هدایت شده از عیون.
و چگونه طالبِ او نباشم؟ وقتی در و دیوار نقشِ او را فریاد میزند. آینه جای من، او را نشانم میدهد. در خواب و رویا به دنبال اویم و در بیداری تمنای او را دارم. وقتی در تاریکیها، چراغِ فکر و احساسم میشود و روشنایی، امیدی برای روییدن. دائما او را میبینم و صدایش را میشنوم که در گوشم نوای صبوری میخوانَد.