#تلنگر💥
خدایا...🌹
هر چند وقت یکبار به من یاد آوری کن:
نامحـــرم،نامـحـــرم اســـت...
چه در دنیای حقیـــقی...
چه در دنیایی مجازی...
یادمان بینداز #حضرت_زهرا(س) را،
که از نابینــــا، رو می پوشاند.
@shahid_beyzaii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شهر و دیار و رفقا خدانگهدار
میروم تا انتقام سیلی حضرت زهرا
رو بگیرم 💔😔
شهید مدافع عشق♥️
#محمد_هادی_ذوالفقاری
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
@shahid_beyzaii
🔴 ١٧ ربيع الاول ١٤٣٥، روز ميلاد پيامبر (ص)، برابر با ٢٩ ديماه ١٣٩٢، ساعات بعد از ظهر، هجده كيلومترى شرق دمشق
🌷در منطقه اى بنام قاسمية بين چهار روستاى الجربا (شمال)، القيسا (جنوب)، العبّادة (شرق) و البلالية (غرب)، عمليات رزمنده هاى مقاومت براى آزاد سازى منطقه اى وسيع كه در اشغال تروريستهاى تكفيرى سَلَفى بود، به نقطه پايان خود رسيده است. آتش شديد توپخانه، با هدايت بچه هاى سپاه قدس، امان تروريستها را بريده و نيروهاى رزمنده در نقطه پايان درگيرى و پاكسازى، به يك كارخانه توليد روغن موتور رسيده اند كه بعد از هلاكت تكفيرى هايى كه در داخل بشدت مقاومت مى كردند، به دست نيروهاى مقاومت افتاده است. هدف عمليات، پس گرفتن منطقه اى است كه دست جبهه مقاومت بود و ارتش سوريه آن را ظرف شش ساعت به تروريستهاى سَلَفى واگذار كرده است! سلفى ها بعد از تسليم شدن هزار نفر از نيروهاى "جيش الحرّ" مثل مور و ملخ ريخته اند اينجا و منطقه را اشغال كرده اند تا در مذاكرات پيش رو در ژنو با دست پر حاضر شوند. سردار سليمانى دستور باز پس گيرى اين منطقه را داده تا هم از دستيابى تروريستها به فرودگاه در جنوب منطقه ممانعت شود و هم تروريستها در تصرف كامل منطقه ناكام بمانند. محمودرضا در اين عمليات كه از سه محور انجام گرفته، فرمانده نيروهاى عمل كننده در محور خود است.
🌷عمليات با موفقيت كامل به اتمام رسيده و محمودرضا تصميم گرفته است براى تثبيت منطقه، پشت كارخانه روغن موتور خاكريز بزند. به همراه يك نيروى باتجربه اطلاعات عمليات، يك ديده بان و دو رزمنده ديگر حركت مى كند تا با موتور سيكلت به عقب و به سمت سه راهى "الغريفة" بروند كه ادوات ايجاد خاكريز و نفربرهايشان را از آنجا به سمت محور بياورند. تك تيراندازها كه در خانه هاى اطراف جاده العبادة به النشبية پناه گرفته اند امان نمى دهند. محمودرضا موتور سيكلت را رها مى كند و به همراه نفراتش پياده راه مى افتند. تيراندازى سَلَفى ها يك بند ادامه دارد. كانال كشاورزى خشكى كه آنجاست و ديگر براى آبيارى استفاده نمى شود بهترين ساتر است. محمودرضا و نفراتش مى پرند داخل كانال كه كاملا عميق و در عين حال عريض است و حالا توى آن از ديد دشمن پنهان هستند.
🌷محمودرضا آخرين نقشه هوايى منطقه را از جيبش بيرون مى آورد و باز مى كند كف كانال و مسير ادامه حركتشان را چك مى كند. با فاصله كمى از ابتداى كانال، خانه كوچكى در كنار كانال است كه محل توليد تله هاى انفجارى سَلَفى ها و انبار لوازم و تجهيزات لازم براى توليد آنهاست. سلفى ها خانه را رها كرده و فرار كرده اند اما زمين هاى اطراف را براى جلوگيرى از نفوذ رزمندگان مقاومت، مسلح كرده اند. يكى از تله هاى انفجارى را داخل كانال، درست جلوى خانه، كار گذاشته اند تا از طريق كانال هم نفوذى به مقر آنها صورت نگيرد. محمودرضا داخل كانال به نيروى ديده بانش تشر مى زند كه: "تو چرا با ما آمده اى؟ اينجا خطرناك است." و او مى گويد: "من از صبح ديده بان توام، فلانى به من گفته همه جا با تو باشم."
🌷 محمودرضا كه از صبح از همه حلاليت طلبيده، از او هم حلاليت مى طلبد و دستور حركت مى دهد. چند متر پيش مى روند، از جلوى آن خانه رد مى شوند و چند قدم بعدتر درست پاى درختى كه كنار كانال است با فشار پاى محمودرضا روى مدار يك تله انفجارى، صداى انفجار و موج آن، كانال را در هم مى پيچد و محمودرضا به زمين مى افتد. به فاصله چند دقيقه، خبر انفجار با بيسيم به عقب اطلاع داده مى شود و نفربر ميرسد و محمودرضا را از كانال خارج مى كنند. پزشك بسيجى حاضر در نفربر بلافاصله كار احيا را شروع مى كند. يكى از رزمنده هاى عراقى مدام به عربى تكرار مى كند: "استشهد... استشهد..." يعنى شهيد شده... ولى گوش پزشك بدهكار نيست؛ بالاى پيكر محمودرضا اشك مى ريزد و بشدت تلاش مى كند. قلب محمودرضا با تركشهاى فراوانى كه سمت چپ قفسه سينه را متلاشى كرده اند مورد اصابت قرار گرفته و كار احيا با وجود نيم ساعت سماجت پزشك، به جايى نمى رسد...
🌷 عصر شده. شادى روز ميلاد نبى مكرم اسلام (ص) با خبر شهادت محمودرضا در پشت تلفن، در كامم تلخ مى شود. تلفن را كه قطع مى كنم، مى آيم كنار ديوار و پشتم را به ديوار مى دهم و بى اختيار اين آيه بر زبانم جارى مى شود:
ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى التورات و الانجيل و القرآن... نمى دانم چند بار تكرارش كردم ولى آنقدر تكرار كردم كه شب شد. تنها بودم توى مهمانسراى دانشگاه. شام آورند. ماند روى ميز و يخ كرد. حالا من بودم و يك حس عجيب حسرت و افتخار آميخته بهم و يك غروب تلخ و خبرى تلخ تر از همه تلخى هاى عمر كه نمى دانستم چطور بايد به پدر برسانم...
#خاطره
#شهيد_محمودرضا_بيضائى
#مقاومت
#احمدرضا_بيضائى
@shahid_beyzaii
.
حضرت فاطمه زهرا (س) فرمودند:
✅خداوند سبحان،
ایمانو اعتقاد را براى طهـارت از شـرك
ونجات از گمراهیها و شقـاوتهـا قرار داد
و نماز را بــراى خضوع و فـروتنى و پاكى
از هــر نـوع تكّبر، مقـرّر نمـود ..
و زكـات (و خمس ) را بـراى تــزكیه نفس
و تـوسعه روزى تعیـین نمـود ..
و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانـست .
و حجّ را بــراى استحـكام اسـاس شـریعت
و بناء دیـن اسـلام واجـب نمـود ..
✅ هرآنکه عبادات و كارهاى خود را
خالصانه، براى خدا انجام دهد،
خداوند بهترین مصلحتها و بـركات
خود را بـراى او تقدیـر مى نماید ...
۱- ریاحین الشّریعةج ۱، ص۳۱۲
۲- بحار ج ۶۷، ص ۲۴۹
@shahid_beyzaii 🏴
🌷🌷🌷
شعر بی نقطه در وصف حضرت زهرا (س)
سر در گم سرّ سحرم مادر گل ها
دل مردۀ اسرار درم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
ای محور درد همه ی عالم وآدم
ای هالۀ احساس وکرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
هم اسوۀ مهر و مدد و گوهر علمی
هم سورۀ طاهای حرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
علامه دهری وسراسر همه عدلی
ای حامی و امدادگرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫
در معرکه گل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم مادر گل ها
💫💫💫💫💫💫💫💫
ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دل گرم طلوعی دگرم مادر گل ها
@shahid_beyzaii
غُسلِش داد
ڪَفَنِش ڪَرد،
آنگاه نِشَست و تنها برایَش گــریــه ڪَرد...
بعد آرام درون ڪَفَن گفت:
زهــرا...
منم علۍ:)💔
#فاطمیہ
@shahid_beyzaii
✍ خاطره شهید
فاطمیه بود و مکان هیاتمون هنوز معلوم نشده بود، همه نگران و دنبال یه جایی بودن که بشه چندنفر بشینن و با حضرت زهرا (س) و روضه بی بی انس بگیرن.
به همه خدام پیامک داده بود:
بچه ها عیبی نداره اگه جا نداریم، مادرمون حضرت زهرا هم جا نداشت. برای گریه کردن میرفت بیرون مدینه گریه میکرد.
شهید علی خلیلی
شهید امر به معروف
#شهید_مدافع_حرم
#شهید_محمد_حسین_محمد_خانی🌷
#فاطمیه…🏴
#بسم_الله
.
ایام فاطمیه سال 92 بود .
قرار شد ماکت خونه حضرت زهرا (س) رو درست کنیم .
درو دیوار خونه رو گل زدیم.
موقع آتیش زدن در که شد ،محمد حسین رفت بیرون، گفت:
" خودت این قسمتشو انجام بده ، طاقت دیدن این قسمتو ندارم...😭"
اون سال ایام فاطمیه با اون تمثال خونه حضرت زهرا (س)،
حالو هوایی داشت.…
@shahid_beyzaii
آشوب جهان و جنـــــگ
دنیــــا بہ کنار
بحران ندیدن تـــــو را
مـــن چہ کنم!؟😔
#محمود_رضا
#رفیق
#دلتنگتم
😭😭😭😭