هو العزیز
چند کلامی برای دانش آموزان عزیز خودم و برادرم
بچه ها سلام، الان که دارم این متن رو مینویسم حدود ۱۰ روز از شهادت سید علی ما میگذره، نمیدونم شما چجوری صداش میکردید؟ آقای یوسفی، آقا سید، سید علی یا شاید هم جور دیگه.. برای من که علی بود.
واقعیتش رو بخواید من از لحظهای که چشمام رو باز کردم و به دنیا اومدم، علی کنارم بود. کل دوران بچگی ما با همدیگه گذشت و همبازی هم بودیم.. یه موقعایی یادمه باهم میگفتیم اگه خونه بزرگتر بگیریم هرکدوم یه اتاق جدا از هم داریم! ولی الان خدا رو شکر میکنم که توی این بیست و چند سال همیشه باهم توی یک اتاق بودیم.
اتاقی که باهم میچیدیم، باهم مرتب میکردیم، وسایل و کتابهامون همیشه باهم قاطی میشد! ما حتی لباس هامون هم از چند سال پیش دیگه مشترک شده بود.. تا جایی که علی روز شهادتش چفیه و کاپشن من همراهش بود و من هم کاپشن علی رو پوشیده بودم.
ولی با همهی این چیزا، علی فرق داشت.. اینهمه سال باهم زندگی کردیم! تعارف که ندارم، علی خیلی روی بعضی چیزا حساس بود. هرچیزی که مربوط به خدا میشد، از نماز و روزه تا تک تک کاری دیگهش.. علی همیشه دغدغهی درست زندگی کردن داشت، بعضی وقتا توی همون اتاق مشترکمون وقتی نصفه شب از خواب بیدار میشدم میدیدم عبای قهوهای نازکش رو انداخته و مشغول نماز شب خوندنه.. زمان زیادی از روزش رو مخصوصا وقتی که دانشجو بود به درس خوندن میگذروند. نه فقط کلاسای دانشگاه! گاهی چندین ساعت صوت درسی گوش میداد یا با پدرم درس های حوزوی رو توی خونه میخوند..
علی دغدغهی کار امام زمانش رو داشت! میگفت باید هوای بچههای محل و مسجد خودمون رو داشته باشم و یار برای امام زمانم تربیت کنم.. واقعا هم خیلی برای شماها دلسوز بود و وقت میذاشت، چیزی که خودتون خوب حسش کردید..
گاهی ساعتها باهم حرف میزدیم درمورد همین چیزا، علی عاشق امام حسین (ع) بود! از چند وقت پیش هیئت هفتگی راه انداخت و هر هفته وقتی نزدیک زمانش میشد انگار به سمت هیئت پرواز میکرد!
علی به این انقلاب حساس بود، از همون زمانی که فرمانده پایگاه و مسئول کانون فرهنگی بود تا صبح روز شهادتش که خبر شهادت آقا رو شنید و مثل ابر بهار گریه میکرد..
علی خیلی روی حق الناس حساس بود، تمام فکر و ذکرش همون یذره پول کار فرهنگی توی حسابش و ۴ تا آدمی که ممکن بود نیاز باشه حلالیت بطلبیم بود تا جایی که چندبار خودش انجام داد و آخرش هم باز به من سپرد.. آخرین تماسی که باهم داشتیم هم درمورد همین بود که فلان بستههای ارزاق نیازمندا رو مراقب باش واقعا به اهلش برسه..
من میتونم براتون تا صد خط دیگه هم از علی بنویسم که این کار رو هم خواهم کرد انشاءالله، اما این چندتا رو گفتم تا بگم: به قول حاج قاسم که تا کسی شهید زندگی نکنه شهید نمیشه، علی واقعا شهیدانه زندگی کرد و به هدفش هم رسید..
اما چیزی که از من خواست
این بود که این راه رو، نه تنها! با شما ادامه بدم..
پس محکم باشید
که قراره راه سید علیمون رو باهم ادامه بدیم
انشاءالله به مدد حضرت زهرا سلاماللهعلیها..
سهشنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
سید محمد حسین یوسفی
برده بود تا اگر وقت خالی پیدا کرد تکالیف بچهها رو بررسی کنه، اما آقا معلم ایندفعه بدون رفتن سر کلاس و چککردن کتابها مهمترین درس رو به بچهها داد..
امروز که بین بچهها نشسته بودم یکیشون میگفت: سیدعلی به من گفته بود فلان کار رو نکنم ولی اون موقع خیلی جدی نگرفتم، الان دیگه بخوام هم دلم نمیاد سمتش برم.
یاد حرف خودمون افتادم چند هفته پیش، میگفت محمدحسین اگه شهید بشم چقدر برای این بچهها خوب میشه ها! اون موقع باهات شوخی کردم ولی الان میبینم راست گفتی علی جان.. راست گفتی.
نمیدونم چون قرآنت دستم بود و به سر گرفته بودم اینجوری نگاهم میکردی؟ یا چون میدونی بوی عطرت به قرآن مونده و همش حس میکردم کنارمی.
هرچی که بود خودت خوب میدونی این شبا حالم چیه، من مجبور بودم و هستم به ابراز نکردن خیلی چیزا. اما تو الان دیگه میفهمی که چی میگذره توی این دل، اونم وقتی از قبل تنهاتر شده.
اسم این حرفا رو هم گله نذار، از دلتنگیه عزیزم.
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ ۹ مارس در توجیه قتل عام مدرسه میناب: «ایران هم تعدادی موشک تاماهاک دارد... موشک تاماهاک خیلی رایج است.»
ترامپ ۱۳ مارس: «هیچکس فناوری یا سلاحی که ما داریم را ندارد... مثلا ما تاماهاک داریم.»
به حرّافی های این دروغگو در هیچ زمینهای توجه نکنید! سقوط و مفتضح شدن اون باذن الله نزدیک است.
@Seyyed_Art
وصیت نامه شهید سید علی یوسفی.jpg
حجم:
1.4M
تصویر باکیفیت وصیت نامه برادرم
شهید سید علی یوسفی
مشاهده متن کامل وصیتنامه:
@Seyyed_Art
وصیت نامه شهید سید علی یوسفی.pdf
حجم:
675.7K
فایل باکیفیت وصیت نامه برادرم
شهید سید علی یوسفی
مشاهده متن کامل وصیتنامه:
@Seyyed_Art
وصیتنامه برادر شهیدم
شهید سید علی یوسفی :
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»
سلام بر همهی عزیزانم! کوچکتر از آن هستم که بخواهم به کسی پندی بدهم یا نصیحتی بکنم، اما در این دنیا تجربیاتی داشتم که دوست دارم آن را برای دیگران بیان کنم تا وظیفهام را پس از سفر شهادتم در قبال خدای متعال انجام داده باشم؛
زندگی در دنیا خیلی جذاب است؛ البته غیر از آن روزها و ساعتها و دقایقی که به نافرمانی خدا پرداخته شود که به جرئت و بدون هیچ مبالغهای میگویم که آن لحظات نه لذتی برای انسان دارند و نه آرامشی؛ هر زمان که فرمانبرداری از پروردگار متعال را به معنای واقعی کلمه و با اخلاص و به دور از ریا انجام دادم واقعاً برکات و آرامشی در زندگی خود احساس کردم که با هیچ لذتی قابل مقایسه نبود، امّا امان از نفس امّاره و شیطان که انسان را از این بهترین لذت و آرامش منحرف و مغرور میکند به لذتهایی زودگذر که اتفاقاً بعد از گذشتن چند لحظه، هم جسماً و هم روحاً به یک عذاب بسیار سخت و رنجاننده تبدیل میشود.
امیدوارم هیچکس گرفتار این گونه لذتهای رنجاننده نشود. خدا، خیلی خیلی خیلی... مهربان است. قدر این خدا را باید دانست امّا «... و ما قدروا الله حقّ قدرته ...». در تمام زندگیم همیشه خداوند متعال، آغوشش را باز میکرد و میفرمود: «بیا»... خداوند عزیز، نسبت به همهی بندگانش مهربان است... بنده که نتوانستم قدر خداوند را آن طور که باید بدانم، شما سعی کنید حداقل در شناخت قدر او از بنده موفقتر باشید. گرچه او یک موجود لا یتناهی است که شناخت قدر او در توان موجوداتی محدود مانند ما نیست اما حداقل میتوانیم فرامین او را به نحو احسن انجام بدهیم تا به او کمی نزدیکتر شویم...
پدر و مادر عزیزم! ممنونم از رنجها و سختیهایی که در راه تربیت من متحمل شدید و ممنونم از اینکه با وجود ناسپاسی و قدر نشناسی من، هیچگاه محبت خود را از من دریغ نکردید و از جانهای لطیف خود برای این حقیر مایه گذاشتید و همچون شمع، آب شدید تا من و محمدحسین به این سن رسیدیم. حلالم کنید اگر گاهی در حق شما دو بزرگوار اجحافی کردم و حق شما را رعایت نکردم؛ گرچه هرچه کنم پاسخ خوبیهای شما را نمیتوانم بدهم. خیلی دوستتان دارم♥️
برادر عزیزم! در نبود من هوای بابا و مامان را داشته باش! وصیتهایم را هم انجام بده و حلالم کن اگر گاهی اذیتت کردم. کمی تربت سیدالشهداء (ع) هم در پاکت وصیتنامه هست. لطفاً آن را در قبر همراه من بگذار. البته اگر قبری برایم وجود داشت. عشق داداش♥️
پیامی هم برای بچههای پایگاه، مسجد و دانش آموزانم دارم:
عزیزان دلم! اکنون که حقیر در بین شما حضور ندارم، سنگر اسلام را حفظ کنید و برای گسترش اسلام و تقویت و جذب نیروهای امام زمان (عج) وقت بگذارید. نگذارید این پرچم بر زمین بیفتد. نکند یک وقت کارهای شخصیتان را بر کارهای اسلام ترجیح بدهید. اعتقادتان به خدای متعال را قوی کنید که اگر این اعتقاد، قوی شود دیگر نه بی احترامی به پدر و مادری پیش میآید و نه بینمازی و نه بیحجابی و نه دروغگویی و نه نگاه حرام و نه غیبت دیگران و... همهی اینها ریشه در اعتقاد آدمی دارد... علاوه بر تقوا، درسهایتان را خوب بخوانید تا برای مملکت امام زمان (عج) کارهای بزرگی بکنید؛ برای برپایی و پیشرفت این مملکت، خون شهدای زیادی ریخته شده است. مواظب باشید با اهمال و یا اعمال ناشایست، این خونها را پامال نکنید. دوستتان دارم.❤️
اما وصیتهای مالی و غیرمالی شرعی:
[در این بخش حسابهای مالی درمورد مجموعه فرهنگی شهید، چند مورد نذر، طلب حلالیت و موارد دیگر بود که انشاءالله انجام خواهد شد.]
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
(و عجل فرجهم)
[شهید] سید علی یوسفی.
🔸مشاهده تصویر باکیفیت وصیتنامه
🔹مشاهده فایل باکیفیت وصیتنامه