سال بعد هم قراره به این روزای اردیبهشت ۱۴۰۵ بگم یادش بخیر ، عجب روزایی بود ، وای چه قشنگ بودن ..
هدایت شده از ریحان؛
نزدیک چایی خونه تو صحن پیامبر اعظم نشسته بودیم داشتیم صحبت میکردیم ک یه خانمه با دو تا چایی اومد سمتمون گفت اینا رو برا شما اوردم دیدم داشتین با هیجان صحبت میکردین گفتم دو تا چایی براشون ببرم.
و واقعا چسبید این چایی ✨
سیدخانوم🇵🇸'!
یعنی چی که تا بهم کمتر از گل میگن میشینم گریه میکنم ؟
چیزی نیست دارم pms میگذرونم .
در حال حاضر هیچ خبری جز خبر برگشتنت نمیتونست همزمان گریه و خندمو باهم دربیاره .
سیدخانوم🇵🇸'!
در حال حاضر هیچ خبری جز خبر برگشتنت نمیتونست همزمان گریه و خندمو باهم دربیاره .
قشنگِ قلبم رفته بوده خواستگاری :)))