موکب تموم شد و همه چیو جمع کردیم..
و حالا ما موندیم و کلی خاطره..
گِلی شدن کفش و شلوار و چادرا مون، چای های داااغ، فلافل هاش، بازی کردن با بچه ها توی غرفه کودک، ماشین های نوپو، چالش گرفتن با مردم، نماز خوندن زیر بارون و...
از موکب که میومدی بیرون گنبد جمکران تو بغلت بود🥲
شاید وقتی داری اینو میخونی فکر کنی جای خیلی کثیفی بود ولی میدونی اون عشقی که اونجا بود رو هیچ جا نمیتونی پیدا کنی...
اصلا انگار واقعا امام زمان'عج' داره نگات میکنه و یه لحظه هم چشم ازت بر نمیداره..
خلاصه بگم بهترین دو روز عمرم بود🙃🤍🌱✨🎀
"سِتي࣫͝ ☫︎"
برو ای گدای مسکین در خانه رقـــــیه دختر استوخوبداند،رگِخوابِشـاهِمارا..(:🖤
تولدتمبارکسهسالهٔاباعبدالله((:🤍³¹⁵
"سِتي࣫͝ ☫︎"
آدم یه سری اتفاقا رو تا ابد فراموش نمیکنه.. مثل یه هدیه غیرمنتظره(:
ما توی موکب چالش میگرفتیم و آخر هر چالش به افراد یه هدیه و یادبود کوچیک میدادیم(:
"سِتي࣫͝ ☫︎"
ما توی موکب چالش میگرفتیم و آخر هر چالش به افراد یه هدیه و یادبود کوچیک میدادیم(:
یکی از چالش ها که تموم شد و یادبود رو دادم اون خانوم بهم گفت میخواید حالا من به شما یه چیزی بدم؟؟😃✨
و اون خانوم از توی کیفش یه کتاب درآورد و بهم داد🙃✨🎀🌱
و گفت ما چهار ساله که نیمه شعبان میایم جمکران و کتاب نذر میکنیم❣
اینم روزی شما بود😇
"سِتي࣫͝ ☫︎"
کتاب خواهر، در وصف حضرت زینب(ص)✨🌱🎀🤍😃
گفت کتاب وقف در گردش هست و بعد از اینکه خوندید بدید به بقیه افراد بخونن💖