زنی که حالش با موسیقی، هنر و یا
یك شعر خوب میشود، هیچ چیزی
نمیتواند شکست دهد؛ حتی زندگی.
کتاب های مهر ماه.(هر کتابی خونده شد، به لیست اضافه میشه.)
جمعهها هنوز خواب میبیند
عشق از نگاه مولانا
همزاد
فرماندهی سری
میرا
قلب سگی
داستانی مرموز
گزینه اشعار سیمین بهبهانی
علوم ترسناک اختراعات شیطانی
نامه های عاشقانه و عین القضات و عشق.
پدر چرا توی خانه مانده است؟
سهروردی
کاش نامههایم به دستت نرسد
هملت
سه دختر حوا
به قول پرستو
در وادی غزل(مجموعه برگزیده غزل های عاشقانه شاعران گیوا)
اعترافات غلامان
شبگرد
نمیدونم متوجه شدید یا نه، ولی با ادبیات و کتابهایی که الان تولید میشن، ژانرهایی(دارک رومنس، فانتز
و اما تحلیل دوم آیندهی ادبیات.
به هنر و ادبیات و موسیقی و درکل حتی علم، به تاریخ اونها نگاه کنید متوجه میشید، همیشه چیزی اون هنرهارو دگرگون کرد، که یه سبک جدید، مفهوم جدید، نقش جدید، و حرف جدید برای گفتن داشتن!
یه دیدگاه کاملاً تازه و انقلابگر.
نه تنها توی ادبیات، بلکه در همهچیز.
تنها چیزی که میتونه چیزی رو دگرگون کنه، اینه که مثل سایر چیزها نباشه.
توی آینده، نمیان بین این همه سبک تکراری فانتزی و کلیشهای، از اونها قهرمان بسازن و بگن: وای، ادبیات رو نجات داد.
بلعکس. بین اون همه نوشتههای کلیشهای، برمیگردن ببینن چه کسی سبک جدیدی اختراع کرده، و چه کسی حرف تازهای گفته که مفهوم داشته و اون رو انتخاب میکنن.
نه چیزهای کلیشهای.
شبگرد
و اما تحلیل دوم آیندهی ادبیات. به هنر و ادبیات و موسیقی و درکل حتی علم، به تاریخ اونها نگاه کنید م
یعنی شاید الان همه بگن که ژانر فانتزی توی بورس هست و فانتزی بنویس، معروف بشی.
اما، فانتزی برای امروزه اما اون سبک جدید، برای کل عمر.
چیزی بنویس که عمق داشته باشه، تا اینکه فقط واژههارو کنار هم بچینی.
ممکنه تو حتی یه جمله بنویسی و اونقدر دیدگاه های جدیدی رو درون خودش جای بده، که اندازه هزاران کتاب حرف برای گفتن داشته باشه و با همون یه جمله، ادبیات رو دگرگون کنی.
شبگرد
یعنی شاید الان همه بگن که ژانر فانتزی توی بورس هست و فانتزی بنویس، معروف بشی. اما، فانتزی برای امروز
من به این باورم که بعد مرگ هنرمند ارزش هنر اون فهمیده میشه، نه در عصری که خودش هم هست.
شاید برخی افراد درک کنن، اما اکثر هنرمندها که سبک جدید رو ارائه میدن و راه خودشون رو میسازن، برای آینده هستن نه زمان حال.
شبگرد
میدانم که روزی همهچیز تمام خواهد شد، و همین است که اندکی مرا آرام میکند. _شبگرد
عجب جهانِ جالبی داریم.
برای داشتن صلح هم، ابتدا باید بجنگیم.
_شبگرد
گاهی اوقات اونقدر به خودت تلقین میکنی اعتماد به نفس نداری، که توی غرور و خودبینی غرق میشی و باز میگی اعتماد به نفس ندارم.
اگه انسان خودش رو شیطانِ خودش میدونست، و به جای لعن الکی خودش رو درست میکرد؛ شاید الان این همه ظلم های زیاد نبود.