دُر.
نخیر عین این پیرزنا که همیشه یه صندلی باهاشونه بشینن روش من این گنجم دنبالمه بشینم روش
پس زیر باس😃نت میزاری
یادم باشه🤣
دُر.
• دهمین کتاب1405• مامان! من نمیتونم بخوابم
•یازدهمین کتاب 1405• قاشنگال
^ قاشنگال با خودش فکر کرد، که یعنی موجودات تنهای دیگه ای هم وجود دارن که مثل اون هیچ هم نوعی نداشته باشن؟
قاشنگال که نه قاشق بود و نه چنگال! پس چی بود؟ خودش که فکر میکرد خیلی تنهاست و به هیچ دردی نمیخوره و فقط یه چیز بودن خیلی راحت تر و بهتره.
اما خب مگه همه موجودات خاص نیستن و هرکدوم برای چیزی مختص به خودشون آفریده نشدن؟