eitaa logo
•| شهید محمد حسین حدادیان |•
769 دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
5هزار ویدیو
124 فایل
♦️شهیدمحمدحسین‌حــدادیان 🌹ولـــادت۲۳دی‌مـــــاه‌۱۳۷۴ 🌿شــهادت‌۱اسفـــندماه۱۳۹۶ 🌹ٺوســط‌دراویــش‌داعشی خادم: @sh_hadadian133 خادم تبادل: @falx111 کپی حلال برای ظهور آقا خیلی دعا کنید !❤️
مشاهده در ایتا
دانلود
📚| ڪتاب طلبه دانشجو، 🕊 چشمان سنگ در یکۍ از سفرهاے راهیان نور؛ڪنار یک پاسگاه پلیس در بیابانی خلوت توقف کردیم و چادر زدیم. همه داخل چادر خوابیدیم؛اما او بیرون خوابید. نیمه شب از صداے نفس هاے عجیبی از خواب پریدم و نگران شدم‌؛ لاے پرده چادر را کنار زدم و دیدم ڪه سگی عظیم الجثه با دهانی باز ڪه نفس‌نفس می زد بالای سر خم شده و باچشمانش به صورت او زل زده‌است، بیدار بود اما از ترس جنب نمی خورد؛آن لحظه تنها کارے ڪه توانستم انجام دهم این بود چند بار پشت هم دست بزنم؛سگ از صداے دست زدنم تـرسید و رفـت.وقتے اوضاع آرام شد مرا صدا زد و به سمتم آمد و باحالتی بهت زده می گفت که آن سگ چه از جانش مےخواسته که آنطور به او خیره شده بود. نقل شده از مادر شھید @sh_hadadian74 ❄️
•| شهید محمد حسین حدادیان |•
🌷شهید محمدرضا دهقان امیری🌷 ولادت: ۷۴/۱/۲۶ شهادت: ۹۴/۸/۲۱ محل شهادت: سوریه العیس مادر شهید: بعضی ش
روایت مادر شهید محمدرضا دهقان 🌾 به پیاده روی اربعین رفتیم.محمدرضا هم خیلی اصرار داشت که بیاید ⚡️اما گفتیم که بگذار ببینیم اوضاع در چه حالی است کسب کنیم سال دیگر با هم💞 برویم. 🌾 ای که دوستش هدیه🎁 داده بود را داد تا در حرم (ع) تبرک کنم.اما من در شلوغی های حرم گمش کردم🙁 و هر چه گشتم پیدایش نکردم🚫 و خلاصه برایش یک خریدم و تبرک کردم. 🌾به جریان را گفتم،میدانستم خیلی به چفیه علاقه💞 داشت و از او کردم اما او در جواب گفت که فدای سرت من روا می شود😊. 🌾وقتی به رسیدیم در مورد حاجتش و چرایی آن از محمدرضا سؤال کردم❓ و او در جواب گفت که اگر چیزی را در ائمه گم کنی حاجت روا می شوی😍 .من حاجتم این است که بشوم .تا سال دیگر زنده نیستم🌷. 🌾من خیلی ناراحت شدم😔 و در جوابش گفتم که به عراق میروی⁉️گفت جنگ فقط آنجا نیست در هم هست من در سوریه . @sh_hadadian74🍃🌸
🌹 ‍ ظهربود که کلاسم تو دانشگاه تموم شد. زنگ زدم به محمد گفتم بریم؟؟؟ گفت:من میخوام برم میای؟! باهم راهی شدیم،تو راه که میرفتیم محمد شروع کرد به خاطره تعریف کردن از از از حرم و... نزدیک مزار که رسیدیم ترمز زد گفت:بریم سر مزار .. علاقه شدیدی به داشت❤️😍 یک شب وقتی برای اولین بار به هیئت رفتیم و جلوی در هیئت عکس را به من نشان داد متوجه این علاقه‌اش شدم👌 -میشناسیش؟ +فقط اسمش رو شنیدم -رسول من است. چیزهای زیادی از او می‌دانم برایت تعریف میکنم. سر مزار مشغول خواندن فاتحه بودم که گفت: بذار +ندارم از گوشیم پاک شده -خدا خیرت بده سریع یه روضه زینب دانلود کن گوش بدیم. سریع دانلود کردم و زدم برای پخش بعداز آن روز همیشه روضه حضرت زینب رو داشتم روضه که تمام شد رو کردم به و گفتم بشین از تو یه عکس بگیرم نشست عکس رو بغل کرد و لبخند زد گفتم اینجوری نه زشته! وقتی شوی میگویند شهید لوس بوده... گفت: اشکال نداره فرح بعد از روضه است😄 دوربین گوشی من آن لحظه را ثبت کرد یک عکس با ... ... 🕊✨@sh_hadadian74