eitaa logo
دُر.
91 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
220 ویدیو
4 فایل
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری *ابتهاج . کپی؟ اَخه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  عیون.
کوچک بود، خیلی کوچک. همان‌قدر که دست‌ها و انگشتانش کوچک بود. همان‌قدر که کش موی کوچکِ روی سرش کوچک بود. همان‌قدر که چشم‌های مظلومِ توی عکسش کوچک بود. همان‌قدر که در آغوشِ پدرش به راحتی جا میشد و همان‌قدر که تابوتِ سبکش روی دستانِ این مردم، کوچک بود. داغ اما بزرگ بود، خیلی بزرگ.
.آن روزها رفتند آن روزهای عید آن انتظار آفتاب و گل آن رعشه‌های عطر در اجتماع ساکت و محجوب نرگس‌های صحرائی که شهر را در آخرین صبح زمستانی دیدار میکردند آوازهای دوره‌گردان در خیابان دراز لکه‌های سبز بازار در بوهای سرگردان شناور بود در بوی تند قهوه و ماهی بازار در زیر قدمها پهن میشد، کش میآمد، با تمام لحظه‌های راه میآمیخت و چرخ میزد، در ته چشم عروسکها. بازار، مادر بود که میرفت، با سرعت بسوی حجم‌های رنگی سیال و باز میآمد با بسته‌های هدیه، با زنبیل‌های پر. بازار، باران بود، که میریخت، که میریخت، که میرخت... *فروغ فرخزاد
تا ابد و یک روز درود بر کتاب های جنایی-معمایی که همیشه منو به وجد میارن
معرفی میکنم ، سلاطین و استاد بازی های روانی توی زودیاک.
امسال غم انگیز ترین چهارشنبه سوری رو شاهدیم
هدایت شده از قالیِ‌چای‌خورده
نهههه،بستنی قهوه،کیک قهوه،آیس کافی لته،🛐🛐🛐
هدایت شده از ‹ نِق‌زن ›
هر شو هر شو بی‌خوابی 🤝🌀 @Negzan_ir | نق‌زن
وای خدا منو قورباغه کن
نه قورباغه چندشه، منو یچیز غیر چندش کن
منو کتاب کن، کتابی تو قفسهٔ کتابای یک انسان متمدن
دُر.
منو کتاب کن، کتابی تو قفسهٔ کتابای یک انسان متمدن
کاش یک کتاب بودم تو قفسه کتابای لاریجانی
دُر.
کاش یک کتاب بودم تو قفسه کتابای لاریجانی
نمیخوام، کاش یک کتاب بودم تو لیست کتابایی که مهسا هدیه میگیره