عروض شبانه
دعا کنید برام بهم آش برسه وگرنه یه قاتل زنجیره ای میشم
از پوست قربانیام رشته درست میکنم
از چشماشونم به عنوان نخود لوبیا
ما عینکیا
وقتی عینکامون رو درمیاریم نور های ریزو به صورت ستاره های کوچیک کوچیک میبینیم
و این از نظر من واقعا جذابه
عروض شبانه
اون میمه بود پیرمرده
اینطوریه ک بلخره من گروها درسیم تشکیل شدن سر ساعت برای کلاس حاضر میشم