eitaa logo
سیدخانوم🇵🇸'!
38 دنبال‌کننده
576 عکس
347 ویدیو
3 فایل
فی الحال سخن کم ، کوتاه و گزیده است . [ هاها دولوغ دُفتم اتفاقا خیلیم سخن زیاده 🤡.] . طلبهء امام زمان ان شاء الله :) . اشتباهات بنده رو به پای اسلام و شیعه نذارید ، نقص از این انسان ناقصه نه اسلامِ کامل :) . چنل روزمرگی ❌ دفتر خاطرات ✅
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحا عمه میرفت نون و مخلفات صبحانه میخرید میومد ، یا باهم میرفتیم و خیلی خوش میگذشت
میومدیم صبحونه میخوردیم میرفتیم باشگاهِ دخترای عمه
بعد از ظهر با دخترعمه ها که هم سن مامان من بودن میرفتیم بیرون فست فود میخریدیم میرفتیم کنار یه پارک مینشستیم نهار میخوردیم منم کلی بازی میکردم
بعد برمیگشتیم خونه
ممد [ پسرعمه مامانم ] داش با دوست دخترش میرفت بیرون و همیشهء خدام منو میبرد 😭🤣
اسم دختره پروانه بود
خیلیم خوشگل و ناز بود
اون موقع تهران یه پارکای عجیب غریب خوشگلی داشت اصلا بهشت بود واسه خودش اون پارکا
میرفتیم اونجا من بازی میکردم ممد و پروانه هم تو ماشین 206 ممد مینشستن حرف میزدن یا بیرون رو صندلی و تاب مینشستن
بعد ممد میومد برام خوراکی میخرید کلی بعد عین پرنسسا منو سوار ماشین میکرد میرفتیم پروانه رو میبردیم خونش
من حتی خونهء پروانه هم رفته بودم نمیدونم چرا 😂
پروانه یه هم خونه داشت یه دختر عینکی بود اگه درست یادم باشه دندوناشم ارتودنسی بود صورت کشیده ای داشت