eitaa logo
دُر.
91 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
220 ویدیو
4 فایل
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری *ابتهاج . کپی؟ اَخه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از قالیِ‌چای‌خورده
هدایت شده از قالیِ‌چای‌خورده
[ بیگانه ] بیگانه ای را درون آینه می‌بینم و به حالش تلخند می‌زنم،حیران و ویران است!چشم‌هایش از ندیدن‌ها لبریز است،لبش از نبوسیدن‌ها بی‌زار است،گوش‌هایش از نشنیدن‌ها پریشان است.خال کنار گوش بیگانه بوسه‌های او را تمنا می‌کند،چشم‌هایش از دلتنگی به ستوه آمده اند! پیچک عشق قلبش را می‌آزارد و او را اندر قفس چشم‌های معشوقش زندانی می‌کند.تمام بیگانه به انتظار نشسته است.تمامش کو؟معبودش را می‌گوید که به دادش برسد،معبود و بیگانه هر دو می‌دانند که درمان درد بی‌علاج بیگانه فقط حضور معشوق است. یعنی روزی او سهم بیگانه می‌شود؟بیگانه به راه خیره می‌ماند و در پی او چشمانش را در حفره می‌رقصاند،شاید تا به ابدیت!
زهر است عطای خلق، هر چند دوا باشد حاجت ز که می‌خواهی جایی که خدا باشد *واعظ قزوینی
هدایت شده از قالیِ‌چای‌خورده
می‌خواستم بمانم،رفتم.می‌خواستم بروم،ماندم.نه رفتن مهم بود ونه ماندن،مهم من بودم که نبودم!
کلیدر هر دو جلدش یک کتابه، بعد چندین جلده این بابام گفت خوبه بخرش، چنده؟ 250؟ گفتم نه پدر من 2 و خورده ایه🤣
هدایت شده از روحي
برداشتِ دوم از سکانسِ پنجم. [آن‌گاه، س‌پ‌ه‌ر] سمبل بخت و اقبال. نماد رشادت و جلادت. تمثیل غم و سوگ.
من پشیمان و نادم ام
هدایت شده از دُموعْ .
در نهایت کاغذها هستند که تکه‌های وجود مرا حمل می‌کنند. آدم‌ها امانت‌دار خوبی نیستند و هر تکه‌ای از روحم را که بهشان می‌سپارم گم می‌کنند. آن‌وقت باید مدت‌ها دنبال خودم بگردم و پیدایش نکنم. پس به کاغذها پناه می‌برم. دل‌آسوده روحم را تکه تکه می‌کنم و به نام واژه، در جان اوراق به خاک می‌سپارم. باشد که ریشه‌های روحم در تن کاغذ بدود و دگربار مَنی متولد شود.