آسِیدْاِبرآهیم؛
در دل طوفانم ای دوست؛ بیا تا گلستان شویم، در ره عشق رویم و جان جانان شویم. . . | @seyedebram |
کو ست جانان من؟
من بی جان چه خواهم از ره عشق!
@seyedebram
در دل شب،قلبم فریاد میزند. . .
فریادی از جنس سکوت های تحمیل شده؛
@seyedebram
در دِل تاریکی،تو باش فانوسم،
اگرچه بی نفتی؛
من فانوس بی نفت هم میخواهم!
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
(:
هارداسان یعنی
کجایی خستگی نشناختن
جمعهها بیکار ننشستن در ایوان...
| @seyedebram |
گاهی دلم هوای نسناس*میکند؛
همانان که از داغ و دروغ و دغل رها ند!
| @seyedebram |