📚| #ابووصال
ڪتاب طلبه دانشجو،
#شهید_محمدرضا_دهقان_امیرے🕊
چشمان سنگ
در یکۍ از سفرهاے راهیان نور؛ڪنار یک پاسگاه
پلیس در بیابانی خلوت توقف کردیم و چادر زدیم.
همه داخل چادر خوابیدیم؛اما او بیرون خوابید.
نیمه شب از صداے نفس هاے عجیبی از خواب
پریدم و نگران شدم؛ لاے پرده چادر را کنار زدم
و دیدم ڪه سگی عظیم الجثه با دهانی باز ڪه
نفسنفس می زد بالای سر #محمدرضا خم شده
و باچشمانش به صورت او زل زدهاست،#محمدرضا
بیدار بود اما از ترس جنب نمی خورد؛آن لحظه
تنها کارے ڪه توانستم انجام دهم این بود چند
بار پشت هم دست بزنم؛سگ از صداے دست زدنم
تـرسید و رفـت.وقتے اوضاع آرام شد مرا صدا زد
و به سمتم آمد و باحالتی بهت زده می گفت که آن
سگ چه از جانش مےخواسته که آنطور به او خیره
شده بود.
نقل شده از مادر شھید
@sh_hadadian74 ❄️
•| شهید محمد حسین حدادیان |•
🌷شهید محمدرضا دهقان امیری🌷 ولادت: ۷۴/۱/۲۶ شهادت: ۹۴/۸/۲۱ محل شهادت: سوریه العیس مادر شهید: بعضی ش
روایت مادر شهید محمدرضا دهقان
🌾 #اربعین_سال93 به پیاده روی اربعین رفتیم.محمدرضا هم خیلی اصرار داشت که بیاید ⚡️اما گفتیم که بگذار ببینیم اوضاع در چه حالی است #تجربه کسب کنیم سال دیگر با هم💞 برویم.
🌾 #چفیه ای که دوستش هدیه🎁 داده بود را داد تا در حرم #امام_حسین(ع) تبرک کنم.اما من در شلوغی های حرم گمش کردم🙁 و هر چه گشتم پیدایش نکردم🚫 و خلاصه برایش یک #چفیه خریدم و تبرک کردم.
🌾به #محمدرضا جریان را گفتم،میدانستم خیلی به چفیه علاقه💞 داشت و از او #عذرخواهی کردم اما او در جواب گفت که
فدای سرت من #حاجتم روا می شود😊.
🌾وقتی به #تهران رسیدیم در مورد حاجتش و چرایی آن از محمدرضا سؤال کردم❓ و او در جواب گفت که اگر چیزی را در #حرم ائمه گم کنی حاجت روا می شوی😍 .من حاجتم این است که #شهید بشوم .تا #اربعین سال دیگر زنده نیستم🌷.
🌾من خیلی ناراحت شدم😔 و در جوابش گفتم که به عراق میروی⁉️گفت جنگ فقط آنجا نیست در #سوریه هم هست من در سوریه #شهید_می_شوم.
#شهید_محمدرضا_دهقان_امیری
@sh_hadadian74🍃🌸
#فرح_بعد_روضه 🌹
ظهربود که کلاسم تو دانشگاه تموم شد.
زنگ زدم به محمد گفتم بریم؟؟؟
گفت:من میخوام برم #گلزارشهدا میای؟!
باهم راهی شدیم،تو راه که میرفتیم محمد شروع کرد به خاطره تعریف کردن از #خودش از #آموزش از #شهدای_مدافع حرم و...
نزدیک مزار #شهید_رسول_خلیلی که رسیدیم ترمز زد
گفت:بریم سر مزار #آقارسول ..
علاقه شدیدی به #شهیدخلیلی داشت❤️😍
یک شب وقتی برای اولین بار به هیئت #ریحانه_النبی رفتیم و جلوی در هیئت عکس #آقا_رسول را به من نشان داد متوجه این علاقهاش شدم👌
-میشناسیش؟
+فقط اسمش رو شنیدم
-رسول #رفیق_معنوی من است. چیزهای زیادی از او میدانم برایت تعریف میکنم.
سر مزار مشغول خواندن فاتحه بودم که گفت: #روضه بذار
+ندارم از گوشیم پاک شده
-خدا خیرت بده سریع یه روضه #حضرت زینب دانلود کن گوش بدیم.
سریع دانلود کردم و زدم برای پخش
بعداز آن روز همیشه روضه حضرت زینب رو داشتم
روضه که تمام شد رو کردم به #محمدرضا و گفتم بشین از تو یه عکس بگیرم
نشست عکس #شهیدخلیلی رو بغل کرد و لبخند زد
گفتم اینجوری نه زشته!
وقتی #شهید شوی میگویند شهید لوس بوده...
گفت: اشکال نداره فرح بعد از روضه است😄
دوربین گوشی من آن لحظه را ثبت کرد یک عکس با #لبخندهمیشگی...
#شهید_محمد_رضا_دهقان_امیری
#ابو_وصال
#ابو_فراق...
🕊✨@sh_hadadian74