هدایت شده از قالیِچایخورده
میخواستم بمانم،رفتم.میخواستم بروم،ماندم.نه رفتن مهم بود ونه ماندن،مهم من بودم که نبودم!
کلیدر هر دو جلدش یک کتابه، بعد چندین جلده این
بابام گفت خوبه بخرش، چنده؟ 250؟
گفتم نه پدر من 2 و خورده ایه🤣
هدایت شده از دُموعْ .
در نهایت کاغذها هستند که تکههای وجود مرا حمل میکنند. آدمها امانتدار خوبی نیستند و هر تکهای از روحم را که بهشان میسپارم گم میکنند. آنوقت باید مدتها دنبال خودم بگردم و پیدایش نکنم. پس به کاغذها پناه میبرم. دلآسوده روحم را تکه تکه میکنم و به نام واژه، در جان اوراق به خاک میسپارم. باشد که ریشههای روحم در تن کاغذ بدود و دگربار مَنی متولد شود.