eitaa logo
ستاره شو7💫
726 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.7هزار ویدیو
49 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
امیدوارم به همین زودیا سرت رو بگیری رو به آسمون و بهش بگی میدونم کار خودت بود خدایا شکـــــــــــــرت❤️ صبح اول هفته تون پراز انرژی 😍💪 پیشاپیش میلاد رسول مهربونی ها مبارک 👏👏👏👏👏👏 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
🌻🏃🏃‍♂ هیچ وقت براے شروع دیر نیست شاید داستان جدید زندگےت رو بیشتر دوست داشتے شروع کن...😇🙏 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
🙏 به نام خدای مهربان هم کلاسے سلام😊😁 اگه تۅی مدرسه ها استرس درس و مدرسه نداری 🙈🧐 ولی استرس کم خوابیدن و استرس کم شدن زمان تفریحاتت رو داری😳👀😂 کارای بالا رو انجام بده🤓😏 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نابود شد😂😂😂 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
🌿سلام✋به اعضای محترم😍 کانال ستاره شو🌟💫 🌿از همه شما ممنونم🌱 بابت اینکه همراه همیشگی کانالمون هستین😊✨ 🌿از شما میخوام در تبلیغ کانال ستاره شو💫 به ما کمک کنید😊 🌿مطالب کانال رو با لینک خود کانال برای دوستاتون بفرستید و ازشون دعوت کنید که عضو کانال ستاره شو بشن✨ 🌿هرنظر و انتقادی در رابطه با کانال دارید خیلی دوست داریم بشنویم نظرات شما باعث پیشرفت مطالب کانال میشود🌱 جهت ارتباط با کانال، نظرات و پیشنهاداتتون به آیدی زیر مراجعه کنین👇👇 [•🌱 @adminsetaresho7 🌱•] ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌ ─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─ https://eitaa.com/joinchat/918552624Ce34538a3dc
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
↻✂️📏✏️••|| . . 🙃🙂 که عمرا بلد باشی 😜👌 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
ستاره شو7💫
#تست_هوش 🤩 ⁉️ آن چیست که شاخ دارد اما گاو نیست ، بر پشتش باری سنگین دارد اما الاغ نیست و هر گاه راه
😍 حلزون🐌🐌🐌 تشکر از دوستان گلم که درست پاسخ دادند 👏👏👏👏👏 حدیث مطلبی مهدی ابراهیم عابدی ماهان امینی فاطمه زهرا احمدی مهشید برونی اسما فدایی جواد عارفه جمالی محدثه بیاتی ریحانه امیری یلدا عباسی فاطمه صادقی حدیثه قدیری علی احمدی محمدجواد اشراقی عماد احمدی مریم جانثاری 🌟🌟🌟🌟
ستاره شو7💫
#رمان #قسمت_صد_و_ده آن قدر محو تماشای ایلیا بود که متوجه نشد چطور به تخته سنگ آخر رسیده است. روبه‌ر
سلوا که کوله‌ی محمدجواد را بر دوشش انداخته بود رو به هُما کرد و گفت: «باید محمدجواد و ذال رو پیش برهان برگردونیم. زمان زیادیه که در حال تمرین هستیم.» هُما گفت: «به نظر من هم هر چیزی که لازم بود محمدجواد یاد بگیره بهش آموزش دادیم.» بال‌هایش را باز کرد تا محمدجواد و ذال را سوار کند. سلوا گفت: «بیا محمدجواد این هم کوله‌ات. برید خدا به همراهتون. من باید برم سراغ مهمون بعدی.» ذال گفت: «یعنی با ما نمیای؟» سلوا گفت: «منتظر مهمون بعدی هستم. نمی‌تونم بیام.» محمدجواد در حالی که کوله را از سلوا می‌گرفت نگاهی به او کرد. دلش برای سلوا تنگ می‌شد. سلوا را بغل کرد و بوسید و از او قدردانی کرد. مدتی بعد هُما با مسافرانش از دید سلوا محو شدند. محمدجواد شمشیر و کوله‌اش را محکم گرفته بود. از آن بالا همه چیز کوچک به نظر می‌رسید، تا اینکه هما گفت: «رسیدیم. آماده‌ی فرود باشید.» برهان و حروف دور هم نشسته بودند و صحبت می‌کردند. با دیدن هُما همه ایستادند. هُما در کنار برهان فرود آمد. ذال از اینکه به جمع دوستانش رسیده بود، خوشحال بود. سریع به سمت لام و مابقی حروف رفت. اما محمدجواد با آرامش از روی شانه‌ی هُما پایین آمد، کوله‌اش را بر زمین گذاشت و منتظر برهان ماند. برهان چند قدم به محمدجواد نزدیک شد و براندازش کرد. چشمش به ایلیا افتاد و چشم‌هایش برقی زد. در یک قدمی محمدجواد ایستاد. محمدجواد دیگر طاقت نیاورد و خود را در آغوش برهان انداخت. هر دو احساس خوبی داشتند. هُما صدایش را صاف کرد و گفت: «من دیگه باید برم.» برهان با مهربانی از آغوش محمدجواد بیرون آمد و گفت: «بابت همه چیز از تو ممنونم دوست قدیمی.» هُما که، اهالی باغ قرآن تا آن لحظه به زحمت لبخندش را دیده بودند، لبخندی زد و گفت: «شاگرد خوبیه. ثابت کرد لیاقت ایلیا رو داره.» محمدجواد سرش را پایین انداخت و از خجالت سرخ شد. هُما ادامه داد: «محمدجواد یادت باشه ایلیا توانایی‌های زیادی داره؛ اما فقط صاحبش می‌تونه این توانایی‌ها رو کشف کنه.» محمدجواد نگاهی به ایلیا انداخت و گفت: «من از شما سپاس گزارم راهنما.» و اشک در چشمانش جمع شد. هُما با بال‌های بزرگش بازوهای محمدجواد را گرفت و گفت: «مراقب نامه‌ی اعمالت هم باش. باید بری و موجود تاریکی رو به همون جایی بفرستی که لیاقتش رو داره. هر وقت به کمک نیاز داشتی، کافیه خدا رو صدا کنی.» بعد پرواز کرد و رفت. ادامه دارد... ᘜ⋆⃟݊🌱•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂🙋‍♀
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨🌸✨ به نام خدایے که بهترینهـ😘 سلامـــ🙈 اصلا دلم ❤️براتون یه ذره 👌شده بود شما هم نرفته مدرسه ازتون اینهمهـــ امتحان گرفتن🧐😭😂 درس های حفظے رو اینجوری 👆بخونید ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂