eitaa logo
♡سہ‌تادل‌یـہ‌راه♡‌
707 دنبال‌کننده
140 عکس
250 ویدیو
1 فایل
سلام خوش‌اومدید‌به‌چنلمون اینجا‌چنل سه تا دختره،دو دختر شهید زهدی همراه با دخترخاله شون،سه تا دختربا علایق و استعداد های متفاوت؛اما هر سه تاشون یک مسیر رو برای پیشرفت انتخاب کردن🙂 کپی حلالتون درخدمتم @Sadat892
مشاهده در ایتا
دانلود
هزینه مذاکره بیش‌تر از مبارزه است... https://eitaa.com/setadelierah
سال‌ها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گران‌قیمت یکی از دانش‌آموزان ثروتمند گم شد. دانش‌آموز با گریه به معلّم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!» معلّم رو به کلاس کرد و گفت: «هرکس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد. معلّم که نمی‌خواست پای پلیس و ناظم یا مدیر مدرسه به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت: «همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیب‌های شما را یکی‌یکی می‌گردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند.» دانش‌آموزان اطاعت کردند. در میان آن‌ها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس می‌لرزید و عرق سردی بر پیشانی‌اش نشسته بود. او می‌دانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه می‌رود، از مدرسه اخراج می‌شود و دیگر نمی‌تواند سرش را بالا بگیرد. معلّم شروع به گشتن کرد... جیب اوّل، دوّم، سوّم... تا اینکه به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد. پسرک منتظر فریاد معلّم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت! او تمام جیب‌های دانش‌آموزان را تا نفر آخر گشت. سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون اینکه نامی از دزد ببرد. آن روز گذشت و معلّم هرگز، حتی با یک نگاه معنی‌دار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است. سی سال گذشت... آن پسرک فقیر حالا مرد موفّقی شده بود. روزی معلّم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت: «استاد، مرا می‌شناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدید و شما جیبش را گشتید امّا رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی می‌کردید، آینده‌ام تباه می‌شد. می‌خواستم بپرسم چطور توانستید آن‌قدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟» معلّم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جمله‌ای گفت که مرد را همان‌جا روی زمین میخکوب کرد: «پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمی‌دانستم ساعت را تو برداشته‌ای! چون من هم موقع گشتن جیب‌هایتان، چشمانم را بسته بودم...» مرد به پای معلّم افتاد و اشک ریخت. معلّمی که نخواست حتّی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند. کاش ما نیز از این معلم فهمیده یاد بگیریم... https://eitaa.com/setadelierah
آیا میدانید: بعد وصل شدن اینترنت؛ ۲۰۰هزار نفر پخلوی آنفالو کردن😂🦦 http://eitaa.com/setadelierah
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارای ناجوری که مردم ایران دلشون میخواد با ترامپ بکنن🧨 http://eitaa.com/setadelierah
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم لورفته از پشت‌پردهٔ مقاومت در برابر آمریکا eitaa.com/setadelierah
2876664721.amr
حجم: 379.3K
سـوال ❕ آیا تبادݪ ادمینے حـرامـہ یـا خیـر؟ [بـلـه] 🌱 ایـݩ هـم مدرڪ اصلے ضبط شده از دفـتر مقـام معظم رهبرے ڪہ همـہ‌ے مـراجـع‌ هـم قـبوݪ دارݩ 🌸💚 هنـوز هـم حرفـے براے گفـتݩ داریـد؟؟؟ 💚 ✔️
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۹۰شب تو قلبمون امیدِ این از دعای رهبر شهیده