امروز؟
نخوندن درس 8 با وجود اینکه امتحان داشتم، آیسد کافی، زود رسیدن به مدرسه، الهه، زهرا، ستایش، ثنا، غیبت اون دختره تو کلاسمون کردن که نامزد کرده، اثر انگشت زدن به عنوان یادگاری برای بچها، الهه جوهر اثر انگشت رو سابید به صورتم، چیز مالی کردن قبلی دبیر هنر که بیاد مراقبمون شه(برای تقلب!)، امتحان، عکس گرفتن با قبلی، رسوندن جوابا توسط دبیر دفاعی، جیغ زدن با الهه از خوشحالی، روز آخر مدرسه، الهه بهم کادو داد و قربون صدقم رفت(تو نامه)، بغل کردن اون دختره ( بهش گفتم این دفعه دیگه جدی همو نمیبینیم!)، دست دادن با بهاره ( مغز کلاس)، تا ساعت 12:15 مدرسه موندن( امتحان 11:30 تموم)، خونه، خوشحالی کردن با شایان ( داداشم) به خاطر تموم شدن امتحانا، جوجه های مامان، سالاد من، به این نتیجه رسیدن که اتاقم جن داره ( وسایل جابه جا میشن)، گفتن قضیه جن به ثنا، ثبت نام شایان واسه راهنمایی و خندیدن که سایته نوشته بود استعدادش چیه، بیرون رفتن بعد دقیقا 2 ماه، کتاب خریدن( سمفونی مردگان و آرزوهای بزرگ)، دیدن ویدیو مسیج های ثنا که اتاقشو مرتب میکنه، ولاگ یوتیوبر مورد علاقممم(😭!)، ماشین فقط سمند سورن