دُر.
و من شاید هیچوقت الویت اول هیچکس نبودم، نیستم و نخواهم بود
ک. ص خلی؟ تو همیشه اولویت منی
زنگ آخر ورزش داشتیم بعد اونیکی کلاس نهم هنر داشتن پیچوندن اومدن بازی ( انقدر بازی شون خفنههه) بعد خب منو زهرا میریم باشگاه و همیشه وقتی میریم زمین بقیه همش میخندن و کلا جو خیلی بدی داره اونجا
حالااا اینا انقدر بامزه و داداشی بودن که هرکس خراب میکرد، اینجور بودن که مگه مهمه؟ اصلا اتفاقی مگه افتاده؟ آخرشم که زنگ خورد گفتن کی هستین کلاسو بپیچونیم بازم بازی کنیم😭😭
دُر.
زنگ آخر ورزش داشتیم بعد اونیکی کلاس نهم هنر داشتن پیچوندن اومدن بازی ( انقدر بازی شون خفنههه) بعد خب
و هستن آدم هایی که وقتی داخل یک چیزی مهارت پیدا میکنن یا بالا میرن غرور نمیگیرن و دل اونی که هنوز تازه وارده رو نمیشکونن
دُر.
بعد تو اصلا وقت نمیکردی برای خراب کاریت غصه بخوری
سریع میومدن جمعش میکردن و تند تند توپ اینور اونور میشد
حالا باشگاه: توپ فقط بین پاسور و اسپوکر ها و اون وسطیه ست. اگرم برسه به عقب خراب کنی خو دیگه مسخره کل میشی اگرم خوب بزنی که اینجورین که مگه اصلا این کاری کرد؟
امروز با اینکه درست حسابی گرم نکردیم، توپ خوب نبود، لباس مناسب نبود واقعااا حس خوب گرفتیم جوری که توی باشگاهی که همهٔ این ها مُهیا هستن انقدر خفن نبوده تا حالا