امشب امام زمان عج هم گریه می کند
امشب امام زمان عج ناله می زند
امشب تمام شهدای مدافع حرم
سه ساله ناله می زنند و گریه می کنن
امشب شب قدر دیگری هست
اگر اشکت جاری شد اگر ناله داری
اگر نصفه شب. بی صدا می باری
یواش یواش صدا بزن یا رقیه دخیلم
تمام این چهل منزل که به اسارت رفتن
هرچهل منزل رقیه سلام الله یک ناله داره
از کدوم روضه بگم امشب براتون
از کدوم غم سه ساله بگم براتون؟
امان از زجر و امان از ناقه. و امان از شام
راوی میگه یک شب که این کاروان
به بیابان رسید زجر و بقیه سرمست
عیش بودن
یهو سر دسته شان گفت یکی از دختران
نیست
زجر عصبانی شد که چرا عیشش را خراب کرده
گشت و گشت و غضبناک و.....
در بیابان مگر می شود یک بچه را پیدا کرد
تا....
تا صدای ناله ای شنید
دختر بچه صدا می زد یا اماه......😭
همین که زجر نزدیک شد
تا رقیه چشمش بهش افتاد
گفت عمه ام ترا دنبالم فرستاده؟
نامرد تا اینو شنید با غضب دست انداخت به موهای سوخته سه ساله
و از زمین بلند کرد 😭
وای نکش موهامو
بیین به عموم می گم به حسابت
می رسه
عموی من پهلونه.....
هر چه بیشتر صدا زد عمو را
زجر بیشتر میکشید موها را
با ضربه سیلی ..... و با......
چقدر بد دهنه..... وای
دختر بچه داری دیگه نه؟
دختر بچه تا بابا بهش چپ نگاه کنه
دلش نازکه سریع بغض می کنه
وای به روزی که یک غریبه چیزی
بگه
نازدانه ابا عبدالله وقتی رسید
به کاروان
نرفت پیش حضرت زینب سلام الله
یه راست رفت پیش نیزه ای که
بگم یانه؟؟؟ 😭😭😭
ناردانه رفت به طرف نیزه ای که
سر عموش روش بود
ای وای ابوالفضل
کی گفته من عمو ندارم
کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من عمو ندارم
عموی من یه پهلوونه بی نظیره گاهی منو رو دست می گیره
با اون نگاه مهربونش میگه عمو برات بمیره
عموی من یه پهلو نه بی نظیره گاهی منو رو دست می گیره
با اون نگاه مهربونش میگه عمو برات بمیره
کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من عمو ندارم
صدا زد
عمو جون
رقیه ات بد جور کتک خورده
دیگه نا نداره
عموجون
بگو تو می شنوی صدامو
رقیه ات دیگه پا نداره
ای گرفتارا
مشکل دارا
مریض دارا
در کل عالم چهارتا باب الحوائچ داریم
که یکیش رقیه سلام الله هست
امشب دست به دامن سه ساله
امام حسین ع شو
یک مادری هم التماس دعا داره
خیلی براش دعا کنید
حضرت امام سجاد علیه السلام
می فرماید
وقتی در خرابه شام مارا بردن
نگهبانان همه رومی بودن که
ما نتونیم باهاشون صحبت کنیم
ولی امام همه زبان ها را می فهمه
امام سجاد ع میگه یه شب یک
نگهبان رومی گفت این بچه چقدر
گریه می کنه. خسته مون کرد
😭😭