eitaa logo
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
35.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
11.9هزار ویدیو
114 فایل
♥️باهمه وجود دوستتون دارم #حضرت_زهرا_سلام_الله مادر همه ی شهیدان شده اید می شود #مادر ما هم بشوید❓ با دعوت #شهدا به این کانال اومدید پس لفت ندید. تاریخ تاسیس 1397/1/25
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستانش میگویندبعداز #شهادت،هادی وقتی به خانه اش رفتیم دیدیم حتی سجاده اش پهن بوده است❤️ انگار اوبعدازنمازبرای رفتن وجنگیدن به قدرسجاده جمع کردنی هم درنگ نکرده است🌹 #شهیدمحمدهادےذوالفقاری🌷 @shahid_hadi124
🍃💐🍃🌹🍃💐🍃 ان شاء الله امشب هم داستان شهید قسمت سی و نهم قسمت چهلم در کانال قرار خواهد گرفت التماس دعا_ای شهید @shahid_hadi124
💠بسم رب شهدا والصدیقین💠 📚 🌺 قسمت 9⃣3⃣ 🎇 تفحص 📝 راوی: محمد کریمی 🍃از آدمی مثل غلامی بعید بود که اینطور اصرار داشته باشه. من هم همراه او راه افتادم. از میدان مین عبور کردیم. رفتیم سمت جاده شنی. 🍃با تعجب پرسیدم: مگه ما دیروز اینجا رو نگشتیم?! برادر غلامی سریع با پای مصنوعی خودش راه می رفت. گفت: این دفعه فرق داره. خود شهید گفته بیائید دنبالم!! 🍃یکدفعه ایستادم و گفتم: چی?! اما برادر غلامی سریع حرکت می کرد. دویدم دنبالش و گفتم: تو رو خدا بگو چی شده?! ایشون همین طور که راه می رفت, گفت: 🍃دیشب یه پسر بچه با چهره ای معصوم و دوست داشتنی به خوابم اومد. گفت: من کنار جاده شنی هستم. حتی محل حضورش رو هم تو خواب نشونم داد و گفت: باد خاکها رو از روی بدنم کنار زده. الان موقعش شده که من برگردم! مادرم هم خیلی بی تابی می کنه. بعد گفت: من, هم اسم شما هستم. بیا که تو هم حاجت روا می شی!! 🍃با تعجب داشتم به حرف های برادر غلامی گوش می کردم. با عبور از تپه ها رسیدیم به جاده شنی. کمی که جلو رفتیم. بعد, در نقطه ای ایستادیم. ده متر از جاده فاصله گرفتیم. 🍃برادر غلامی نشست و با دست خاک های رملی و نرم را کنار زد. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که پیکر شهید پیدا شد. 🍃بعد هم برگشت به سمت من و گفت:زیارت عاشورا همراه داری?! گفتم: آره, بعد هم کتاب را دادم به ایشان. 🍃برادر غلامی هر شهیدی را که پیدا می کرد, کنار بدنش زیارت عاشورا می خواند.اما هر چه گشت زیارت عاشورا در کتاب نبود. بعد گفت:هر چی شهدا بخوان.شروع به خواندن دعای توسل کرد. 🍃بعد از اتمام دعا,بقایای پیکر شهید را خارج کرد. نمی دانم چرا, اما تقریبا بجز استخوانهای پا, تمام استخوانهای این شهید خورد بود!! 🍃برادر غلامی به من گفت: برو عقب من کمی از آنجا دور شدم. کنار پیکر, پارچه سفیدی را پهن کرد و پیکر شهید را داخل آن پیچید. 🍃بعد هم از روی زمین بلند شد. یکدفعه صدای انفجار, سکوت منطقه فکه را در هم شکست. موج انفجار مرا هم روی زمین پرت کرد. 🍃نفهمیدم تله انفجاری بود یا مین, اما به هر صورت جانباز فداکار علیرضا غلامی که عمری را به دنبال شهدا سپری کرده بود. در همان منطقه فکه به قافله شهدا پیوست. 🍃بچه ها که صدای انفجار را شنیده بودند, سریع خودشان را رساندند. پیکر های هر دو شهید را به عقب منتقل کردیم. 🍃من رفتم سراغ بچه های تعاون و از روی شماره پلاک, فهمیدم که اسم این شهید علیرضا کریمی است. 🌷 ادامه دارد... 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
📚 🌺 قسمت 0⃣4⃣ 🎇 حضور 📝 راوی: محمد کریمی 🍃اوایل دهه هشتاد بود.وسط هفته به طور اتفاقی رفتم سر قبر علیرضا, نزدیک مزار دیدم حدود ده تا خانم محجبه سر قبر علیرضا مشغول دعای توسل بودند. 🍃تعجب کردم.آنها را نمی شناختم. خواهرانم این موقع روز اینجا نمی آیند. من هم از همان جا فاتحه خواندم و برگشتم. 🍃یکبار دیگر هم این ماجرا پیش آمد.این بار تعدادشان بیشتر بود. ولی به هر حال رفتم کنار قبر و شروع به خواندن فاتحه کردم. 🍃وقتی خواستم برگردم یکی از آن خانمها جلو آمد.گفت: ببخشید, شما پدر این شهید هستید؟ گفتم: من برادرشون هستم.پدرش مرحوم شده. 🍃گفت: ما دانشجوهای اصفهان هستیم. هفته ای یکبار با هم, سر مزار شهید کریمی می آییم و دعای توسل می خوانیم. 🍃کمی مکث کردم. با تعجب پرسیدم: شما که با این شهید نسبتی ندارید؟ چرا اینجا می آیید, چرا سر قبر شهدای دیگه نمی خوانید! 🍃جواب داد:یکی از خواهرای دانشجو که الان فارغ التحصیل شده ما رو آورد اینجا. این برنامه را ایشان راه اندازی کرد. بعد ادامه داد: 🍃آن خواهر گرفتاری بسیار شدیدی در زندگی اش بوجود می یاد.هیچ راه چاره ای نداشته. 🍃تنها چیزی که به زهنش می رسد, توکل به خدا و آمدن سر مزار شهدا بوده.برای همین وارد گلزار شهدا می شه. شروع می کنه با شهدا حرف زدن. 🍃بعد هم به طور اتفاقی سر قبر این شهید قرار می گیره. با خواندن اشعار روی سنگ قبر خیلی منقلب می شه. ایشون همینجا می نشینه و دعای توسل می خونه. 🍃فردای آن روز هم به طرز عجیبی مشکلش حل می شه. بعد ادامه داد: این خواهرانی هم که اینجا هستند خیلی از گرفتاری هاشون با عنایت شهدا حل شده. این شهدا خیلی پیش خدا مقام دارن. 🍃سکوت کرده بودم.به حرف های آن خواهر فکر می کردم.همینطور که سرم پایین بود خداحافظی کردم.حال عجیبی داشتم.با خودم حرف می زدم.میگفتم: یک عمر توی جبهه و عملیات ها بودی اینهمه رفیقات شهید شدن اما به اندازه اینها که اصلا دوران جنگ رو ندیدن معرفت به شهدا پیدا نکردی. حتی برادر خودت رو هم نمی شناسی. 🍃کمی جلوتر جمله امام(ره) را بر روی دیوار دیدم که نوشته بود: همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت, مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. 🌷پایان 💞با تشکر از همراهی همه دوستان. 📚زندگینامه شهید کریمی: برگرفته از کتاب مسافر کربلا 🖊تالیف: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
🌠قسمت هایی از وصیت نامه 🌠 🌷🍃هرگز آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید, بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگار خویش روزی می خورند.🍃🌷 🌷🍃به نام خدا و با سلام بر مهدی(عج) و نائب بر حقش امام خمینی و تمامی کسانی که در راه اسلام خدمت می کنند. 🌷🍃شکر خدا را می نمایم که قدری مهلتم داد تا اسلام واقعی را بشناسم و در تاریکی جهل از دنیا نروم. 🌷🍃انقلاب اسلامی باعث شد که سر از گریبان خود بیرون آوریم و دور و بر خود را بنگریم و به زندگی از دید دیگری نگاه کنیم. 🌷🍃آری امام کاری بس عظیم کرد. باعث شد دنیا از خواب بیدار شود و انسانیت را دوباره یاد آوری نمود. 🌷🍃من خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب رسول الله و علی(ع) می کنم و افتخار می کنم که مرام و مکتب من اسلام است. 🌷🍃اسلام به من فهماند که چگونه راه را انتخاب کنم.من با قلبی روشن خون خود را برای اسلام می ریزم و پیام می رسانم که با جاری شدن خونمان است که حکومت ما نورانی تر و به حکومت عدل صاحب الزمان(عج) متصل می شود. امیدوارم که حکومت ما زمینه ساز انقلاب امام مهدی(عج) باشد. 🌷🍃اما مادر جان بعد از شنیدن خبر شهادتم اشک نریز, زیرا امام بزرگوار ما نیز در سوگ فرزندش اشک نریخت. چون می دانست رضای خدا در این امر است. 🌷🍃وشما پدر بزرگوارم وصیتم به شما این است که راه مرا در کمک به فقرا و نیازمندان ادامه دهید. 🌷🍃شما خواهرانم; شما هم زینب زمان باشید و پسرانتان را حسین وار تربیت کنید و در راه خدا مبارزه کنید. 🌷🍃خدایا تو می دانی که من هر چه کرده ام برای رضای تو بوده.پس ما را یاری کن که در راه تو قدم برداریم. 🌷🍃خدایا اسلام را پیروز کن و اگر در من لیاقت می بینی شربت گوارای شهادت را به من بنوشان.... 🌼 روحش شاد با ذکر شریف صلوات🌼 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
میگفت:اشکال کارما اینه که برای همه وقت میگذاریم جزبرای خدا نمازمون رو سریع میخونیم وفکرمیکنیم زرنگی کردیم اما یادمون میره اونیکه به وقتها برکت میده فقط خود خداست 🌹شهید علیرضا کریمی @shahid_hadi124
آتش زده بر خلوتم ، دلتنگی بی قیمتم آه ای رفیق هیئتم ، دارد میشود ... 🌹 🍃 @shahid_hadi124
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
آتش زده بر خلوتم ، دلتنگی بی قیمتم آه ای رفیق هیئتم ، دارد #محرم میشود ... #شهید_ابراهیم_هادی🌹 #
امشب خیلی باهات حرف دارم امشب دلم خیلی گرفته امشب دلم می خواد گریه هام تا عرش خدا برسه امشب یه پاکی خالص و شهدایی می خوام درد دل بمونه آخر شب برات می نویسم داداش ابراهیم @shahid_hadi124
🌹 #ارسالی_اعضای_محترم_کانال ☝️☝️ منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم
هرچہ باشم🖐 حُب مولاسربہ راهم میڪند عاقبت عـشق پآڪ ازگناهم میڪند✨☘ امشب می رویم در خونه علی اصغرعلیه السلام دلتون را آماده کنید دست بر سینه و قلب هم بین الحرمین..... @shahid_hadi124
Hamid Alimi (6).mp3
2.24M
از عطش یا الهی دیگه طفلم بی خوابه مداحی علیمی فوق زیبا @shahid_hadi124
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
آتش زده بر خلوتم ، دلتنگی بی قیمتم آه ای رفیق هیئتم ، دارد #محرم میشود ... #شهید_ابراهیم_هادی🌹 #
داداش ابراهیم سلام الان که همه خوابند ، دلم می خواست با شما درد و دل کنم داداش ابراهیم : می خواهم امسال محرم با شما همراه باشم می خواهم با یاد شما و هرکارخوبی انجام می دهم _هدیه کنم به روح بلند شما فقط ..... فقط می شود لطفی به حال من کنی دستم را بگیری تا محرم امسال بسیار متفاوت و خوب باشم می خواهم حتی کوچترین گناهی هم نکنم می خواهم پاک و خالص باشم ... می خواهم هرکس به من بدی کرد در حقش خوبی کنم . می خواهم هرکس به من حرف بد زد یا توهینی کرد دیگه برام اهمیت نداشته باشه حالاداداش ابراهیم می شه همانطور که من دوست دارم محرم را با شما و‌شهدا باشم می شه لطفی کنید و شما هم حواستون به من باشه داداش ابراهیم: اگراین دل خواست بلرزه _نگذارید خودتون بلد هستید چطور باید به یک نفر کمک کرد تا بخدا برسه ..... پس کمک کنید دلم را ...... دستم را .... قلبم را ..... روح وروانم را...... فکرم را...... و تمام وسایلی که به من مربوط هست _ ازلوث وجود شیطان پاک کنم قول می دهم همه اینهارا همین الان انجام دهم ...پاک کنم فقط منتظر هستم تا شما هم کمکم کنید داداش ابراهیم : حال دلم را شما می فهمید منتظر قدوم شما هستم الان لبخند رضایت بخش را حس می کنم من عهد می بندم با تا منو به امام زمانم برساند . اعضای کانال : این یک عهد نامه هست که شما هم می توانید همین امشب عهدی با یک شهید ببندید تا پل صراط همراهتون باشد التماس دعای شهادت 🌹یا علی مدد🌹