eitaa logo
🍃 شاعران حوزوی 🍃
624 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
195 ویدیو
13 فایل
🌏خبرگزاری‌ها، نشریات، و کانال‌ها در مناسبت‌های دینی و ملی به دنبال اشعار حوزویان هستند و اینجا گنجینه شعر آن عزیزان است. 🍃ارسال اشعار و احوال شاعران به 🍃مدیر شاعران حوزوی @mahta_sa 💠 #شاعران_حوزوی 💠 @shaeranehowzavi
مشاهده در ایتا
دانلود
(هوالشهید )🥀 این مطلع را ارتجالاً به بهانه ی شهادت آیینه حُسن موسوی و اسوه ی خُلق و خوی مصطفوی به حضرت علیّ اکبر صلوات الله علیه تقدیم داشته ام : خاک این بادیه از برگ گل آکنده شده ست ؟ یا تن توست که در دشت پراکنده شده ست ! یاعلی ، مجاهدی. @shaeranehowzavi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀 یک زمان «سلمان رشدی» ، یک زمان اصحاب فیل تا ابد بر هر که حرمت بشکند “لَعناً وَبیل” برهه‌ای «سَلوان مومیکا» ، دوره‌ای هم “بو لهب” دیده چشم روزگاران بی‌شمار از این قبیل مدعی در چنته‌اش حرف حساب‌ی بود اگر عشق را آتش نمی‌زد ، “نحن أبناء الدلیل” خواه دوشادوش شیطان ، خواه در آغوش حق انتخابش با خودش ، “إنا هدیناه السبیل” آنچه که آتش کشیدند آفتاب است آفتاب کی؟ کجا؟ تاثیر دارد هُرم آتش بر خلیل؟ ما شنیدیم و حواریون ز بالا دیده‌اند شخص عیسی(ع) هم به این آیات می‌بندد دخیل باز هم بر اهل جهل و غفلت و بغض و حسد آرزو دارم ‌بتابد نور اسلام اصیل @shaeranehowzavi
آقا مرا به چادر خاکی آن زنی که مثل مادر تو زمین می‌خورد ببخش ما را به آن عفیف که در راه دین تو از یک لئیم سیلی کین می‌خورد ببخش @shaeranehowzavi
| وضعیت نارنجی باغ | شطرنجی نشان دهید با اسفنج‌های خونین نارنجستانِ قوام را و با چکه‌چکه‌ی ابرهای کبود تکه‌تکه درختان باغ را در باد شطرنجی نشان دهید بازوان ورم کرده‌ی باغ را و شتکِ خون را بر گونه‌های غنچه‌های هراسان تا مبادا تکثیر شود بال‌بالِ کفترانِ حرم در شبیخونِ پیاپیِ کفتارها شطرنجی نشان دهید زمین خوردنِ بانویی را در های‌وهوی شغالی گر در زیرِ لگدهایِ وحشیِ گرگ ناگاه نارنجی شد وضعیتِ باغ شطرنجی نشان دهید این آدینه‌ی بعد از شام غریبان زینب را هنوز قافله‌ی نیزه‌دارها چهل منزل فاصله دارند تا دروازه‌ی ساعت شام... و جشن خلیفه‌ی بوزینه باز حتی هنوز از کوفه رد نشده‌اند از بی‌شکوفه‌ترین باغستان‌های تاریخ چاووش حرمله ها را می‌بینی و شبح شبث‌ها را... در ازدحامِ مگس‌ها.. دارد زیاد می‌شود نوش‌نوش ابن زیادها شطرنجی نشان دهید صاعقه را در گیسوی گندمزارری مبادا بر آشوبد رویای ابن سعدها را اینجا شیرازست و از نارنجستان یک خیابان فاصله است تا چلچراغ‌های خونی شاهچراغ شطرنجی نشان دهید قیامِ گوهرشاد را در نارنجستان قوام و خونِ حمید الداغی را بر گُلدان‌هایِ شمعدانی و نارنجی بکشید گریه‌های باغ را شطرنجی نشان دهید خیمه‌های سوخته را در سُمکوبی بی‌شمار اسبان و هلهله‌ی وقیح شمر را در سیلی بر کودکان حرم و تاراجِ روسری‌ها شطرنجی نشان دهید صورتِ کریه شطرنج‌بازان شهر را در چشمِ پیادگان که مبادا شتکِ خونِ باغ به تریجِ قبایی بربخورد این آتش برمی‌خیزد از گورِ خاکستری‌ها به قولِ آن شاعر خسته فریاد کردن گناه است در شهر کاکُل زری‌ها . . @shaeranehowzavi
اذان عشق"🥀 قد برافراشته کن، سرو تو دیدن دارد صوت پیغمبری ات باز، شنیدن دارد پای بگذار بر این دشت ترک خورده ببین! قلب طوفان زده اش، میل تپیدن دارد عشق هم در طلب بوسه به پیشانی تو سمت آغوش تو آهنگ دویدن دارد مرگ بازیچه دستان تو بوده است ولی دیگر انگار تمنای رسیدن دارد ای غزل مردترین معجزه کرب و بلا صحنه دلبری ات، آه کشیدن دارد آنقدر جذبه عرفانی چشمت بالاست که غزل سمت نگاه تو دویدن دارد به کدامین افق امروز اذان می گویی؟ آری امروز، نماز تو خریدن دارد. @shaeranehowzavi
🥀 ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا طاقت نمی‌آرم جفا کار از فغانم می‌رود علیه‌الرحمه   @shaeranehowzavi
🥀 شب رخ نمود و دیده‌ام از خود عبور کرد بر هم نشست و خاطره‌ها را مرور کرد از سنگ‌فرش سینه عطش شعله می‌کشید آری خیال دوست به قلبم خطور کرد تصویر خنده‌ای که امید آفریده بود در انحنای قطرۀ اشکی ظهور کرد موسیقی تپیدن دل با طنین اشک کار هزار پرده ز شور نشور کرد ناگه در آن میانه سروشی ز شهر عشق چون کیمیا سفال دلم را بلور کرد می‌گفت: «جسم روح‌فزای حسین را میل حبیب همدم سم ستور کرد تعلیم مرغ عشق، سلیمان پاک را دانا به رمز و راز نوای طیور کرد بی‌شک اشارتی به خرابات دلبر است یادی که حق ز جنت و حور و قصور کرد» الهام‌واره بود و هبوطش به کام دل شهدی ز هم‌نشینی شور و شعور کرد دل را چو با حقیقت وصل آشنا نمود بیگانه از تفاوت غیب و حضور کرد @shaeranehowzavi
. شب جمعه به وقت دل‌تنگی می‌کند زنده ماجرای تو را می‌کند زنده یاد رزم تو را، یاد جانبازی و وفای تو را ای علمدار حضرت نایب، پاسدار حریم عشق شدی قسمت ما کند خدا ای کاش، آخر کار، کربلای تو را ✍️، ۱۴۰۲/۰۵/۱۳ ساعت به وقت ۰۱:۲۰ 💔 هدیه به روح ملکوتی و بلندپرواز حاج‌قاسم سلیمانی صلوات 🌷 @shaeranehowzavi
🥀 میاید از سرِ برزن خبر چه داغ و گران! مرا که کشت خبر، تا کند چه با دگران! خبر دهید که افتاده مادری و رواست که ایستاده ز غم جان دهند رهگذران خبر دهید که نامرد، پیش طفلش زد خبر دهید از اندوهِ دختری نگران زنی به خاطر حفظ حجاب سیلی خورد به دست سنگدلِ سفله ای که وای برآن شما که دیده و رنجیده اید! نقل کنید وگر که هیچ نیاید به چشم فتنه‌گران در آفتابِ جزا، مستحقِ عریانی ست قبیله‌ای که ندارد کسی حجاب درآن! @shaeranehowzavi
هر صبحِ سحر، می‌دهم از دور سلامت شش‌‌گوشه شده، قلبِ‌‌من انگار ز نامت دلتنگ طواف حرمت، گوشه ی چشمی بر عاشـقِ دیوانه ی بیــمار مُدامت @shaeranehowzavi