15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
╭─━─━─• · · ·
#استوری | #story📱
.
.
از هر جهت شدهست به خورشید منتسب
هم دختر امام، وَ هم خواهرِ امام...
#همه_خادم_الرضاییم
#دهه_کرامت
ᘜ⋆⃟݊🌱•✿❅⊰'••'•'━━━•─
@setaresho7 اینجا ستاره شو
─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋♂🙋♀
ستاره شو7💫
╭─━─━─• · · · #استوری | #story📱 . . از هر جهت شدهست به خورشید منتسب هم دختر امام، وَ هم خواهرِ ام
♥️¦⇠
#چالش
کیا دلتنگ امام رضا جان هستند؟
هرچه میخواهد دل تنگت بگو...
برامون بنویسین تا دوستانی که میرن حرم
خواهر و برادر پیامتون رو ببرن برسانند به صاحب کَرَم
♥️¦⇠
ستاره شو7💫
دوستای گلم که تست هوش گربه را درست پاسخ دادند 👇👇👇 😍 فاطمه سرانجام ابولفضل امانی فاطمه جوکار مهشید بو
دوستانی که شماره تماس ندادند سریعتر بفرستند.اگر تا اخر هفته نفرستند هدیه کارت شارژشون سوخت میشه ☝️
5.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
╭─━─━─• · · ·
#استوری | #story📱
.
.
مثل باران در بزن و بی خبر از راه برس
|#یاردلمــღ
﹝#امام_زمان💙🌎﹞
﹝#اللهمعجللولیڪالفرج🦋🌿﹞
ᘜ⋆⃟݊🌱•✿❅⊰'••'•'━━━•─
@setaresho7 اینجا ستاره شو
─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋♂🙋♀
#بازی
🌱••|هشتخوان|••🌱
شخصیتها در این بازی به صورت کاملا ایرانی طراحی شده و سعی شده است که از تمام المانها و نشانههای فرهنگ پهلوانی ایران در آن استفاده شود. وجود شخصیتهایی مانند پشوتن، برسام، گیو، سیمرغ، رستم، فریدون، زال، طوس، گودرز، اسفندیار، بهرام و بسیاری دیگر از شخصیتهای اساطیری ایران، باعث شده است تا حال و هوای بازی بسیار با فرهنگ ایرانی هماهنگ باشد و بازیکن را به سمت اینگونه الگوها و شخصیتها بکشاند.
ᘜ⋆⃟݊🌱•✿❅⊰'••'•'━━━•─
@setaresho7 اینجا ستاره شو
─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋♂🙋♀
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سوم خرداد، سالروز آزادی خرمشهر
یادآور دلاور مردی و ایثار شهیدان ، استقامت و پایداری ملت ایران و رشادت فرماندههان گرامی باد🇮🇷
ᘜ⋆⃟݊🌱•✿❅⊰'••'•'━━━•─
@setaresho7 اینجا ستاره شو
─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋♂🙋♀
سربازان فرمانده.mp3
15.71M
🎙️#صیقل_روح
میخوام منم یه عضو لشکر باشم
مدافع مکتب حیدر باشم
تا لحظه ی ظهور مهدی باید
منم مطیعِ امرِ رهبر باشم
|#یاردلمــღ
﹝#امام_زمان💙🌎﹞
﹝#اللهمعجللولیڪالفرج🦋🌿﹞
ᘜ⋆⃟݊🌱•✿❅⊰'••'•'━━━•─
@setaresho7 اینجا ستاره شو
─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋♂🙋♀
ستاره شو7💫
#رمان #قسمت_هفتاد_و_هفت اما محمدجواد تصمیمش را گرفته بود. کاغذ را بیرون آورد و بازش کرد. صدا ضعیف
#رمان
#قسمت_هفتاد_و_هشت
بعد در چشمهایش اشک حلقه زد و پایش را برداشت. 🥺
محمد جواد کمی سینهاش را مالید و سرش را بلند کرد. نگاهش به نگاه سینه سرخ گره خورد.
سینه سرخ گفت: بله، میدونم و از آخرین کارش هم خبر
دارم و با اخم به محمدجواد نگاه کرد.😠
محمدجواد از زمین بلند شد و خود را تکاند. نمیدانست از شرم و خجالت چه کند. 🤯
سرش را پایین انداخت و منتظر مجازات
ماند. 😔
برهان گفت: «استوانه کجاست؟»
محمدجواد استوانه و کاغذی که در دست داشت را به برهان نشان داد.
- کاغذ رو باز کن.
- اما کاغذ خاليه.
برهان سری تکان داد و گفت: گفتم باز کن 😡
محمدجواد کاغذ را باز کرد.
کاغذ سفید و خالی به یک کاغذ خاکستری و پر از لک تبدیل شده بود. پر از لکه های کوچک و
سیاه.😩
محمدجواد با آستین لباسش سعی کرد برگه را تمیز کند. اما نشد.
برهان گفت: این کاغذ دیگه به این راحتی تمیز نمیشه. این لکه ها به خاطر کارهای زشت تو کثیف شده است.
ادامه دارد.....
ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ
#محمدجوادوشمشیرایلیا
#داستان
👨🧕
🌼⃢ 🍂🌟@setaresho7