار رسید ۳.فعالیت های پروازی فرودگاه اصفهان پس از ۸۰ روز از سر گرفته شد. ۴.عبور ۲۳ کشتی از تنگه هرمز با مجوز سپاه ۵.افزایش شمار شهدای لبنان به ۳۲۶۹ شهید. eitaa.com/setadelierah
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥یه وقت آمریکا ناراحت نشه! 🔹️آمریکا هر کاری کنه، مانع توافق نیست ولی تو ایران، یه کلمه حرف بزن، توافق هوا میشه! eitaa.com/setadelierah
ــ وَ نَفسی مَعیوبٌ... http://eitaa.com/setadelierah
دقیقا همین جوریه 🤌🏻 http://eitaa.com/setadelierah
حتی سس خرسی ارزشش ازت بیشتره ..😂 http://eitaa.com/setadelierah
هدایت شده از قول سدید ☫🇮🇷
درباره شهید زهدی؛ پدر شش فرزند 🇮🇷وقتی پای صحبت والدین او نشستم به اندازه روایت خود شهید، حالت رضا و صلابت و توکل و شرح صدر آنها برایم نمود پیدا کرد. 🔴 از اسارت پدر تا شهادت پسر پدرش از آزادگان دفاع مقدس بود و می‌گفت: سال‌ها پیش، روزگاری که جهاد سازندگی خانه‌ دوم ما بود، من در میان مردم روستاها نفس می‌کشیدم. روحیه‌ بزرگ و بی‌غل‌وغش دوستان را که می‌دیدم، همیشه می‌گفتم: خدا را شکر برای چنین مردمی. این روزها هم وقتی به خیابان می‌روم و مردم را با خانواده در میدان‌های شهر می‌بینم یاد همان روزها می‌افتم، باید تشکر کنم از این همه اخلاص و شجاعت که بین مردم ایران موج می‌زند. محبت مردم چنان گسترده است که هر بار شرمنده‌ترم می‌شوم. 🇮🇷علیرضا، اردیبهشت سال ۶۲، به دنیا آمد؛ هنوز گرمای حضورش در خانه تازه بود که اسفند همان سال، من اسیر شدم. آن روزها سردبیر نشریه «جهاد روستا» بودم؛ به روستا می‌رفتم، عکس می‌گرفتم، روایت ثبت می‌کردم. اما بار آخر مأموریتی متفاوت داشتم؛ رفتیم طلائیه. دستور عقب‌نشینی آمده بود. همرزمانم مجروحی را حمل می‌کردند و درست همان‌جا بود که تقدیر مرا به مسیر دیگری برد… و من اسیر شدم. 🇮🇷علیرضا از همان خردسالی نشان داده بود از جنس صبر است. حتی وقتی چندماهه بود و دست کوچکش با آب جوش سوخت، صدای گریه‌اش کمتر از لبخندش بود. انگار از همان ابتدا یاد گرفته بود درد را در دل نگه دارد و لبخند را سهم دیگران کند. 🇮🇷در طول زندگی‌اش، یک نقطه ضعف از او سراغ ندارم. شش سال و نیم اسارتم طول کشید و در تمام آن مدت، مادرش بار زمانه را به تنهایی بر دوش کشید. امروز، علیرضا شش فرزند دارد؛ نخستین‌شان پانزده‌ساله است و کوچک‌ترین‌شان حدود یک‌سال‌ و هشت‌ماه. دختر بزرگش که حافظ پنج جزء قرآن است می‌گوید: من تعجب می‌کنم چرا دیگران برای پدرم گریه می‌کنند. صبور است مثل پدرش. 🇮🇷علیرضا در رفت‌وآمدهای روزانه‌اش تا محل کار ۲۰ جزء قرآن را حفظ کرده بود. قاری قرآن بود. از دانشگاه شریف مهندسی کامپیوتر گرفت، سپس ارشد را در دانشگاه فنی تهران. من تازه بعد از شهادتش فهمیدم که در حد سرهنگ بوده است. خودش هرگز دم نزد. ۱۵ نفرشان شهید شدند و پیکرها تکه‌تکه. ما هیچی از پیکر شهید را ندیدیم. تنها آزمایش‌های دی ان ای بود که پس از ده روز بالاخره شناسایی شد. 🇮🇷وقتی خبر شهادتش رسید، مادرش بیتابی می‌کرد؛ اما امروز آرامشی در چهره‌اش هست که وصف‌کردنی نیست. گویی دست تقدیر چیزی را در دل او نشانده که از جنس همین مسیر است. ما همه‌ این‌ها را ثواب می‌دانیم که به امام خمینی ‌می‌رسد چرا که این مسیر نورانی را ایشان به ما نشان داد. سال‌ها قبل از اخبار بیست‌وسی، همیشه برنامه «خانواده شهدا» را می‌دیدیم و با آن زندگی می‌کردیم… امروز خودم پدر شهید هستم الحمدلله 🔴تربیت شهادت طلبانه مادرش که از فرهنگیان بوده درباره شهید این گونه سخن می‌گوید: 🇮🇷ما از روزهای نخست انقلاب در دل حادثه بودیم؛ آن روزها که ساواک سایه‌اش را روی همه چیز انداخته بود، ما در خانه‌مان جلسات قرآن و تاریخ صدر اسلام داشتیم. شبها روی بام با خواهرم شعار می‌دادیم. روز ۱۷ شهریور را خوب به یاد دارم؛ بدون ذره‌ای ترس در میان جمعیت بودم و حتی وقتی شهدا را دیدم، در دلم گفتم: کاش من هم شهید می‌شدم. 🇮🇷از همان زمان تصمیم گرفته بودم بچه‌هایم را طوری بزرگ کنم که دلشان به دنیا گره نخورد. وقتی پسر دومم به دنیا آمد، برای خودم نوشتم: می‌خواهم شهیدپروری کنم. علیرضا همیشه باوقار و متواضع بود؛ با وجود علم و دانش، خاکی و آرام. می‌دانستیم روزهایی در پیش است که برای ظهور باید از بوته‌ امتحان سخت گذشت؛ و من همیشه آرزو داشتم من هم سهمی از شهادت داشته باشم. 🇮🇷او مظلوم بود… مظلوم و بی‌ادعا. دهم اسفند، ساعت دو بعدازظهر، علیرضا شهید شد. بعدها گفتند خبر شهادت آقا را که شنیده، صبح مثل همه مردم به میدان انقلاب رفته، کمی ایستاده، و بعد به محل کارش رفته؛ همان‌جا که تقدیر به سراغش آمده بود. 🇮🇷سه شب پیاپی افطاری داد. به ما و خانواده همسرش و رفقایش. هیچ‌وقت سابقه نداشت که ۳ شب پشت سر هم این‌طور سفره پهن کند. با همه‌ مشغله‌ها، بچه‌ها را فراموش نمی‌کرد؛ همیشه حواسش به آن‌ها بود. برای هر کدام برنامه داشت با هم قرآن می‌خواندند 🇮🇷ما در انقلاب شهید زیاد دادیم؛ درخت اسلام به خون زنده است و امروز می‌بینم که پسرم هم قطره‌ای از همین جاری همیشه است. 🔸شهید زهدی در خانواده‌ای خوب، ولایت‌مدار و تکلیف‌مدار بار آمده بود خصوصیتی که همه شهدا دارند. اگر می‌خواهید بیشتر از شهید بدانید به کانالی که به قلم همسر شهید است سر بزنید. @roozhaye_zibaye_ma
🔆دخترا هميشه دوتا مشكل اساسی دارن : ‌ 1- كُمدشون ديگه جايی واسه لباس نداره 2- ميخان برن بيرون ميگن لباس ندارم،حالا چی بپوشم 🌱🌱🌱🌱🌱 🔆.ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﯾﮑﻢ ﺧﻮﺩﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﮐﻨﻢ ☺️☝️ ‌ ‌ﺑﻪ مامانم ﮔﻔﺘﻢ:مامااااان ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ دختر ﺩﻧﯿﺎ ﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟ ☺️😊 ‌ ﮔﻔﺖ تجربه نکردم ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ.. برو ﺍﺯ مادر ﺑﺰﺭﮔﺖ ﺑﭙﺮﺱ... 😐✌ 🤦‍♀😂😂 ‌🌱🌱🌱🌱🌱🌱 🔆.به یارو میگن با " مشکل " جمله بساز میگه دیشب از خونه تون چیزی دزدیدم! میگن این که مشکل نداشت میگه پس، فرداشبم میام!🚶😐😂 http://eitaa.com/setadelierah