هر چند که عهد و قول و پیمانش نبود
تن در دادم چون سرو سامانش نبود
کردم ز سر آغاز چو پایانش نبود
در درد گریختم چو درمانش نبود
- حمیدالدین بلخی
گاه گاهی که دلم میگیرد به خودم میگویم:
در دیاری که پر از دیوار است،
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
حس تنهایی درونم میگوید:
بشکن دیواری که درونت داری
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری و خدا اول و آخر توست
[ سهراب سپهری ]