وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم !
من نوشتم که غمی نیست؛ بخوان سخت گذشت .. !
| @seyedebram |
« ۹۷ #حقیقتخدمت♥️ »
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
رفته بودم هیئت ،
وسط شلوغی !
میان جمعیتی که کیپ تاکیپ نشسته بودیم ..
ازم خواستند
برای مردم صحبت کنم !
گفتم اومدم که
برای امام حسین عزاداری کنم
نه اینکه یه امشب ، منِ دولتی
وقت مردم رو بگیرم !
شاکی شدند
و با نگاهی سنگین
و کلامی نیشدار گفتند:
«چرا شما دولتمردا
حرف محروما رو نمیشنوید؟
بیاید !
بشینید پای حرفشون !
ببینید دردشون چیه؟
آقای رئیسی خودش محروم بزرگ شده ..
با پوستُگوشتُاستخوونش نداری رو چشیده !
و الان نماینده ی شماست توی جلسات !
پس این گرونی ها چیه؟
چرا کاری نمیکنه؟
قیمت فلان چیز رو دیده یا نه؟! »
یادم نرفته بود
عتاب و سرزنشهایش را ..
تصویر چهره ی ناراحتش هنوز مقابل چشمهایم بود . .
وقتی وزیرش را بازخواست میکرد !
رو به مردم گفتم:
وقتی قیمت جنسی میره بالا
آقای رئیسی وزیر رو بازخواست میکنه!
یه بار آقایرئیسجمهور ازش پرسید
آقای فلانی تونستی . . .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامهدارد
.
.
| @seyedebram |
« 1 #ازاسارتتارسالت 🚩 »
_ عصرعاشورا ؛
وقتی همه فکر کردند داستان تمام شده . . .
| @seyedebram |
📜 قسمت اول | عصر عاشورا؛
وقتی همه فکر کردند داستان تمام شده...
رفیق...
تا اینجای داستان رو با هم اومدیم... (:
از مدینه...
تا مکه...
از مکه...
تا کربلا...
از کربلا...
تا ظهر عاشورا...
و حالا...
امام حسین(ع)...
روی خاک کربلا افتاده... 🙂 !
شاید اگه اون روز اونجا بودی...
با خودت میگفتی:
«تموم شد...»
«دیگه چیزی باقی نمونده...»
«دیگه حق شکست خورد...»
(( ۱۰اسفندماه🙂 ))
اتفاقاً...
دشمن هم دقیقاً همین فکر رو میکرد . .
یزید خیال میکرد .. (( ترامپهمهمینفکرومیکرد🙂 ))
حالا که امام حسین(ع) شهید شده...
دیگه کسی نیست اسمش رو بیاره...
دیگه کسی حقیقت رو تعریف نمیکنه...
دیگه همه چیز به نفع اونا تموم شده...
(( حالُهوایهلهلههای
دشمنتو۱۰اسفندماه🙂 ))
اما...
یه چیزی رو حساب نکرده بودن...
اینکه...
حقیقت...
با کشته شدن از بین نمیره . . !
(( بازم بگم ؟ 🙂 ))
قرآن یه جمله عجیب داره...
📖 «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا...»
«گمان نکن کسانی که در راه خدا کشته شدند مردهاند...» 🌱
📖 سوره آلعمران، آیه ۱۶۹
یعنی...
بعضی آدمها...
بعد از شهادتشون...
تازه اثرشون شروع میشه... (:
(( خونریختهشدهزندهترِ 🙂 ))
حالا برگردیم به کربلا...
خورشید کمکم داشت غروب میکرد... 🌤
روی زمین...
بدن امام حسین(ع)...
حضرت عباس...
علیاکبر...
قاسم...
حبیب...
زهیر...
و دهها شهید دیگه افتاده بود... !
هیچکس...
دیگه توان دفاع نداشت ..
ولی دشمن...
هنوز دست برنداشته بود... !
شروع کردن...
هر چیزی که روی بدن شهدا بود رو برداشتن...
زره...
شمشیر...
لباس...
حتی انگشتر امام حسین(ع) . .
((جاشهستبخونیم :
نمیدمپیرهنتُمالِمنه . .
مالداداشمه ! اموالمنه ! ))
رفیق...
فکر کن...
یه نفر...
دیگه شهید شده...
هیچ خطری هم نداره...
ولی باز...
به بدنش هم رحم نمیکنن...
این یعنی...
وقتی انسان...
اخلاق رو کنار بذاره...
هیچ مرزی براش باقی نمیمونه.
برای همینه که اسلام...
حتی توی جنگ هم...
اجازه بیاحترامی به کشتهها رو نداده !
پیامبر اکرم(ص) بارها سفارش کرده بودند
که حرمت انسانها حفظ بشه؛
حتی در میدان نبرد !
اما در کربلا...
این حرمت شکسته شد 💔 (:
حالا یه سؤال...
فکر میکنی ظلم...
همیشه با اسلحه شروع میشه؟
نه...خیلی وقتها...
اول...
وجدان آدم میمیره...
بعد...
دستش...
ظلم میکنه !
مثلاً...
یه نفر اول...
دروغ گفتن براش عادی میشه...
بعد...
حق مردم رو میخوره ( :
بعد...
به ظلم هم اعتراض نمیکنه !
همه اینا...
از همون بیتفاوتیهای کوچیک شروع میشه 📍
کربلا...
یه دفعه به وجود نیومد...
سالها...
بیتفاوتی...
ترس...
و سکوت...
کمکم...
اون واقعه رو ساخت !
و حالا...
نوبت یه مصیبت دیگه بود...
مصیبتی که شاید...
از خود جنگ هم سختتر بود...
خیمههایی که هنوز...
زنها و بچهها داخلش بودن...
و دشمن!
داشت به سمتشون حرکت میکرد . . .
| @seyedebram |
📜 قسمت اول | آتش خیمهها؛
وقتی رسالت زینب(س) آغاز شد...
رفیق...
دشمن دیگه جنگی برای بردن نداشت !
امام حسین(ع) شهید شده بود...
یارانش هم شهید شده بودن...
اما بازم آروم نشدن... (:
به جای اینکه از میدان جنگ برگردن...
به سمت خیمهها دویدن... !⛺️
همون خیمههایی که داخلش...
زنها...
دخترها...
کودکها...
و امام سجاد(ع) که بیمار بود، حضور داشتن... 🙂 !
ناگهان...
شعلههای آتش بلند شد ..
خیمهها یکییکی آتیش گرفتن...
بچهها با ترس از این طرف به اون طرف میدویدن...
یکی مادرش رو صدا میزد...
یکی دنبال خواهرش میگشت...
یکی از ترس خودش رو پشت خیمه پنهان کرده بود...
رفیق...
تصورش هم سخته...
کودکی که چند ساعت قبل...
پدر یا عمو یا برادرش رو از دست داده...
حالا باید از بین آتیش فرار کنه...
اینجا بود که...
حضرت زینب(س)...
مثل یه کوه ایستاد!
خودش داغدیده بود...
برادرش...
فرزندان برادرش...
برادرزادهها...
و عزیزانش رو از دست داده بود...
اما...
به جای اینکه فقط به غم خودش فکر کنه...
شروع کرد به جمع کردن بچهها (: ♥️
هر کودکی که گم شده بود...
هر کسی که از آتیش میترسید...
حضرت زینب دنبالش میگشت...
تا هیچکس تنها نمونه !
بعد...
به سراغ امام سجاد(ع) رفت...
تنها امامِ باقیمانده...
که به خواست خدا به دلیل بیماری،
در نبرد شرکت نکرده بود
و باید زنده میماند تا امامت ادامه پیدا کند ((:
(( اینجا پس باید بگیم که
امام سجاد در واقعهعاشورا حضور داشتند ! ))
حضرت زینب(س)...
با همه سختیها...
از امام سجاد(ع) محافظت کرد . .
اگر اون شب...
ایشون نبود...
شاید دشمن به امام سجاد(ع) هم آسیب میرسوند.
برای همین...
خیلی از تاریخنگارها میگن...
از عصر عاشورا...
یک رسالت جدید شروع شد...
رسالت حضرت زینب(س) !
(( جاشهستبگیم :
هرکسدراینمسیررسالتیدارد ..
عباس ، تیغگرداندُزینب ، حماسهسازیکرد ! )) *
📖 خداوند در قرآن میفرماید:
«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»
«بیتردید با هر سختی، آسانی است.» 🌱
📖 سوره شرح، آیه ۶
رفیق...
یه چیزی رو دقت کردی؟
تا قبل از عصر عاشورا...
قهرمانهای داستان...
بیشتر مردهایی بودن که در میدان میجنگیدن...
اما از اینجا به بعد...
قهرمانهای داستان...
زنها و بچههایی هستن
که باید پیام اون فداکاری رو زنده نگه دارن (:
گاهی...
شجاعت...
یعنی شمشیر به دست گرفتن... ⚔️
گاهی هم...
یعنی وسط اون همه داغ و مصیبت...
از دیگران مراقبت کنی...
ناامید نشی...
و اجازه ندی حقیقت فراموش بشه ! ✨
امروز هم...
شاید خیلی از ما هیچوقت توی یک میدان جنگ نباشیم...
اما ممکنه توی خونه...
مدرسه...
یا جامعه...
یه نفر به حضور و دلگرمی ما احتیاج داشته باشه.
گاهی قهرمانی...
همین کنار هم موندنه...
همین که وقتی همه از یه نفر فاصله میگیرن...
تو رهاش نکنی ♥️ (:
این همون درسیه که حضرت زینب(س)
از عصر عاشورا به ما یاد داد !
و این تازه...
شروع یک سفر سخت بود !
سفری از کربلا...
تا کوفه...
و بعد...
تا شام...
سفری که قرار بود ؛
صدای عاشورا رو به گوش تاریخ برسونه ! . .
| @seyedebram |
👀🔍 عزیزمن ،
نظرت خیلی خیلی خیلی مهمه 📍
https://eitaa.com/dakedel [ ناشناس ]
+ منتظرم:) 🫂