ندانی که ایران نشست من است
جهان سر به سر زیر دست من است
هنر نزد ایرانیان است و بس
نداند شیر ژیان را به کَس
همه یکدلانند و یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بُدی
نشستنگه شهریاران بُدی
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بَر زنده یک تن مباد
- فردوسی
دُر.
[ هفتمین کتاب امسال ۱۴۰۴] خرزهره الن ژگادو، زنی که صرفا برای " به قتل رسوندن " هست که دست به قتل می
[ هشتمین کتاب امسال ۱۴۰۴] ماهی سیاه کوچولو
خب اول اینکه کتاب راجب ماهی ای بود که همراه مادرش در جویباری زندگی میکنه و همیشه در ذهنش این سوال بود که ته این جویبار کجاست؟ به کجا میرسه؟ و صبح یک روز تصمیم میگیره بره و جواب سوالش رو بگیره.
در نگاه اول داستانی معمولی برای کودکان هست و از نظر لیلی امیر ارجمند.
اما از نظر خیلی از منتقدان ادبی ماهی سیاه کوچولو نماد جوانان پر شور و انقلابی و روشنفکر میدونن و داستان رو نوشته ای علیه حاکمیت اون زمان و حتی گویا الهام بخش بسیاری از نویسندگان و شاعر ها بوده و هست.
داستان کوتاهی بود(25 صفحه) و توی یک نشست تموم شد. این کتاب هم کتاب بچگی بابام بوده که حالا من قاپیدمش. اون زمان این کتابو ۲۰ ریاال خریدههه، میفهمید؟ ۲۰ ریال. حتی هزار تومن هم نه. ۲۰ ریال و پشمام. الان فکر کنم اگه هنوز چاپ بشه و به فروش برسه ۴۰ هزار تومن یا شاید بیشتر باشه نمیدونم. در کل جالب و بامزه بود
هدایت شده از عیون.
و چگونه طالبِ او نباشم؟ وقتی در و دیوار نقشِ او را فریاد میزند. آینه جای من، او را نشانم میدهد. در خواب و رویا به دنبال اویم و در بیداری تمنای او را دارم. وقتی در تاریکیها، چراغِ فکر و احساسم میشود و روشنایی، امیدی برای روییدن. دائما او را میبینم و صدایش را میشنوم که در گوشم نوای صبوری میخوانَد.