eitaa logo
Seyed Art | سیّد آرت
188 دنبال‌کننده
44 عکس
5 ویدیو
3 فایل
#برای_ظهور مثلا معلم، مثلا دانشجو
مشاهده در ایتا
دانلود
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز معلم امروز خیلی بیشتر جای خالیت حس میشد! ببین شاگردهات در جواب مصاحبه کننده چی میگن! ببین همشون امروز اومده بودن تا روزت رو بهت تبریک بگن.. به قول بابا همینکه این بچه‌ها و خانواده‌هاشون امروز اومدن پیشت یعنی تو موفق شدی همون‌جوری که می‌خواستی و خدا می‌خواست باشی. یادمه چقدر به خاطر اینکه دائم پیش بچه‌ها بودی از مدرسه تا مسجد، از خیلی‌ها حرف شنیدی.. میگفتن تو دکترا داری! برو یه کار سطح بالاتر انتخاب کن.. تو فلان قدر سن داری! به جای وقت گذاشتن برای بچه‌های مسجد واسه توسعه زندگیت تلاش کن.. اما تو غیر از خدا رو نمی‌دیدی، دنبال دنیا نبودی و حتی کلی هم توی این راه سختی کشیدی. کاری کردی که با رفتنت هم خیلی‌ها ازت درس گرفتن.. خجالت میکشم دیگه بخوام به خودم حتی بگم مربی یا معلم کوچک، وقتی معلمی مثل تو رو دیدم و میدونم که هیچ ندارم جز دست خالی در مقابل خدای متعال.. خدا کنه یه روزی ما هم سربلند بشیم مثل تو علی جان! معلم عزیز همه‌‌ی ما..
عزیزان دلم! اکنون که حقیر در بین شما حضور ندارم، سنگر اسلام را حفظ کنید و برای گسترش اسلام و تقویت و جذب نیروهای امام زمان (عج) وقت بگذارید. نگذارید این پرچم بر زمین بیفتد. نکند یک وقت کارهای شخصی‌تان را بر کارهای اسلام ترجیح بدهید. اعتقادتان به خدای متعال را قوی کنید که اگر این اعتقاد، قوی شود دیگر نه بی احترامی به پدر و مادری پیش می‌آید و نه بی‌نمازی و نه بی‌حجابی و نه دروغگویی و نه نگاه حرام و نه غیبت دیگران و... همه‌ی اینها ریشه در اعتقاد آدمی دارد... علاوه بر تقوا، درس‌هایتان را خوب بخوانید تا برای مملکت امام زمان (عج) کارهای بزرگی بکنید؛ برای برپایی و پیشرفت این مملکت، خون شهدای زیادی ریخته شده است. مواظب باشید با اهمال و یا اعمال ناشایست، این خون‌ها را پامال نکنید. دوستتان دارم.❤️ بخشی از وصیت نامه برادرم طلبه و معلم بسیجی شهید سیدعلی یوسفی (به شهادت رسیده در جنگ رمضان)
امروز داشتم یه سری فایل قدیمی رو برای بچه‌های تیم می‌فرستادم استفاده کنن از مواردی که قبلاً زدم، بین فایل‌ها اتفاقی این رو دیدم. پارسال بود که با علی حرف می‌زدیم گفت خیلی دوست دارم یه مهر اسم خودمو داشته باشم یه جاهایی استفاده کنم، اوایل دی‌ماه اخیر تایپو اسمش رو زدم و فایلش رو نگه داشتم تا برای ۳۰ دی که تولدشه مهر سفارش بدم. دی شلوغی شد و خانواده درگیر مجروحیت بابا بود که یادم رفت و گذشت. منم دیگه یادم رفته بود تا امروز که دوباره اسمت رو دیدم.. کاش لااقل بهت نشون میدادمش، حتما دوستش داشتی.. اگر نداشتی هم میدونم باز خوشحال میشدی:)