مداحی آنلاین - به نام نامی عاشقان بریده سر - رسولی.mp3
4.03M
🔳 #رحلت_امام_خمینی(ره)
🌴به نام نامی عاشقان بریده سر
🌴به پیش تیغتان میشود سینه ام سپر
🎤 #مهدی_رسولی
⏯ #زمینه
👌فوق زیبا
💚 کانال #شهیدهادی و #شهیدتورجی_زاده 👇👇
@shahid_hadi124
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
🍃🌹🕊🍃🌹🕊🍃 🌹🕊🍃 🍃 #نذر_کرده_امام_رضا_ع ❤️با خانوادهام به زیارت #حضرت_زینب (س) رفته بودیم. روبروی گنبد
قسمت سوم و چهارم
زندگینانه مدافع حرم #شهید_محمدجواد_قربانی
👇👇👇
🍃🌹🕊🍃🌹🕊🍃
🌹🕊🍃
🍃
#نذر_کرده_امام_رضا_ع
💍روزهای خوش عقد میگذشت؛ که روزی محمدجواد خبر استخدامش در سپاه را در سال ۸۶ به ما داد.
همه میدانستیم که این شغل آسانی نیست، اما تقدیر خدا دیگرگونه بود و نذر کرده امام رضا (ع) باید الهی خدمت میکرد.
✨کمکم به عروسی نزدیک میشدیم و همه در شور و نشاط این مراسم بودیم. مولودیخوان آورد که خیلیها ناراحت شده و خیلیها هم به عروسی نیامدند؛ به همه تأکید کرد که ترقهبازی نکنند تا باعث آزار و اذیت همسایهها نشوند.
😊بعد عروسی یکی از همسایههای مسن پیش همسرم آمد و گفت :
«خیلی دعایت کردم. خدا خیرت دهد که نگذاشتی ترقهبازی کنند. اِن شااءلله هرچه از خدا میخواهی به تو بدهد.»
#مدافع_حرم
#زمینه_ساز_ظهور
#شهید_محمدجواد_قربانی
🔻قسمت سوم🔺
🍃
🌹🕊🍃
🍃🌹🕊🍃🌹🕊🍃
🍃🌹🕊🍃🌹🕊🍃
🌹🕊🍃
🍃
#نذر_کرده_امام_رضا_ع
😊همسرم خیلی خانواده دوست بود و علاقهاش را بهراحتی ابراز میکرد؛ وقتی فهمید فرزند اولش دختر است خیلی خوشحال شد و به دلیل علاقه به اسم حضرت زینب (س) از دوران مجردی؛ میخواست اسم دخترمان را زینب بگذارد.
💎من دوست داشتم اسم دخترمان فاطمه باشد؛ برای حرف من احترام قائل بود، به همین دلیل گفت هر دو اسم را نوشته و میگذاریم زیر قرآن؛ هرکدام درآمد اسم میشود همان. اسم زینب، درآمد!
💕روزهای زندگی مشترک یکی پس از دیگری میگذشتند. در کنار هم رسیدگی به کارهای خانواده همواره عبادت کردن و کمک به مردم نیازمند را مدنظر داشتیم.
🍒زینب کوچکمان پنجساله بود و جانِ محمدجواد به او بسته بود. در همین روزهای خوش بود که فهمیدیم خدا هدیه دیگری برایمان در نظر گرفته و نام فرزند دوممان را حسین گذاشتیم.
✨خوشبختیمان دیگر تکمیل بود و هیچچیز از زندگی نمیخواستیم...
#مدافع_حرم
#زمینه_ساز_ظهور
#شهید_محمدجواد_قربانی
🔻قسمت چهارم🔺
🍃
🌹🕊🍃
🍃🌹🕊🍃🌹🕊🍃
18 Mihmani (1394-5-1) Mashhad.MP3
23.13M
🔈 #مهمانی
* آداب و وظایف میهمان در منزل میزبان و مدت زمان جایز میهمان بودن
* از آداب میهمانی: پذیرایی بدون سوال
* پرهیز از اطعام از روی ریا و سمعه
* دعای برکت غذا
* آداب بدرقه میهمان
* وظایف میهمان در برابر میزبان
* از آداب میهمانی: کرامت پذیری از میزبان
* نحوه پذیرایی و اکرام میهمان در سیره اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین
* از آداب میهمانی: دعا برای میزبان بعد از اتمام پذیرایی و اطعام
* صدر نشینی مجلس شایسته چه کسانی است
* قواعد پذیرایی از میهمان و آداب میزبانی از منظر امام موسی کاظم علیه السلام
⏰ مدت زمان: ۴۳:۴۸
#مشهد
#رمضان94
#سخنان_زیبای_👌👌👌
#استاد_امینی_خواه ( از جامعه مدرسان حوزه علمیه قم )
با سلام
ختم #زیارت_عاشورا هدیه به شهید مدافع حرم #حمیدسیاهکالی_مرادی
و زمان خواندنش هم از الان تا فردا شب هست
یعنی تا فردا شب وقت دارید که بخونید
لطفا تعداد زیارت عاشورایی که میخواید بخونید رو به ایدی زیر بفرستید
و حتما قید کنید که چند بار میخونید
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
با سلام ختم #زیارت_عاشورا هدیه به شهید مدافع حرم #حمیدسیاهکالی_مرادی و زمان خواندنش هم از الان
توجه کنید منظور ما زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام نیست
کسی دوست داشت میتونه با صد لعن و صد سلام بخونه
ولی الان مدنظر ما همون زیارت عاشورای بدون صد لعن و صد سلام هست
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
با سلام ختم #زیارت_عاشورا هدیه به شهید مدافع حرم #حمیدسیاهکالی_مرادی و زمان خواندنش هم از الان
تعداد زیارت عاشورایی که اعضا اعلام خواندن کردند
تا الان #506 بار
از این ختم جا نمونیدا گاهی ختم ها خاص هست اینم از اون ختم هاست
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
با سلام ختم #زیارت_عاشورا هدیه به شهید مدافع حرم #حمیدسیاهکالی_مرادی و زمان خواندنش هم از الان
این ختم رو حتی می تونید به آشنایان و دوستانتون هم پیشنهاد کنید که اون ها هم شرکت کنند
مداحی آنلاین - بگو بههمهکهمرشد منپیرخمیناست - مطیعی.mp3
5M
🔳 #رحلت_امام_خمینی(ره)
🌴خوشا که دلم که آب و گِلم وقف حسین است
🌴بگو به همه که مرشد من پیر خمین است
🎤 #میثم_مطیعی
⏯ #زمینه
👌فوق زیبا
💚 کانال #شهیدهادی و #شهیدتورجی_زاده 👇👇
@shahid_hadi124
از حجت الاسلام میلانی نژاد
مصطفی امینی خواه در وبلاگ دست انداز نوشت :
ازدواج این حقیر ، از آن جهت که به این کمترین مربوط است ، جذابیت خاصی ندارد. ولی از آنجا که جنبه های درس آموز دارد و دوستان از آن استقبال کرده اند ، گوشه هایی از آن را واگویه می کنم.
سالها قبل همراه استاد عزیزمان و یکی از دوستان ، عازم مشهد مقدّس شدیم. قبل از حرکت ، وقتی برای خداحافظی به حرم حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ رفتم ، یکی از اهالی معنا ، به بنده دستور خاصی داد؛ تا در حرم امام رضا ـ علیه السلام ـ انجام دهم و بخت بسته را برای گشایش ، به دستان مبارک امام بسپارم.
رهسپار ارض اقدس شدیم. همراه استاد به حرم مشرف شدیم. بنا به دستوری که گرفته بودم ، زیارت کردم و امر ازدواج را با اصرار و التماس به ساحت قدسی اش عرضه داشتم. از حرم که بیرون می رفتیم ، استاد فرمود: « کسی برای زیارت امام رضا ـ علیه السلام ـ رفته بود و امر ازدواج را به حضرت سپرده بود. در ضمن این درخواست ، وقت هم معیّن کرده بود. آن شخص در همان زمانی که تعیین کرده بود حاجت خود را گرفت.» سپس فرمودند: شما چه کردید؟ امر را به آقا سپردید؟ زمان هم تعیین کردید؟
گفتم: بله؛ زمانی هم که سپردم ، "کوتاه" است.
از حرم که بیرون می رفتیم ، دوست ما ـ آقای وحدتی پور ـ گفتند: منزل خواهر ما همین نزدیکی هاست. موافقید برویم؟!
همگی پذیرفتیم و راه افتادیم. کوچه ای در محله سجادیه؛ محله ای در منطقه طلّاب.
به منزل که رسیدیم ، آقایان به طبقه بالا رفتند و بانوان به طبقه پایین. والده ما نیز همراه بانوان بودند. پس از ساعتی مادرم را دیدم ؛ با برقی از شعف. با شادی خاصی فرمود: موردِ موردِ نظر را پیدا کردم!
همراهان ما رفتند و ما یک هفته ، در طبقه بالا ماندیم. در طول این هفته ، خواستگاری و گفتگو صورت گرفت. البته کش و قوس هایی بود ، ولی به لطف خدا و وساطت ضامن آهو ، چندی بعد و در شب نیمه شعبان ، در همان ساختمان ، مجلس عقد کنان را به پا کردیم. چندی بعد و در شب عید غدیر دوباره همان جا مجلس عروسی را به پا کردیم. مجلسی که در نوع خود منحصر به فرد بود.
سخنران مجلس عروسی ، حجت الاسلام و المسلمین میلانی نژاد بود؛ مشهور ترین خطیب استان البرز و از کارشناسان مذهبی برنامه های تلویزیونی. حضور ایشان هم در نوع خود جالب بود؛ چون طبیعتا در آن شب خاص باید بزرگترین مجالس کرج را اداره می کرد.
ایشان ، چند روز قبل از آن ، از حج بازگشته بود. تا به منزل می رسد ، به خانواده می گوید: «تا کسی از آمدنم با خبر نشده ، بار و بنه را جمع کنید تا عازم مشهد شویم.» همان روزی هم که به مشهد رسیده بود ، پدر ما ایشان را در حرم می بینند و برای سخنرانی مراسم دعوت می کنند.
مجلس عروسی ما در واقع هیاتی بود به مناسبت عید غدیر. آقای میلانی نژاد سخنرانی را با توسل به امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ آغاز کرد و با ذکر فضایل امیر المومنین ـ صلوات الله علیه ـ پیش برد. در ضمن سخنرانی نیز موعظه ها و داستانهای شیرینی از زندگی خانوادگی داشت. پس از ایشان یکی از مدّاحان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، در مدح مولا خواند. البته حقیر ـ که ظاهرا در آن مجلس داماد بودم و باطنا گوشه ای از هیات ، یکی از مستمعین به شمار می آمدم ـ به یکی از دوستان گفتم : برو به مداح بگو آخر مجلس گریزی به کربلا بزند! و بگو این را داماد گفته! دوست ما هم رفت ولی مداح نپذیرفت که ذکر مصیبت کند!
پس از مدّاحی ، به نیت مراسم عید غدیر ـ و نه مراسم عروسی ـ شام ساده ای دادیم و همانجا و بدون کمترین آزار برای کسی ، مجلس را به انتها رساندیم.
چه پیش و چه پس از این ازدواج ، ـ بحمد الله ـ محفوف به داستانها و عنایتهای عجیبی بود؛ که حقیر به همین مقدار اندک بسنده نمودم.
از آن پس هر کس با ما درباره ازدواج صحبت می کند ، راهکاری ساده ولی پر مغز برایش دارم. " برو به محضر امام هشتم و با همه وجود خودت را با همه درخواستها و حاجاتت به آقا بسپار! باور کن پدری به مهربانی خورشید و جودِ بهار داری
خاطره ای از حجت الاسلام میلانی نژاد :: در محضر حجت الاسلام امینی خواه
♥️ کانال #شهید_هادی و
#شهید_تورجی_زاده👇👇
@shahid_hadi124
17.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️ گفتگو با خواهر شهید جاویدالاثر #ابراهیم_هادی در برنامه چلچراغ
♥️ کانال #شهید_هادی و
#شهید_تورجی_زاده👇👇
@shahid_hadi124