تو! با تمام نبودنت هم به من اسیب میرسونی مثل سیگاری که ترک کردی اما ضرر خودشو رسونده و دیر شده..
مثل همون سیگاری که میدونی قراره دز عوض ارامش موقتی که بهت میده ریه هاتو بگیره ولی با این حال هر وقت حالتت بده میری سمتش.
تو همون سیگاری بودی که تو اوج نسخیم سرمیرسیدی و بهشتو برام تداعی میکردی
من سیگارو ترک نکردم اما چرا تو منو ترک کردی؟
موندم یه رفیق قدیمیو یه مشت خاطره که برام شده ارزو.
دود میکنم ارزوتو بجای اون قاصدکی که تو صورتم فوت میکردی.
جناب منو پیش شعرام ضایع میکنی؟
شعرام بیت به بیتشون ملامت بار بهم نمیگن اخه دختر واسه کی ذوق هنریتو خرج کردی. واسه کسی نیست؟ واسه کسی که وقتی فهمید دوسش داری قلبشو درسه قفله کرد؟
کلمه هام دیگه صداشون دراومده از اینهمه جفا ! به قول همین مصرع ها قلب بهش ندادی که بره جیگرکی باز کنه ها ولی رفتیو اون قلبو کباب کردی گذاشتی جلوی معشوقتو اونم نوش جان کردو یه اب خنکم روش! و شد هند جگر خوار من..
ولی میدونی که اونقد دیوونه هستم که حتی اونم باتو دوست داشته باشم.
اهای پسر.میدونستی باعث شدی من روحم ازار ببینه؟نه قطعا نمیدونی. چون برات مهمم نیست
پس اینم نمیدونی که چشمه وجودم بخاطرت خشک شده .. توان ریختن یه قطره اشکم ندارم!
حتما میخوای بگی اینم نمیدونستی که شبارو صبح میکردم بدون گذاشتن لکام روی هم .. اصن مگه میشه خیال تو باشه خواب به چشمای بی رمق من بیاد؟
اینقدر روحم پژمرده شده که نفرین کنم.
نفرینت میکنم که از اون چشمای یکم زیادی قشنگت اشک ها سرازیر شه.
من تورو به زندانی شدن توسط خیالش نفرینت میکنم
نفرینت میکنم به عاشق شدن ..
یه مشت اراجیف مضحک مسخره درکنار هم قرار گرفتن و مثل یک ژنده پوش خود نمایی میکنن که ساکنان این شهر به اشفته بودنم بیشتر پی ببرن.
یادت باشه کسی که دوستت داره تورو به خودت پس نمیده
یادت باشه کسی که دوست داشته باشه نمیزاره رو قلبت خش بیوفته
یادت باشه کسی که دوستت داره نمیزاره روحت از درد شکاف برداره
یادت باشه کسی که دوستت داره نمیره
یادت باشه کسی که دوستت داره همیشه هم برای تو نیست):))
میدونم میدونم که کلیشه ای ترین حرفارو میزنم
ولی همون حرفای تکراری بی دلیل تکرار نمیشن
شاید بهشون توجهی نشده و بازم هم باید تکرار شه تکرار شه و تکرار شه تا شاید کسی یکم دربارش فکر کنه..
بعضی رفتارا اگر تکرار میشن بخاطر اینه بهشون اهمیتی ندادی و برای فرد مقابلت مهمه و تو بی تفاوت!
این تکرار ها شاید یکم تمسخر امیز بنظر بیان اما واقعیت های فراموش شدن
حرفایی که شنیده شدنو در دروازه گوششون باز شده بی اهمیت نسبت بهش رد شدن
نیاز مندیم بهش و کسی ندید نشنید و با سکوت گذشت
رایستی چی باعث شده اینهمه ادم به ظاهر متشخص ولی بانطناکر لال کور تحویل جامعه بدیم؟
بجای نشستن پای زندگیو درسم اومدم اینننجا خودمو هر طور شده سر این کلمه های بی زبون خالی میکنه و اینهمه ادمی که دوستن فقط از دوستی ی اسمو ازش دارن
کدومشون میدونن من اینجا به چه دلیلی دارم جونمو با هر باری که انگشتام کیبوردو لمس میکنه میدم بره .
کدومشون فکرشو میکنن با یه کلمه چه ضرری به من متحمل میشن بدون دلجویی و خسارت دادن..
منی که همه رو با یه لبخند در همه لحظات همراهی میکنم و بودمو هستم همیشه براشون ولی موقعی که من نیاز داشتم یکیو جز خودم کس دیگه ای نه روی صحفه گوشیم و نه در کنارم حس نشد
هر وقت رفتن مطمینن وقتی برگردن یکی هست که با روی باز از اونا استقبال کنه اما من ترسیدم از اینکه یه بار برمو دیگه کسی منو یادش نیاد منتظر بودن به پای من که دیگه سهله..
همیشه بودمو مهربون بودمو احمق بنظر رسیدم
و توقع ها بالا رفت اونقدر بالا که تو سقف منم جا نشد..
ولی بازم صبر کردمو بخاطر رضایت دل خودم سکوتمو نشکستم
خودمو تیکه تیکه کردم و بین ادمایی که دوستشون داشتم تقسیم کردم
و یکم از خودم هم برای من باقی نموند
و من از خودم بی خود شدم
و باز هم هیچکس متوجه رفتن من از خودم نشد و فقط تماشای اونها نصیبم شد و بی تفاوتی مرگبارشون!
بلاخره پیدا میشه کسی که تورو از اعماق افکاار چرک و سیاهت نجات بده.
اون میاد تا بهت ثابت کنه هنوزم میشه از ته قلب خندید
میاد و بهت نشون میده که با تمام کم کاستی های ظاهری باطنی و حتی تفاوت های اخلاقی میتونید در کنار هم فوق العاده باشید
خیلی از ما تصور میکنیم نیمه گمشده صرفا باید در غالب همسر اینده ظاهر بشه
اما تواومدی و اینو نقض کردی.. گاهی دو همجنس روح هاشون کاملا باهم پیوند میخورن و مطابقا تبدیل به یک روح میشن و متوجه این شدم که اون روح در من تویی:)
فکر نمیکردم همجین تایمی بیاد و منو تو هنوزم توی رابطه لانگ دیستنس باشیم
حتی اگر کوه ها مانع ما باشن یه روزی در اون دنیا من با یه لیوان دوغ خنک جلوی در برزخ منتظرتم:))