eitaa logo
ستاد تبلیغات جنگ
3هزار دنبال‌کننده
12.2هزار عکس
10.8هزار ویدیو
46 فایل
اخبار این کانال، از مراجع اصلی تأمین خبر می‌شود ستاد رسانه جنگ @setadjang313 🆔 پذیرش تبلیغات👇 @f_aaha
مشاهده در ایتا
دانلود
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یعنی وای بحالش اگه پیداش کنه 😂😂
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 استاد دانشگاه توکیو: برخی جریان‌ها نابودی ایران را مقدمه بازگشت مسیح می‌دانند! 🔹استاد دانشگاه ریکیئو توکیو: ریشه حمایت متعصبانه برخی جریان‌ها از ائتلاف ترامپ و نتانیاهو برای رویارویی مستقیم با ایران، فراتر از معادلات سیاسی رایج و ریشه در باوری آخرالزمانی دارد. 🔹تفکری که بر اساس آن، «حکومت هزارساله» و بازگشت مسیح منوط به نابودی ایران به‌عنوان سرسخت‌ترین دشمن اسرائیل به دست ائتلاف واشنگتن و تل‌آویو است. 🔹برگزاری نشست‌های دعا و نیایش در کاخ سفید با حضور چهر‌هایی همچون پائولا وایت و تئوری‌پردازی درباره اینکه رئیس‌جمهور برای روز مبادا و نجات جامعه یهود از دست پارس‌ها برگزیده شده، زنگ خطری جدی است. .
حسن روحانی در کتاب خاطرات دوران ریاست جمهوری خود می‌نویسد: در سال اول از دوره‌ دوم ریاست جمهوری‌ام، برای یک سفر استانی به ساری رفته بودیم. در بازگشت وقتی در فرودگاه ساری می‌خواستیم سوار هواپیما شویم؛ دیدم پسری در گوشه سالن مشغول فروختن چیزی است . . . مشتری چندانی ندارد و خیلی مغموم است. دلم برایش سوخت . . . گفتم جلو بروم و ببینم چه می‌فروشد و اگر بشود کمی از او خرید کنم . . . به محافظان اشاره‌ای کردم و همه به طرفش رفتیم . . . رفتم جلو و با او دست دادم؛ با لبخندی مصنوعی تحویلم گرفت. نگاهی به روی میزِ جلوی اون پسر کردم و دیدم دو مدل قوطی واکس یکی قهوه‌ای روشن و یکی مشکی جلوی اوست. خواستم چیزی از او خریده باشم که پولی هم توی جیبش کرده باشم. سه تا قوطی از واکس‌های قهوه‌ای روشن و سه تا از سیاه‌ها برداشتم و به محافظم دادم و رو به پسرک کردم و گفتم: خسته نباشی پسرم! آفرین به تو که با کسبِ حلال، روزیِ پاک در میاری. باز هم لبخندی مصنوعی و بی‌روح تحویلم داد. با خودم گفتم محال است مرا نشناخته باشد؛ ولی با این‌حال در حالی‌که دست در جیب کتم می‌کردم که پول او را پرداخت کنم؛ به او گفتم مرا می‌شناسی؟ خیلی ریلکس و بی‌تفاوت گفت: آره . . . روحانی نیستی مگه...!؟ با اینکه از این طرز بیانش کمی دلخور شدم؛ ولی لبخندی تحویلش دادم و گفتم: آفرین من روحانی هستم(حسن کلیدساز)😜، خدمت‌گزار شما . . . کارت‌بانکی‌ام را به طرفش گرفتم و پرسیدم چقدر شد؟ پسر با یه جور بی‌تفاوتیِ آزاردهنده کارت را از دستم گرفت و گفت: رمز؟ رمز را بهش گفتم و اونم کارت کشید و رسیدش را با کارت بهم پس داد. در حالی که زیاد از برخوردِ سرد و بی‌تفاوتش راضی نبودم؛ ولی کارت و رسید را از او گرفتم و خواستم برگردم که چشمم به مبلغ افتاد !!! دو میلیون تومن !!! برگشتم و به او گفتم: این یک دزدی محرز و فسادِ عیان است. حالا چون توی فرودگاه هستی؛ دلیل نمی‌شود که شش تا قوطی واکس را اینطور گرون و بی‌قاعده بفروشی !!! چه خبره؟! مگر شهرِ هِرت است؟! پسرک در حالی که با گوشه‌ی چشم و نیش‌خندی معنادار مرا می‌نگریست؛ بدون هیچ‌گونه علائمِ ترس یا نگرانی در صورتش گفت: متأسفم واسه اونایی که به تو رأی دادند . . . !!! در حالی که خودم و محافظام از تعجب شاخ درآورده بودیم؛ هیچ کس هیچی نمی‌گفت و فقط با دهن‌باز نگاش می‌کردیم. آخرسر گفت: اینا خاویاره! خاویار خزر! اون قوطی زرده خاویار طلاییه و این سیاهه خاویار سیاه . . .!! هیچی دیگه نایلون را برداشتم و رفتم طرف هواپیما... و ببینید چه کسی هشت سال رئیس جمهورمون بوده که "فرق خاویار و واکس" را از هم تشخیص نداده و چه با افتخار هم تو خاطراتش نوشته . . . !!! باور کنید هر وقت حالتون گرفته و دمق بودین؛ میتونین این متن را بخونین و کلی بخندین. دمش گرم که یک‌نفر تو رویش ایستاد و گفت برای کسانی که به تو رای دادن متاسفم...!!! 🆔𝄃𝄂𝄂𝄃𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁۸/۱۴