🔘 سوگنامهی سردار حماسه
📝مهدی احمدلو
جاری شد از این حماسه، چون رود دشت و دمن هم
پیچید بوی شهادت، دل باخت مشک ختن هم
یکدست شد جمع یاران، صنعاء و کشمیر و کرمان
بغداد و بیروت و تهران، غزه، دمشق و عدن هم
هرجا هر آزادمردی در سینهاش داشت دردی
نجوای پَستوییاش را فریاد زد در علن هم
گفتم به دامان بگیرم سر را که سامان بگیرم
دیدم ندارد علمدار دیگر سری در بدن هم
کرمان سلیمانیاش را... بصره ابومهدیاش را...
ای کاش یک روز هم قم... ای کاش یک روز من هم...
#مهدی_احمدلو
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 سوگنامهی سردار حماسه
📝شهره انجمشعاع
در درندشت کوه پیچیده، نالههای مداوم بوران
شب، شبِ سوزی استخوانسوزست، مشت بر سینه میزند طوفان
مانده در گوش دشت انگاری ردّ سُمکوبههای شبدیزی
باز زین کرده رخش را رستم، میرود تا حوالی توران
با کمانی به دوش میآید بر تنش زخمِ سالیان مانده
آرش است و کنایههای مسیر، آرش است و ستیغ کوهستان
از تب لهجهی کویری مرد یخِ دلهای مرده میشکند
بوی آلاله میدهد دستش، بس که گل کاشته در این گلدان
عطر بابونههای وحشی را با خودش از کویر آورده
میبرد بوی لاله را از فاو تا گذرگاه مرزی لبنان
آشنای غم دهاتیهاست، دل، صدها کَپَر به او قرص است
نام او جاری است از اروند، نام او جاری است تا جولان
او کتاب مصور جنگ است، شرح تاریخ جانفشانیهاست
بومی خاک عشق و ایثار است آبروی همیشهی کرمان
شعلههای چراغ بغدادی با نفسهای باد میمیرد
شب، شبِ سوزی استخوانسوزست، مشت بر سینه میزند طوفان
تا که این سوز کارگر نشود، پیکرش دشت را بغل کرده
و زمین پر شد از تن مردی که از او خالی است دست زمان
در افق خون داغ پاشیده، شرق آبستن است صبحی را
بوی بابونه میوزد با باد، میپرد خواب از سر دوران
#شهره_انجمشعاع
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 سوگنامهی سردار حماسه
📝ریحانه کاردانی
از کشتهاش هم بترسید، این مرد پایان ندارد
مُلکی که او دارد امروز، حتی سلیمان ندارد
دلهای ما مُلک او شد، جانهای ما سرزمینش
این سرزمینِ بهار است، اینجا زمستان ندارد
ما التیام از که جوییم؟ ما از که مرهم بخواهیم؟
جز روضهی فاطمیه، این درد درمان ندارد
ای اکبرِ ارباً ارباً! ای دستِ عباسگونه!
حزنی که در رفتن توست، صد بیت الاحزان ندارد
صدها سلیمانی اینجا میجوشد از خون پاکت
دشمن چرا فکر کردهست خون تو تاوان ندارد؟
ما غرق خشمیم و کینه، آتشفشانهای دردیم
ایمن نباشد از این خشم، هرکس که ایمان ندارد
خون ابوالمهدی امروز آمیخت با خون سردار
یعنی که اسلام اصل است، بغداد و تهران ندارد
#ریحانه_کاردانی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 سوگنامهی سردار حماسه
📝حسین مودب
ای خوشا در راه اقیانوس طوفانی شویم
در طواف روی جانان غرق حیرانی شویم
کربلا غیر از اطاعت نیست، یاران العجل!
در مسير جمکران باید جمارانی شویم
پای درس فاطمه(س) آموختیم این عشق را
در غدیر معرفت با شوق قربانی شویم
صبح نزدیک است، این شام پریشانحال را
باید اکنون عازم پیکار پایانی شویم
من ز لبخند شهیدان اینچنین فهمیدهام
دشمنان مورند... ما باید سلیمانی شویم!
#حسین_مودب
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 سوگنامهی سردار حماسه
📝محمود یوسفی
در سینه هامان زخم صدها بغض پنهانی ست
چشمانمان از این مصیبت ابر بارانی ست
ای بادهای هرزه در فکر کفن باشید
حال و هوای شهرمان بدجور طوفانی ست
از پشت گرچه بازهم خنجر زدید اما
این شهر این خانه پر از قاسم سلیمانی ست
این خانه از اهل وفا خالی نخواهد شد
این شهر این خانه پر از یار خراسانی ست
آری عزاداریم اما غرق امیدیم
آری پس از این روزهای سخت آسانی ست
آری پس از این، غنچه بسیار می روید
صد ها گل قاسم در این گلزار میروید
سردار ما را بی هوا کشتن کجا زیباست
اینگونه جنگیدن مرام بچه ترسو هاست
ای گرگ ها مرد نبرد تن به تن باشید
شیر آمده آماده جان باختن باشید
چشم عدالت روز و شب در انتظار ماست
هیهات من الذله تا آخر شعار ماست
ما نان ز دست خصمپیغمبر نمیگیریم
ما مرد میدانیم در بستر نمیمیریم
با دوستان خویش کارونیم و اروندیم
با دشمنان خویش البرز و دماوندیم
باید ببینی در رگ ما خون آرش را
در چشمهامان غیرت صدها سیاوش را
ما یک به یک از نسل خون از نسل شمشیریم
وقتش بیاید انتقامی سخت میگیریم
از ایستادن آسمان خسته نخواهد شد
راهی که با خون باز شد بسته نخواهد شد
حس میکنم روی سر خود دست قائم را
باید بگیریم انتقام حاج قاسم را
ای آسمان خونخواهی هابیل نزدیک است
شبهای نابودی اسرائیل نزدیک است
حالا ببین تاثیر خون مرد مخلص را
هم حاج قاسم هم ابومهدی مهندس را
ای چشم بسته جمعه فریاد را دیدی؟
جمعیت میلیونی بغداد را دیدی؟
از آبرو تا جان مرید امر جانانیم
ای گاوهای شیرده ما شیر میدانیم
در راه میهن لشکر آماده بسیار است
سرباز جان بر کف چو حاجی زاده بسیار است
غیرت، شرف ،عزت، بزرگی، ارمغان ماست
پایش بیفتد باز موشک گفتمان ماست
...
دست علی و فاطمه پشت و پناه ماست
این خانه خالی نیست صاحبخانه اش زهراست
زهرا همانی که سرود جان نثاری خواند
تا آخرین لحظه فقط پای ولایت ماند
ای حضرت خورشید هنگام ظهور توست
درمان این ظلمت فقط مهتاب نور توست
من شک ندارم شهرمان آباد خواهد شد
من مطمئنم قدس هم آزاد خواهد شد
#محمود_یوسفی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
01_Zamine_Fatemieh1400.mp3
947.8K
🔘 فاطمیه ۱۴۰۰
▪️ زمینه - خروش جاویدان
📝جمعی از شاعران
شکسته حرمت حیدر
شکسته پهلو زهرا
چرا چنین شد تفسیر
مودة للقربا
اگر برآرد آه از دل
تمام عالم میسوزد
به حال زهرا این شبها
دل محرّم میسوزد
زهرا مولاتی
.
چه روضههایی دارد
سوره کوثر با ما
غمی فراوان با اوست
از اول اعطینا
اهل سماء را برد از هوش
غربت مولا در تشییع
نمانده تاب همراهی
فرشتگان را در تشییع
زهرا مولاتی
.
سر شهادت دارند
فداییان زهرا
مگر بمیرد شیعه
علی بماند تنها
خروش زهرا در مسجد
همیشه جاویدان مانده
خطبه زهرا تا دنیاست
مفسّر قرآن مانده
زهرا مولاتی
#جمعی_از_شاعران
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
02_Zamine_Fatemieh1400.mp3
1.05M
🔘 فاطمیه ۱۴۰۰
▪️ زمینه - آیههای یقین
📝زهرا آراستهنیا
آسمان سینه زد، اشک چشمش چکید
کوچه آتش به دل، جامه بر تن درید
فصل ماتم شد و فاطمیه رسید
شده رنگ غم پیدا
نوحه میخواند مولا
یار مظلومم زهرا
یاس کبود ما
مادرم زهرا، زهرا
.
بر جانم نشاند خطبههای مبین
تا جان گیرم از آیههای یقین
پشت ظالمان را زنم بر زمین
به تو دادم قلبم را
به شهادت با مولا
برسانم یا زهرا
نور امید ما
مادرم زهرا، زهرا
.
آتش میزند کوچه بر کربلا
هر گوشه رسد نالهای تا خدا
بحرین و یمن، غرق ظلم و جفا
هرکجا ظلمی بر پا
شیعه میبازد جان را
تا که باشد چون زهرا
کوثر مرتضی
مادرم زهرا، زهرا
#زهرا_آراستهنیا
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
03_Sangin_Fatemieh1400.mp3
1.31M
🔘 فاطمیه ۱۴۰۰
▪️سنگین - دلیل خلقت
📝بشری صاحبی
تو دلیل خلقتی
آیه آیه رحمتی
تو شفیع جنتی
فاطمه
آسمان چادر نماز توست مادر
ماجرای کوچه راز توست مادر
بارش باران، نسیم صبحگاهی
جلوهی راز و نیاز توست مادر
بعد تو ای گل عذار
مانده خالی از بهار
سر رسیده روزگار
فاطمه
مادرم وای مادرم، فاطمه
.
کربلا و اشک و غم
مشک و دستان قلم
تشنگی، آتش، علم
بعد تو
خیمهها آتش گرفته مثل آن دم
میکشند این بیحیاها چادر از سر
باز ضرب سیلی و بازوی نیلی
شد رقیه سرنوشتش مثل مادر
ماجرای قحط آب
یک جهان غرق سراب
روضهی طفل رباب
بعد تو
مادرم وای مادرم؛ فاطمه
.
ما همه عباس تو
مست عطر یاس تو
غرق در احساس تو
فاطمه
نیست دیگر قسمت زینب اسارت
باز شد با دست او راه شهادت
سرو گونه بین طوفان ایستادند
پاسبانان دمشقش با شجاعت
ایستاده هر قدم
تا علم باشد علم
هر مدافع حرم
فاطمه
مادرم وای مادرم۳؛ فاطمه
#بشری_صاحبی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
04_Vahed_Fatemieh1400.mp3
946.5K
🔘 فاطمیه ۱۴۰۰
▪️ واحد - دریای مهر و رحمت
📝محمدحسین رحیمیان
ای راحت روح نبی صدیقه ی کبری
یا حضرت ِ زهرا
ام الحسن ام الحسین همسنگر مولا
یا حضرت زهرا
دریای مهر و رحمت و کوه وفا هستی
مشکل گشا هستی
کِی مادری مانند تو آید در این دنیا
یا حضرت زهرا
تو بهتری از هاجر و آسیه و مریم
صدیقه ی اعظم
هم بر تو نازد این زمین هم عالم بالا
یا حضرت زهرا
شکر خدا که سایه ی روی سرم هستی
تو مادرم هستی
با دست عباست شوی تو ضامنم فردا
یا حضرت زهرا
یاس علی گشتی چرا هم رنگ ِ نیلوفر
تو بعد پیغمبر
خاکی چرا شد چادرت واویلا واویلا
یا حضرت زهرا
آه ای بهار مرتضی رنگ خزان گشتی
قامت کمان گشتی
خوانی نشسته نافله ، افتاده ای از پا
یا حضرت زهرا
قنفذ چه آورده سرت، هستی چه بی طاقت
ای مادر خلقت
عجل وفاتی بر لبت ، سیری از این دنیا
یا حضرت زهرا
شد رنگ خون از حال تو بین در و دیوار
رنگ ِ رخ ِ مسمار
خوب از تو دلجویی شده در ماتم بابا
یا حضرت زهرا
#محمد_حسین_رحیمیان
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 حضرت امالبنین سلاماللهعلیها
📝سید جعفر حیدری
تار می دیدم و به شک بودم
این صدا از گلوی پنج تن اسـت
عطر سیب ات که در هوا پیچید
با خودم گفتم این حسین من است
وقت مرگ آمدی به دیدن من
حاضری پیش جان محتضرم
لطف کردی، به زحمت افتادی
من توقع نداشتم پسرم
جرعه آبی بنوش، خسته راه
نفسی تازه کن، برم بنشین
ساعتی صبر کرده بودی اگر
محضرت می رسید ام بنین
تاج منت گذاشتی به سرم
تو تمنایم از دو دنیایی
من کجا این شکوه و رتبه کجا
من کنیزم تو کنزِ زهرایی
کربلا قسمتم نشد آخر
حسـرت دل شمیم تربت توست
گریه ام از هراس مردن نیست
اشک هایم برای غربت توست
گریه از دست من کلافه شده
از جگر آه می کشم شب و روز
آهِ سردم گواه درد دلی ست
شعله ور تر از آفتاب تموز
روز اول که دیدمت گفتم
در غمت باید امتحان بدهم
چار قل خواندم و قسم خوردم
پای تو چار دفعه جان بدهم
با هدف می گذشت روز و شبم
تلخی روزگار شیرین بود
بچه هایم فدایی ات بشوند
همه آرزوی من این بود
معرفت را به حوصله با ذوق
کاشتم در نهاد تک تک شان
گشت سیراب از اشک های سحر
ریشه اعتقاد تک تک شان
نیمه شب ها به جای لالایی
دائم اسم تو را به لب بردم
قبل هر دفعه شیر دادن شان
جای خرما غم علی خوردم
گرد غربت به صورتت که نشست
تا مسیرت به نینوا افتاد
یک به یک عرضه داشتند ای دوست
با تو هستیم هرچه باداباد
با من از کربلا بگو پسرم
خیمه بی پناه یعنی چه؟
زینت دوش مصطفی تو بگو
گودی قتلگاه یعنی چه؟
گاه کابوس آب می بینم
غرق آشفتگی ست احساسم
گفت راوی که تشنه جان دادی
نکند کم گذاشت عباسم
خواهرت از وفای او می گفت
با سر و چشم و دست شد سپرت؟
آه از روضه عمود اما
هرچه آمد سرش فدای سرت
ساربان در شلوغیِ گودال
خاتمت را ندیده بود ای کاش
شمر جای سرِ مطهرِ تو
سر من را بریده بود ای کاش
گر عبا و عمامه را بردند
غارت پیرهن برای چه بود؟
بدنی با هزار و نهصد زخم
نعل تازه زدن برای چه بود؟
نفسم به شماره افتاده
از عنایت نظر به حالم کن
ملک مرگ هم رسید از راه
این دم آخری حلالم کن
بدنم بر زمین نمی ماند
کفنم خاک و خون نخواهد شد
جانم از تن بُرون شود اما
داغت از دل برون نخواهد شد
#سید_جعفر_حیدری
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 حضرت امالبنین سلاماللهعلیها
📝کاظم بهمنی
رسالتت نه فقط صاحب پسر شدن است
تو را کنار علی شأنِ همسفر شدن است
بزرگ مادرِ ماهِ همیشه کامل عشق!
هنوز نور تو در حال بیشتر شدن است
رسیدن تو به وصل علی به ما آموخت
مهم تر از همه از جانبش نظر شدن است
حسودهای مدینه تو را نمی فهمند
و قلب تیره سزاوار شعله ور شدن است
تمام می شود این غم همین که برگردی
فرشته مشکلش از بابت بشر شدن است
تو آن ضمیر بلندی که راز عرفانت
نتیجه ی گذر از مرز خون جگر شدن است
سکوت کن که ادب یادداشت بردارد
سخن بگو که حیا فکر بارور شدن است
که عشق در تو نه با مهر مادری یکسوست
نه فارغ از غم هفتاد و یک نفر شدن است
دو دست خویش به جای تو داده فرزندت
وگرنه میل تو هم بر شکسته پر شدن است
حسین تا که نماند به روی نیزه غریب
سفارشت به پسرها بدون سر شدن است
خیال مرثیه سازم به روضه می کشدم
ولی تمایلم امشب به برحذر شدن است
به زخمتان دم رفتن نمک نمی پاشم
بشیرم و همه سعیم به خوش خبر شدن است
خیال مرثیه ساز مرا ببخش ای سرو
کبوترست و به دنبال نامه بر شدن است
#کاظم_بهمنی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 حضرت امالبنین سلاماللهعلیها
📝آیت الله غروی اصفهانی (کمپانی)
چشمۀ خور در فلک چارمین
سوخت ز داغ دل امالبنین
آهِ دل پردهنشین حیا
برده دل از عیسی گردوننشین
دامنش از لخت جگر لالهزار
خون دل و دیده روان ز آستین
مرغ دلش زار چو مرغ هزار
داده ز کف چار جوان گزین
اربعةٌ مثلُ نُسورِ الرُّبی
سدرهنشین از غمشان آتشین
کعبۀ توحید از آن چار تن
یافت ز هر ناحیه رکنی رکین
قائمۀ عرش از ایشان بهپای
قاعدۀ عدل از آنها متین
نغمۀ داودی بانوی دهر
کرده بسی آب دل آهنین
زُهره ز ساز غم او نوحهگر
مویهکنان مویکنان حور عین
یاد ابوالفضل که سر حلقه بود
بود در آن حلقۀ ماتم نگین
اشکفشان، سوختهجان، همچو شمع
با غم آن شاهد زیبا قرین
ناله و فریاد جهانسوز او
لرزه در افکنده به عرش برین
کای قد و بالای دلآرای تو
در چمن ناز بسی نازنین
غُرۀ غرای تو اللهُ نور
نقش نخستین کتاب مبین
همت والای تو بیرون ز وهم
خلوت ادنای تو در صدر زین
رفتی و از گلشن یاسین برفت
نوگلی از شاخ گل یاسمین
آه از آن سینۀ سینامثال
داد ز بیدادی پیکان کین
طور تجلای الهی شکافت
سرّ انا الله به خون شد دفین
عاقبت از مشرق زین شد نگون
مهر جهانتاب به روی زمین
خرمن عمرم همه بر باد شد
میوۀ دل طعمۀ هر خوشهچین
صبح من و شام غریبان سیاه
روز من امروز چو روز پسین
چار جوان بود مرا دلفروز
وَ الیَومَ أصبحتُ و لا مِن بَنین
لا خیرَ فِی الحیاةِ مِن بَعدِهم
فَکُلُّهُم أمسی صَریعاً طَعین
خون بشو ای دل که جگرگوشگان
قد واصَلوا المَوتَ بِقَطعِ الوَتین
نام جوان، مادر گیتیَ مبر
تُذَّکِرینی بِلُیوثِ العَرین
چونکه دگر نیست جوانی مرا
لا تَدعُوِنّی وَیکِ اُمَّالبَنین
مفتقر از نالۀ بانوی دهر
عالمیان تا به قیامت غمین
#آیت_الله_غروی_اصفهانی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee