گاهی مردم نمیخواهند حقیقت را بشنوند، چون نمیخواهند توهماتشان نابود شود.
*فریدریش نیچه
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
عاشق تماشای عاشق شدنِ اسکورپیو و پایسیز هستم.
عاشق اینم که چقدر با تعهد و اشتیاق دوست دارن همهچیز رو درباره کسی که بهش علاقه دارن بفهمن و یاد بگیرن. آدمهایی هستن که واقعاً و از ته دل به چیزایی که تو دوست داری علاقه نشون میدن و این ویژگیشون واقعاً دلنشین و دوستداشتنیه.
آنها میکوشند تاریخ را دفن کنند، اما فراموش میکنند که تاریخ جسد نیست.
*رگهای باز آمریکای لاتین/ادواردو گالیانو
دُر.
"سیزدهمین کتاب امسال 1404" سال بلوا حوصله ندارم راجبش بنویسم فقط بدونید نویسنده اش عباس معروفی عه
" چهاردهمین کتاب 1404" آدم خواران
نوشتن یادداشتی برای کتابِ آدم خوارانِ ژان تولی به یقین یکی از سخت ترین یادداشت نوشتن هاست برام. در عین حال که مغزم پر از فکر و سواله، نمیدونم چجور تمام حرف هام رو به شیوه ای درست بنویسم.
من ابتدا فکر میکردم با کتابی فانتزی گونه قراره روبهرو بشم، اما به تبعیت از کتاب قبلی ای که از این نویسنده خونده بودم(خرزهره) ترسناک ترین بخش کتاب همون جا بود که فهمیدم براساس واقعیتِ روستایی در فرانسه در اواخر قرن نوزدهم نوشته شده.
بیش از هر وقت دیگه ای به این نتیجه رسیدم که "جهل" ریشه و مادرِ تمام بدبختی های امروز ما هست! غرور، تعصب، بی سوادی،نا آگاهی و... همه و همه دست به دست هم دادن تا تشکیل دهندهٔ زنجیره ای سخت و فولادین برای ذلت و به اسارت در اومدن یک جامعه بشن.
همین حالا که درحال نوشتن ام هنوز آثار یخ زدگی دست و پام رو با اینکه توسط جوراب پوشیده شده حس میکنم و فکر میکنم تا مدت ها، اسم آدم خواران لرزه به تنم بندازه!
این کتاب رو سحر بهم معرفی کرد و باید خودتون بخونید تا معنی "درگیر شدن ذهن" رو حس کنید.
سر جمع سه الی چهار ساعت طول کشید خوندش ( 100 صفحه است) البته با وقفه هایی که بینش پیش اومد