eitaa logo
سیدالعلماء
1.6هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
715 ویدیو
7 فایل
کانال رسمی مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی ایشان شاگرد بزرگانی مثل حضرات آیات شیخ عباس تهرانی، امام خمینی، علامه طباطبایی، بروجردی و... بودند. مرحوم امام در نامه‌های خود، از ایشان با عبارت "سیدالعلماء" یاد می‌کردند. ارتباط با ادمین @seydololama_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
سیدالعلماء
👈 معنای جواب سلام امام در زیارت 🔺 جواب سلام امام را هم انسان باید درک بکند. این هم حرفی است. چون جواب سلام‌ها اگر از ناحیه ولایت امر صادر شود، آثار تکوینی دارد. مرحوم حاج میرزاجوادآقای ملکی تبریزی اعلی الله مقامه فرموده بود که ما یک سال از تبریز با آن وسائل چارپا داری و چادر در بین راه زدن و با وسائل آن زمان برای عتبات حرکت کردیم. آن موقع‌ها قافله تشکیل می‌شد و وسائل امنیتی هم برمی‌داشتند. چون در بین راه دزد بود و حدود بیست روز- یک ماه بین حرکت تا وصول طول می‌کشید. چهار فرسخ راه می‌رفتند، چادر می‌زدند و می‌نشستند چای می‌خوردند، استراحت می‌کردند و می‌خوابیدند. بعد دوباره چهار فرسخ دیگر. همین‌طور 20 روز- 25 روز در راه بودند. 🔸 می‌فرمود ما در این راه‌هایی که چادر می‌زدیم و استراحت می‌کردیم از مردمی که همراه بودند یکی از آن‌ها متصدی امور اداری مالی آن‌وقت تبریز بود که حالا می‌گویند رئیس اداره‌ی مالیات و این‌هاست. او هم به چادر ما می‌آمد و با ما صحبت می‌کرد. تا وقتی آن‌جا مشرف شدیم، زیارت کردیم، ده، بیست روز بودیم باز حرکت کردیم رو به تبریز. این دفعه که آمد از ما گله‌گی کرد. گفت آقا در بین آمدن رو به عتبات چقدر من خدمت شما رسیدم، به شما سر زدم، احوال‌پرسی کردم؛ شما یک مجلس زحمت نکشیدید به حجره یا چادر ما تشریف بیاورید! 🔹 ایشان می‌فرماید من پاسخ دادم که شما در نجف چند مرتبه به زیارت حضرت علی علیه‌السلام رفتی؟ عرض کرد که مثلاً 20 مرتبه. گفتم خوب چند مرتبه حضرت از شما بازدید کرد؟ فکری کرد و گفت نمی‌دانم. فرمود که به او گفتم که این بازدید و جواب سلامِ امام، نمی‌دانم ندارد! خود آدم می‌فهمد شما وقتی که داشتی می‌آمدی در هر وضع روحی، قلبی، فکری، عملی، کرداری، رفتاری که بودی، الآن هم همان‌طوری؟ [اگر بله،] بدان که جواب سلامی از امام برای تو صادر نشده، ولو 20 مرتبه دیدن آن حضرت رفته باشی. و اگر می‌بینی نه، در خودت تغییر کرده‌ای، (تصمیمات و فکر، گاهی آدم تغییر می‌کند، تصمیم می‌گیرد برگردد از این شغل استعفا بدهد، چون پر از کارهای زور و خلاف و این‌هاست) این معلوم می‌شود که جواب سلام را دریافت کرده است. ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
🔺 پس صحبت این است که در این شب‌ها و این عزاداری‌ها، اولاً عرض سلام اگر به خاطر علاقه بشود همان زیارت است ولو در همین‌جا، در منزل و اتاق و محل کار باشد. و محل کار هم می‌شود که به یکی از غرفه‌های کربلا تبدیل شود. 🔹 من در همین تهران خدمت یک بزرگواری در دکانش که دم بازار و مسجد امام بود؛ ورشوفروشی داشت، خدمت او رسیدم و از گفتار او استفاده کردم، در کشوی میزش یک کتاب بود. کشو را بیرون می‌کشید. معلوم هم نبود سرش به کتاب گرم بود تا کسی مشتری‌ای بیاید، آن وقت با او صحبت می‌کرد. 🔸 بنابراین حجره بود، حجره طلبگی بود، حجره درس بود، مغازه او و آن حالی که او داشت می‌توانیم بگوییم که حجره او یکی از بقعه‌های صحن بود اصلاً. چون همه‌اش می‌گفت حرف من حرف خداست. من با غیر خدا کاری ندارم. ♦️ می‌گفت من با غیر خدا در زندگی‌ام هیچ کاری ندارم. علامتش هم این است که صدای مسجد شاه- مسجد امام را آن زمان، مسجد شاه به آن می‌گفتند- صدای بلندگوی مسجد به الله اکبر که بلند می‌شود، من دیگر بی‌خود می‌شوم. می‌دانم این که این‌جا شخص نابه‌کاری ایستاده، منتظر است من پشت بکنم به مغازه، یک سماوری، چیزی بلند کند، اما دیگر از خود اختیاری در من نیست که بایستم او رد بشود و آن وقت بروم. بی‌اختیار من همین‌طور به مسجد جذب می‌شوم و در این دل من به غیر خدا چیز دیگری نیست و من به هیچ چیز علاقه ندارم. ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
🏴 السلام علیک یا زین العابدین و یا سید الساجدین شهادت جانسوز حضرت زین العابدین تسلیت باد @seyedololama
🔺 ذکر دعای سفارش شده از مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی به نقل از مرحوم امام خمینی که به شاگردان خویش به جهت دفع بلا و مصیبت توصیه می‌فرمودند: عصر و غروب جمعه، به نیابت از تمام شیعیان عالم ده مرتبه: اللهمَّ صلِّ علی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ وَ ادْفَعْ عَنَّا البَلاءَ المُبْرَمَ مِن السَّماءِ إنَّكَ عَلى کُلِّ شَئٍ قَدِیرٌ خدایا صلوات فرست بر محمد و آل محمد و دفع بنما از ما بلائی را که حتمی شده است از آسمان، همانا تو بر هر امری قادر و توانائی التماس دعا @seyedololama
انا لله و انا الیه راجعون آیت الله سید محمد سعید حکیم از مراجع عظام تقلید نجف اشرف به ملکوت اعلا پیوست. @seyedololama
سیدالعلماء
[زهد مرحوم ورشوچی] 🔺 می‌گفت یک روز در منزل بودم بعضی از بازاری‌ها آمدند با من صحبت کردند. در بین صحبت یک مسئله فکر نکرده‌ی تازه و نویی به من پیشنهاد کردند. گفتند یک خانواده‌ای است که خانه‌شان در خیابان افتاده و جا ندارند. ما می‌خواهیم برای آن‌ها خانه تهیه کنیم، حالا این خانه‌ی تو مناسب آن‌هاست. 🔸 گفتند حاج آقا این خانه‌ات را به ما می‌فروشی؟ گفتم چرا نمی‌فروشم! گفتند چند؟ گفتم فلان قدر. گفتند ما از تو این را خریدیم. گفتم باشد. این فرش‌ها، این مبل‌ها، این اثاثیه، این چرخ خیاطی، این را هم می‌فروشی مثلاً؟ گفتم چرا نمی‌فروشم! گفتند چند؟ گفتم آن‌قدر. گفتند خریدیم. گفتم فروختم. همسرم پشت در و پرده که بود می‌شنید؛ گفت: نکند بچه‌هایش را هم از او بخرند، این‌طور که او دارد معامله می‌کند! 🔹 گفتم فقط یک شرط دارد. شرطش این است که تا سه روز به من مهلت بدهید که من جایی فراهم کنم. گفتند باشد. سه روز گذشت، کلید خانه‌ام را به دست آن‌ها دادم. به زن و بچه‌ام هم گفتم به منزل قوم و خویشان بروند. خودم هم به مسجد شاه رفتم و عبایم را به دوشم کشیدم و وارد مسجد شدم. سه شبانه‌روز آن‌جا ماندم؛ در تمام عمرم چنین عمری، چنین لحظاتی برای من پیش نیامده بود. این می‌شود زیارت خدا. عرش و کرسی و قیامت و همه در همین دعا می‌شود سیر کرد، می‌شود بازدید کرد. ❌ در مجالس ما، تعلیمات ما همه‌اش نباید سخن دنیایی باشد، یک قسمتی از آن هم سهم آشنایی با آن محل اصلی خودمان باشد که باید به آن‌جا برویم و الآن مسافر آن‌جا هستیم و معلوم نیست که کی صدا می‌کنند که بیایید سوار شوید! برای جوان یک‌جور، برای میان‌سال یک‌جور، برای پیر یک‌جور، هیچ حسابی ندارد. یک‌وقت در همین رستوران در بهارستان یک جشنی بود. از بالا که پایین آمدند ماشین به چند تایشان زد و از بینشان برد؛ فوری بالا جشن، پایین قتل و کشتار و عزا. دنیا همه‌اش این است. دل بستن به این دنیا بچگی است، کودکی است، نشناختن عمر و زندگی و دنیاست. ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔺 سیدالشهداء چهارشنبه یا پنج‌شنبه در کربلا، دوم محرم سال 61 فرود آمد. روی به اصحاب کرد و فرمود: «النَّاسَ‏ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِم‏»؛ مردم این که می‌بینید همه اذان که می‌گویند به مسجد می‌روند و نماز می‌خوانند، این‌ها رو به خدا نمی‌روند. این‌ها عبید دنیا هستند. پس معلوم می‌شود که قفلی که سر در مغازه‌ها و خانه‌ها می‌زنند، وقتی به دل‌ها خورد، دیگر آدم از خدا بریده می‌شود گرچه پیش‌نماز باشد مثل بنده، یا واعظ باشد یا چه باشد. اگر همّ او، همّ دنیا باشد. در دلش مصیبتی غیر از دنیا نداشته باشد. 🔸 آن وقت دین چیست؟ دین آن سر زبانی هست که زبان با آب دهان می‌گردد که سر صحبت آدم گاهی قورتش می‌دهد یا گاهی بیرونش می‌اندازد. بیش از این به دین اهمیت نمی‌دهند. «يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون‏»؛ خوب هر چیزی امتحانی دارد. خدا می‌خواهد بهشت دهد، ما را مسلمان می‌کند پیامبر می‌فرستد، قرآن می‌فرستد، امتحان هم می‌کند و می‌برد به بهشت. وقتی به امتحان رسیدند دیگر دین را کنار می‌گذارند. 🔹 و در بعضی از ملاقات‌هایی که با ایشان شد که شما چرا داری به کوفه می‌روی؟ فرمود اگر من نروم این مردم با که امتحان می‌شوند؟ خدا دارد به وسیله‌ی من این مردم را امتحان می‌کند. «فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون»؛ ای مردم! مردم بندگان دنیایند و دین لیسیدنی روی زبان ایشان است. از زبان تا قلب فاصله‌ای نیست. نیم متر هم شاید نباشد. ولی این مسافت گوشت و استخوانی است. اما مسافت دین گاهی چند کیلومتر است. از زبانی که آدم می‌گوید تا قلبی که آدم فکرش را می‌کند، خیلی دور است. ♦️ دین لیسیدنی است روی زبان ایشان تا مزه‌ای از آن می‌تراود، آن را نگاه دارند. مثل آدامس که آدم می‌جود بعد هم بیرونش می‌اندازد. تا مزه‌ای از آن می‌تراود آن را نگاه می‌دارد. وقتی بنای آزمایش شود دین‌داران اندک باشند. ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama
سیدالعلماء
🔺 موضوعی را می‌خواهم برایتان عرض کنم که شاید تا حالا نشنیده باشید. و آن این است که خداوند پیامبر را برای این قرار داده بود که بندگانش هدایت بشوند و هدایت چند ساله پیامبر به‌منظور پایه‌ریزی بود. چون حضرت عمرش کوتاه بود و نشد که دین اسلام را و تعلیمات اسلام را و تأدیبات و ادبیات اسلام را وسعت بدهد، این بود که این مشکلات را برای علی علیه‌السلام گذاشت. اگر می‌گذاشتند که حضرت علی به کرسی پیغمبر بنشیند، حضرت می‌دانست که چطور تعلیمات بدهد، چطور تأدیبات بدهد، چطور این‌ها را تربیت کند که مسلمانی که خدا خواسته تهیه بشود. 🔸 اما آن کسانی‌که فرصت به این پیشوای خدایی ندادند و روی منبر آمدند، آن‌ها هم ناچار بودند از اسلام صحبت کنند. از نماز جماعت صحبت کنند اما این‌طور: 🔹 وقتی خبر به ابن زیاد ملعون رسید که حسین علیه‌السلام وارد کربلا شده، دستور داد مردم را مسجد جامع کوفه جمع کنید. آمد و بالای منبر رفت: "ای مردم، شما آل ابوسفیان را آزموده‌اید. این حرف این سخن‌ور وقت و زمان اسلام آن‌طوری است. شما معاویه و کارهای آن‌ها را می‌دانید. همان‌طوری با شما رفتار می‌کنند که می‌خواهید. این امیرالمؤمنین یزید است که می‌شناسید او را! چه اخلاق خوبی دارد، چقدر عطا و بخشش دارد، چقدر راه‌ها و جاده‌ها را امنیت داده، معاویه چقدر بندگان خدا را نواخت و به مال و این‌ها رساند! یزید بیش از او دارد حقوق می‌دهد. این‌ها را که گفت و مقدمه حرفش شد، گفت دستور یزید به من رسیده که نعمت‌ها را بیشتر از این در اختیار شما بگذارم، پول بدهم، حقوق بدهم، فقط از شما می‌خواهد که به جنگ با دشمن او حسین بن علی بروید!" بعد از منبر پایین آمد و به مأمورین اموال دستور داد که به این مردم هر چه می‌خواهند و هر چه هست بدهید. ♦️ این است که حضرت آن مغز و متن مردم را شناخته و تا در کربلا وارد شد می‌فرماید: «النَّاسَ‏ عَبِيدُ الدُّنْيَا»؛ یعنی ما با مسلمان‌ها طرف نیستیم! ما با غیر مسلمانِ به نام مسلمان، اذان‌گو و نمازِ بی معناخوان طرف شده‌ایم. ☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی @seyedololama