eitaa logo
Seyed Art | سیّد آرت
188 دنبال‌کننده
44 عکس
5 ویدیو
3 فایل
#برای_ظهور مثلا معلم، مثلا دانشجو
مشاهده در ایتا
دانلود
چهل روز از عاقبت بخیری برادرم گذشت، ممنون از الطاف همه عزیزان هستم که به هر صورت در این مدت کنار ما بودند، خدا را شکر میکنم که خانواده و دوستان و آشنایان خوبی مثل شما دارم و امیدوارم که در شادی شما جبران کنم. اما بعد این مدت با غمی که در دل داشتم و دارم مطالبی نوشتم و نظر لطف شما باعث شد که ادامه بدهم، اگر جایی اثری داشته قطعا صاحب اثر خداست و به برکت شهید بوده، اگر هم جایی نقایصی وجود داشته حتما از حقیر بوده. چیزی که دلم بود امشب بنویسم، این بود که حقیقتا من کسی نیستم؛ اول از همه لطف خداوند متعال و اهل بیت علیهم‌السلام بود، بعد هم تلاش و خوب زندگی کردن خود سیدعلی که باعث شد زحمات پدر و مادر عزیزم و ثمره عمرشان این دسته گل شود که در راه خدا رفت و عاقبتش بخیر شد. اگر الان بنا بر بزرگداشت و تکریم کسی باشد حتما پدر و مادر عزیزم هستند، من نهایت توفیقم این بود که بیست و چند سال برادر خوبی مثل علی داشته باشم که سرانجام هم بی‌برادر شدم. همچنین در این مدت اگر با غم یا سوز دل چیزی نوشته شد، حتما از افسوس من بر حال خودم و جاماندنم هست؛ نه اینکه دلتنگ برادر عزیز و عاقبت بخیرم نباشم، اما همیشه در این چهل روز گفتم جای علی پیش ما خالی نیست! جای ما پیش علی خالیست.. خدا به ما توفیق دهد بدرد امام زمانمان بخوریم! و در نهایت عاقبت بخیر و به‌شهادت از دنیا برویم، ان‌شاءالله.
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نصیحت امام روح الله (ره) درمورد اظهار نظر درباره جنگ دقیقا برای امروز و به همه‌ی ماست!
Seyed Art | سیّد آرت
زلال بهم گفتی اگه یه روز بخوام بیام پیشت ویدیو ضبط کنیم کی میتونی؟ یادمه یکی دو روز بعدش اومدی، این همون پیرهنه که هیچوقت معلوم نبود مال کدوممونه! همیشه ام وقتی یکیمون میپوشید اون یکی دائم شوخی میکرد که خوش میگذره با لباس من؟ اون روز یادمه دیدم اینقدر خوشتیپ شدی دلم نیومد حتی شوخی بکنم. ویدیو رو ضبط کردیم، دفعه دوم هم باز ضبط کردیم و بعد بهت گفتم تا اینجا نور و دوربین هست لباستم خوبه چندتا عکس بگیرم ازت؟ گفتی آره. منتظر بودم ژست بگیری دیدم همینجوری داری منو نگاه میکنی، گفتم خب یه ژستی حالتی علی جان! به شوخی گفتی من این چیزا رو نمیدونم خودت بگو چیکار کنم، گفتم یه دستت رو بذار رو میز و صورتت رو تکیه بده بهش، همینطور که خنده‌ت گرفته بود و داشتی ژست میگرفتی عکس‌ها رو گرفتم ازت. تو مثل آب زلال بودی! نمیخوام اسمش رو بذارم سادگی چون قشنگ نیست، ولی واقعا بی غل و غش بودی. دلت خیلی کوچیک بود، گاهی حتی از مدرسه میومدی بچه‌ها سر کلاس اذیتت کرده بودن با اعصاب خورد برام تعریف میکردی و غصه میخوردی، خودت بهم میگفتی فرق من با تو اینه که هرچی تو دلم باشه زودی بهت میگم، ولی تو نمیگی! علی جان اگر من نمی‌گفتم هم برای این بود که به خیال خودم کسی رو اذیت نکنم و بار جدیدی نباشم، اما این چند روز.. این چند روز که دیگه چهلم تموم شد، رفت و آمدا و مراسما هم گذشت تازه من دارم میفهمم که چیشده! انگاری داغ بودم به قول بعضیا نمی‌فهمیدم. الان هی به خودم میام میبینم جدی جدی نیستی! هرشب خلاصه شده دیر و زود اما میومدی اتاقمون. عطرت هنوز روی خیلی وسایل هست و میاد، اما دلم تنگ شده عطر بزنی موقع بیرون رفتن و بگم باز اینو زدی من سردرد میگیرم الان :) گاهی با مامان و بابا که سر سفره یا توی خونه نشستیم، هی اینور و اونور رو نگاه میکنم که مگه ما بیشتر نبودیم؟ گروه خانواده رو هی چک میکنم ببینم باز کلیپ خنده دار ندیدی که بفرستی اونجا؟ اما باز خبری نیست. بگذریم، خدا بزرگتر از دردهای ماست. اما گله دارم ازت جلوی همین اعضایی که اینجان تا درمورد تو بنویسم و بخونن نه برای خودم! من بی‌وفا نبودم، خودت دیدی توی این مدت غیر از یکی دو بار هر روز اومدم پیشت، هرچی گفته بودی بعد از رفتنت انجام بدم و پیگیر بشم شدم، گفتی مراقب مامان و بابا باش بودم، خلاصه بی معرفتی نکردم حتی توی خیلی چیزایی که بین خودمون بود و هست! اما یه قول و قرارهایی هم داشتیم داش علی.. نکنه منو یادت رفته؟ نمیدونم، شایدم دلتنگی زیاد باعث میشه آدم این حرفا رو بزنه! تو که جات خوبه، اما برا ما زیاد دعا کن..
52.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سید علی، سرباز سیدعلی متولد ۳۰ دی هزار و سیصد و هفتاد و شش بود؛ شبی که تقدیر، تولدش را با سالگرد شهادت مولایش گره زد و نامش را «سیدعلی» نهاد. از همان دوران تحصیل، ستاره بود. رتبه نود و دو کنکور انسانی، مسیرش را به دانشگاه امام صادق (ع) و رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی که نزدیک‌ترین رشته به علوم حوزوی بود هموار کرد. هم‌زمان با دانشگاه، دروس حوزوی را به‌صورت شخصی دنبال ‌کرد و در نهایت کد طلبگی‌اش را گرفت. به ورزش عشق می‌ورزید؛ در تکواندو، جودو و کونگ‌فو مهارت داشت و مربی‌گری شنا را تا درجه غریق نجات پیش رفت. اما میدان اصلی او، جهاد فرهنگی بود. از مسئول فرهنگی پایگاه بسیج و مدیریت کانون فرهنگی بگیرید تا فرماندهی پایگاه؛ فرماندهی که توانست پایگاهش را دو سال به پایگاه بسیج نمونه تهران تبدیل کند. در کنار این ها، هیئتی بنیان گذاشت که خودش سخنرانش بود. مدرسه مسجدمحوری هم تاسیس کرد که در روزهای پنجشنبه برای بچه‌ها کلاس‌های مهارتی و اردو برگزار می‌کرد. مدرسه هنوز هم بعد از او، به دست بچه‌های همان مسجد می‌چرخد. در دوره‌های رزمی بسیج شرکت کرد و به‌عضویت گردان ویژه فاتحین درآمد. به نمازشب مداومت داشت و نمازهای روزانه‌اش را به جماعت و در مسجد می‌خواند. بعد از گرفتن مدرک ارشد فقه و حقوق، دانشجوی دکتری همین رشته در دانشگاه قم شد و درحال تکمیل رساله دکتری بود که.. سرانجام دهم اسفند، چند ساعت پس از اعلام خبر شهادت رهبرش، در بمباران مقر مقاومت بسیج، به آرزوی دیرینه‌اش رسید و به امام شهیدش ملحق شد. شهید دکتر سید علی یوسفی (ویدیو زحمت عزیزان در دانشگاه قم)
Seyed Art | سیّد آرت
سید علی، سرباز سیدعلی متولد ۳۰ دی هزار و سیصد و هفتاد و شش بود؛ شبی که تقدیر، تولدش را با سالگرد شه
سید علی، سرباز سیدعلی متولد ۳۰ دی هزار و سیصد و هفتاد و شش بود؛ شبی که تقدیر، تولدش را با سالگرد شهادت مولایش گره زد و نامش را «سیدعلی» نهاد. از همان دوران تحصیل، ستاره بود. رتبه نود و دو کنکور انسانی، مسیرش را به دانشگاه امام صادق (ع) و رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی که نزدیک‌ترین رشته به علوم حوزوی بود هموار کرد. هم‌زمان با دانشگاه، دروس حوزوی را به‌صورت شخصی دنبال ‌کرد و در نهایت کد طلبگی‌اش را گرفت. به ورزش عشق می‌ورزید؛ در تکواندو، جودو و کونگ‌فو مهارت داشت و مربی‌گری شنا را تا درجه غریق نجات پیش رفت. اما میدان اصلی او، جهاد فرهنگی بود. از مسئول فرهنگی پایگاه بسیج و مدیریت کانون فرهنگی بگیرید تا فرماندهی پایگاه؛ فرماندهی که توانست پایگاهش را دو سال به پایگاه بسیج نمونه تهران تبدیل کند. در کنار این ها، هیئتی بنیان گذاشت که خودش سخنرانش بود. مدرسه مسجدمحوری هم تاسیس کرد که در روزهای پنجشنبه برای بچه‌ها کلاس‌های مهارتی و اردو برگزار می‌کرد. مدرسه هنوز هم بعد از او، به دست بچه‌های همان مسجد می‌چرخد. در دوره‌های رزمی بسیج شرکت کرد و به‌عضویت گردان ویژه فاتحین درآمد. به نمازشب مداومت داشت و نمازهای روزانه‌اش را به جماعت و در مسجد می‌خواند. بعد از گرفتن مدرک ارشد فقه و حقوق، دانشجوی دکتری همین رشته در دانشگاه قم شد و درحال تکمیل رساله دکتری بود که.. سرانجام دهم اسفند، چند ساعت پس از اعلام خبر شهادت رهبرش، در بمباران مقر مقاومت بسیج، به آرزوی دیرینه‌اش رسید و به امام شهیدش ملحق شد. شهید دکتر سید علی یوسفی (ویدیو زحمت عزیزان در دانشگاه قم)
دنبال تو ام مثل همان طفل فقیری هر کوچه به کوچه، به دنبال امیری عمدا به زمین خورده ام و پانشدم تا تو از کرمت باز مرا دست بگیری..
عکس را از دلتنگی گذاشتم، امشب متنی ندارم. شاید چهل شب بیشتر است که می‌خواهم مطلب خاصی از علی بنویسم، برخلاف مابقی موارد که معمولا همان شبِ تراوش در ذهن، در کانال قرار می‌دهم، این یکی را نگه داشتم برای وقتی مناسب! چون حیف است اگر خوب نوشته نشود و حتی خوب خوانده نشود؛ امشب هم از توانم خارج بود ولی ان‌شاءالله بزودی خواهم نوشت.. خواهم گفت که یکی از کلیدهای شخصیتی او که بنظرم از مقدمات شهادتش هم شد چه بود.
شاید باورپذیر نباشه اما تقریباً هر عکسی که در کانال از سیدعلی میذارم خواسته‌ی خودشه! چند روز قبل از شهادت، عکس‌های منتخبش رو برام فرستاد و به شوخی گفت اینا رو داشته باش به کارت میاد بعد از شهادتم، اما فکر نمی‌کردم اینقدر زود باشه..