استاد قاسم سیاره متخلص به “آشفته” در خانوادهای فرهیخته و ادیب در شهرضا متولد شد. پدرش استاد هاشم متخلص به “سیاره” نیز شاعری توانا بود که از او چند مجموعه شعر از جمله “گلشن معرفت” و “جنگل مولا” به یادگار مانده است، همچنین تخلص استاد هاشم به نام خانوادگی این خانواده یعنی “سیاره” تبدیل شد.
آشفته سرودن شعر را از ۱۸ سالگی آغاز کرد که از آثار منتشر شده این شاعر توانا میتوان به دیوان آشفته، دوگاه، ترجمان گل شمع، برگ سبز و خوشه اشاره کرد، همچنین مجموعه “هشل هفط” به عنوان مجموعه طنز و فکاهی این بزرگوار، یک هفته قبل از درگذشت وی رونمایی شده بود.
دُر.
استاد قاسم سیاره متخلص به “آشفته” در خانوادهای فرهیخته و ادیب در شهرضا متولد شد. پدرش استاد هاشم مت
غم آلودم، نشاط روزگار از من چه میخواهی؟
ز پا افتادهام گشت و گذار از من چه میخواهی؟
اميدم رنگ میبازد به گل ، از من چه میپرسی؟
خزانم برگ میريزد بهار از من چه میخواهی؟
شتابان گردباد دشت خاک آلود دورانم
شکيب از من چه میجويی؟ قرار از من چه میخواهی؟
ره کوی سلامت را سراغ از من چه میگیری؟
ميان عشق و سوز و انتظار از من چه میخواهی؟
جهان آشفتهای ، ای زندگی! در محنت آبادم
مرا گم کرده طوفان در غبار از من چه میخواهی؟
- آشفته شهرضایی
هدایت شده از 𝙼𝙴 𝙰𝙽𝙳 𝚃𝙷𝙴 𝙳𝙴𝚅𝙸𝙻
یبار وقتی از کتابفروشی بیرون اومدم
یه بنده خدایی منو دید و گفت یه جوری ذوق میکنی انگار تو این پلاستیکا کیلو کیلو گوشته..
موضوع همینه مردم بیشتر از عقل به جسمشون اهمیت میدن
هدایت شده از پروانهیسرخ🇮🇷؛
متاسفانه بعضی مردم سنت ها و رسم هارو به شکل ناجوری میکشنن و با استاندارد های خودشون اون هارو تغییر میدن و اون سنت ها، به مرور زمان از بین میرن.
یا اینطورین که کی حوصله عید و چهارشنبه سوری داره بعد برای ولنتاین و هالووین و کریسمس سنگ تموم میزارن، یا چهارشنبه سوری که پر از کارای باحال و بدون خطره رو با جنگ جهانی و آلودگی های صوتی مسخره جایگزین میکنن و آخرش ۱۰۰ ها نفر کشته میشن.
پارسال میگفتن زن حامله تو خیابونه ترقه نزنید امسال میگن حیوانات میترسن ترقه نزنین، اینجا یا باید حامله باشی یا حیوون تا بفهمن میترسی.
- خلافکار
دُر.
هنوز باورم نشده سال ۱۴۰۲ به این زودی گذشت و امروز آخرین روزشه!
جدی؟ سال ۱۴۰۳ تموم؟
هدایت شده از آبیِپرکلاغی؛
«من از مملکتی میآیم که آغاسی از حافظ در آن مملکت معروف تر بوده،گوگوش هزاران بار از خانم فروغ فرخزاد معروف تر بودهاست. آن زمان چه کسی به فکر فروغ فرخزاد و پروین اعتصامی بوده؟! حالاست که مردم از بیچارگی به کتاب پناه بردهاند. چون دیگر هیچ چیز در آن مملکت نیست حالا کتاب فروغ شده چاپ ۴۶، ولی در زمان زندگی اش به چاپ سوم هم نمیرسید! آن زمان همین شعرها بود، همین فروغ بود، همین زبان پارسی بود و همین مردم بودند.»
_ فریدون فرخزاد
سخنرانی در سوئد - یادبود شعر فروغ
هدایت شده از آبیِپرکلاغی؛
هر بار که ترانه ای برایت سرودم
قومم بر من تاختند!
که چرا برای میهن شعر نمی سُرایی؟!
و آیا زن چیزی به جز وطن است؟!
_ نزار قبانی