eitaa logo
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
36هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
11.9هزار ویدیو
114 فایل
♥️باهمه وجود دوستتون دارم #حضرت_زهرا_سلام_الله مادر همه ی شهیدان شده اید می شود #مادر ما هم بشوید❓ با دعوت #شهدا به این کانال اومدید پس لفت ندید. تاریخ تاسیس 1397/1/25
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🌹خٺم قرآڹ ڪریم 🌹🌹 🌷سوره بقره 🌾صفحه بیست و هشتم @shahid_hadi124 🌷🍂🌷🍂🌷
سلام ای غایب بی نشان!💫 ای بهانه ی تمام گریه هایم!😭 ای آقای ندیده ام!💛 روزی دیگر شد دلم دوباره بیقراری می کند😔 ستاره می شمارد ⭐️ وسراغت را از ماه می گیرد @shahud_hadi124
#السلام_علےالحسین_ع✋🌹 من‌سلام‌خویش‌را‌بربال فطرس بسته ام تا به سویت آورد پیغام هرروزمرا من که بی بال وپرم فطرس بدادم میرسد چون خوداوهم کشیده دردجانسوزمرا @shahid_hadi124
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تولد امام حسن مجتبی علیه السلام بر حضرت مهدی موعود مبارک باد 🌹 10 صلوات هدیه به روح مطهر امام حسن علیه السلام بفرستید @shahid_hadi124
💐امام حسن عليه السلام : 🌹با مردم به گونه اى رفتار كن كه دوست دارى با تو آن گونه رفتار كنند🌹 📚 أعلام الدّين ، ص 297 💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇 @shahid_hadi124
شما هم وقتی از زبون #روغنفکر ها کلمه #2030 میشنوین، کهیر میزنین! میخاستین این #معلم به بچه هاتون #آموزش_جنسی بده؟!😐 حماقت این جماعت، کی پایان خواهد یافت؟! #تجاوز #زنا #حیا #بیحیایی #بیحجابی #اخلاق #دین #روشنفکری #آمریکا #آمیزش_جنسی #نوجوان #کودک #بلوغ #ماهواره #آزادی #آزادی_یواشکی #کثافت #فساد #انقلاب_جنسی #لواط #همجنسبازی @shahid_hadi124
اگر امروز دم از #حجاب_اختیاری و #انقلاب_جنسی و #آزادی_یواشکی میزنی.. اگر امروز #ماهواره و تماشای #پورن به خانه ات آوردی! بدان فردا #تجاوز و #زنا شوک نخواهد بود، عادی خواهد شد.. باد که بکاری، طوفان درو خواهی کرد.. #فساد #لواط #قتل #خشونت #خیانت #طلاق #زن #کودک #مدرسه #تربیت #حجاب #علینژاد #انقلاب_جنسی #آزادی #حرامزادگی #مستهجن #مشروب #منوتو #جم @shahid_hadi124
⭕️ #سلام_بر_ابراهیم ☘☘🌿☘🌿 قسمت پانزدهم 🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🎋 #پیوند_الهی 🌿🌿🌿🌿🌿🌿 👇👇👇👇👇
🌹☘🌹☘🌹☘ ☘🌹☘ 🌹☘ ☘ 🍇 قسمت پانزدهم 🔮 پيوند الهي راوی: رضا هادي عصر يکي از روزها بود. ابراهيم از سر کار به خانه مي آمد. وقتي واردکوچه شــد براي يك لحظه نگاهش به پسر همســايه افتاد. با دختري جوان مشغول صحبت بود. پسر، تا ابراهيم را ديد بلافاصله از دختر خداحافظي کرد و رفت! ميخواست نگاهش به نگاه ابراهيم نيفتد. چند روز بعد دوباره اين ماجرا تکرار شــد. اين بار تا ميخواســت از دختر خداحافظي کند، متوجه شــد که ابراهيم در حال نزديک شدن به آنهاست. دختر سريع به طرف ديگر کوچه رفت و ابراهيم در مقابل آن پسر قرار گرفت. ابراهيم شــروع کرد به سلام و عليک کردن و دست دادن. پسر ترسيده بود اما ابراهيم مثل هميشه لبخندي بر لب داشت. قبل از اينکه دستش را از دست او جدا کند با آرامش خاصي شروع به صحبت کرد و گفت: ببين، تو کوچه و محله ما اين چيزها سابقه نداشته. من، تو و خانواده ات رو کامل ميشناسم، تو اگه واقعًا اين دختر رو ميخواي من با پدرت صحبت ميکنم که... جوان پريد تو حرف ابراهيم و گفت: نه، تو رو خدا به بابام چيزي نگو، من اشتباه کردم، غلط كردم، ببخشيد و ... ابراهيم گفت: نه! منظورم رو نفهميدي، ببين، پدرت خونه بزرگي داره، تو هم که تو مغازه او مشــغول کار هستي، من امشب تو مسجد با پدرت صحبت ميکنم. انشاءالله بتوني با اين دختر ازدواج کني، ديگه چي ميخواي؟ جوان که ســرش را پائين انداخته بود خيلي خجالــت زده گفت: بابام اگه بفهمه خيلي عصباني ميشه ابراهيــم جــواب داد: پدرت با من، حاجي رو من ميشناســم، آدم منطقي وخوبيــه. جوان هم گفــت: نميدونم چي بگم ، هر چي شــما بگي. بعد هم خداحافظي کرد و رفت. شــب بعد از نماز، ابراهيم در مسجد با پدر آن جوان شروع به صحبت کرد. اول از ازدواج گفت و اينکه اگر کسي شرايط ازدواج را داشته باشد و همسر مناســبي پيدا کند، بايد ازدواج کند. در غير اينصورت اگر به حرام بيفتد بايد پيش خدا جوابگو باشد. و حالا اين بزرگترها هســتند که بايد جوانها را در اين زمينه کمک کنند. حاجي حرفهاي ابراهيم را تأييد کرد. اما وقتي حرف از پســرش زده شــد اخم هايش رفت تو هم! ابراهيم پرســيد: حاجي اگه پســرت بخواد خودش رو حفظ کنه و تو گناه نيفته، اون هم تو اين شرايط جامعه، کار بدي کرده؟ حاجي بعد از چند لحظه سکوت گفت: نه! فرداي آن روز مادر ابراهيم با مادر آن جوان صحبت کرد و بعد هم با مادر دختر و بعد... يک ماه از آن قضيه گذشــت، ابراهيم وقتي از بازار برميگشــت شب بود. آخرکوچه چراغاني شده بود. لبخند رضايت بر لبان ابراهيم نقش بست. رضايت، بخاطر اينکه يک دوســتي شــيطاني را به يک پيوند الهي تبديل کــرده. ايــن ازدواج هنوز هم پا برجاســت و اين زوج زندگيشــان را مديون برخورد خوب ابراهيم با اين ماجرا ميدانند. ادامه دارد..... 📚 کتاب سلام بر ابراهیم 🚫 کپی بدون ذکر لینک ممنوع 💚 به کانال و بپیوندید 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd 🌹 ☘🌹 🌹☘🌹 ☘🌹☘🌹☘🌹
1_10790681.mp3
4.06M
🌸 (ع) 💐حسن مجتبی اومد و ماه خدا 💐لقبش نوکرا شد رمضان الکریم 🎤 👏 👌بسیار زیبا 💚 کانال و 👇👇 @shahid_hadi124
🌸☘🌸☘🌸☘🌸 به او که جانت را فکرت آفرید.. سلام میخواستم نحوه ی آشناییم با داداش ابراهیم رو بگم تقریبا آذر 96بود که مدرسه‌ی ما قرعه کشی کردن ببرن راهیان نور 8 نفر رو میبردن من خیلی دلم میخواست برم ولی متاسفانه نشد که برم در همون روز ها بود که مادرم از جلسه قران محله‌ای آمد و عکس یک شهید خیلی زیبایی رو بهم داد و گفت بیا عکس این شهید رو بزن تو اتاقت همسایه ها میگن خیلی حاجت میده منم که دلم پر بود از شهدا و بخاطر این که منو دعوت نکرده بودن برم راهیان خیلی ناراحت بودم مادر عکس رو زد تو اتاقم و رفت منم گفتم:مامان بیا این عکسو بکن از اتاقم من نمیخوامش اینو اینا که منو دوست ندارن گریه های منو ندیدن و نذاشتن منم برم راهیان پس منم این شهیدارو دیگه دوست ندارم پس دلیل هم نمیشه عکسشون رو داشته باشم 😔 چندروزی گذشت و یه روز که از مدرسه آمدم دیدم عکس داداش ابراهیم نیست خیلی ناراحت شدم گفتم مامان عکس این شهید که بود کو کجاست مادرم گفت توکه دوست نداشتی عکسشون تو اتاقت باشه چی‌شد ؟بیخیال ماجرا شدم رفتم اتاقم ولی انگار که یه گم شده داشتم تو اتاقم برای همین عکس شهید رو آوردم تو اتاقم و زدم قشنگ جلو چشم از اون روز هر حسی که داشتم با ایشون حرف میزدم حتی نمیدونستم اسم شهید چیه از آرزوهام از اهدافم خلاصه تا یه روز که یه کتاب میخوندم ته کتاب کتاب شهید هادی رو سلام بر ابراهیم رو دیدم از یکی از دوستانم پرسیدم اسم این شهید عکسش رو نشون دادم گفت:ابراهیم هادی و من اسم ایشون رو فهمیدم و فهمیدم گمنام و جاوید الاثر هستن و کمکم بهش خیلی انس گرفتم و تا اسفند 96که بنیاد مهدویت اسم مینوشتن برای راهیان نور منم اسم نوشتم باچند نفر دیگه از کلاس ما که 26نفر تعداد داره و 16نفر اسم نوشته بودن اسم من در آمد تو قرعه کشی اولین اسم و بقیه کسانی که از مدرسه ما بودن همه بزرگ تر از من بودن و من به قول یکی از دوستان راهیان به امید هیشکی آمدم هیچ کس رو نمی شناختم تو اتوبوس به لطف شهید هادی اونجا با سه نفر دوست شدم که هیچ کدوم همدیگه رو نمی شناختیم توی کانال کمیل کتاب ابراهیم هادی رو خریدیم و یک سند رفاقت با شهدا به ما دادن که برای هرچهار نفرمون شهید هادی بود از راهیان آمدم یه روز توی همین کانال گذاشته بودن که با رفیق شهیدمون عهد ببندیم و پای رفاقت با او باستیم و به رفیق شهیدمون بگیم برای نماز صبح بیدار مون کنه و شهید ابراهیم به قولش عمل کرد و منو برای نماز صبح بیدار کرد هنوز هم هر وقت که جایی گیر میکنم برای قهرمان زندگی م نامه میدهم و اون هم مشکلم رو حل میکنه و واقعا من خیلی خوشبختم که چنین داداش قهرمانی دارم❤️ و میخوام اعتراف کنم که من با شهید هادی به خدا رسیدم🌸🌸🌸🌸 💚 کانال و 👇👇 @shahid_hadi124
🙏 دعای شب شانزدهم ماه رمضان منقول از رسول خدا صلّی الله علیه و آله دعای پیامبر صلّی الله علیه وآله در شب شانزدهم ماه رمضان عبارت است از: هفت بار بگو: يَا اللَّهُ، هفت بار بگو: يَا رَحْمَانُ، هفت بار بگو: يَا رَحِيمُ، هفت بار بگو: يَا غَفُورُ، هفت بار بگو: يَا رَءُوفُ، هفت بار بگو: يَا جَبَّارُ، هفت بار بگو: يَا عَلِيُّ، پس بگو: صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْ لِي إنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. (بحارالأنوار، ج98، ص78 به نقل از البلدالامین) 🙏نماز شب شانزدهم ماه رمضان قالَ امیرالمؤمنین علیه السلام: مَنْ صَلَّى لَيْلَةَ سِتَّ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ رَكْعَةً، يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ مَرَّةً، خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ رَيَّانُ يُنَادِي بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حَتَّى يَرِدَ الْقِيَامَةَ فَيُؤْمَرَ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَاب. (بحارالأنوار، ج97، ص383 به نقل از اربعین شهید) امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: هرکس در شب شانزدهم ماه رمضان 12 رکعت نماز بخواند، در هر رکعت یک حمد و دوازده بار سوره تکاثر، از قبرش خارج می شود، درحالیکه سیراب است و به لااله الا انت شهادت می دهد ، و در قیامت به او امر می شود که بی حساب به بهشت برود. 💚 کانال و 👇👇 @shahid_hadi124