eitaa logo
روایتگری شهدا
23.6هزار دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
5.7هزار ویدیو
84 فایل
🔰 #مقام_معظم_رهبری: 🌷 #شهدا را برجسته کنید،سیمای #منوّر اینها را درست در مقابل چشم جوانها نگه دارید. 🛑لطفا برای نشر مطالب با #مدیر_کانال هماهنگ باشید.🛑 📥مدیر کانال(شاکری کرمانی،راوی موسسه روایت شهدا،قم) 📤 @majnon313
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می گفت: رابطه تون رو با خدا قوی کنید و عاشقانه دوستش داشته باشید و تاجایی که خانواده و درستون اجازه میده هیئت برید تا روح تون با اهل بیت انس بگیره. ♦️اگه به خدا وصل شدید کارتمومه و کندن از خدا محاله.باخدا بودن حالتون رو خوب میکنه ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
شهید صدرزاده وقتی فرمانده نیروهای فاطمیون‌ توی سوریه بود ، یه شب به نیروهاش میگه: ♦️شجاع کسی نیست‌ که نترسه ؛ شجاع کسیه که میترسه و میگه خدایا ببین‌ من می‌ترسم ... ولی با‌ همین‌ ترس‌ میرم جلو چون‌ تو‌رو ‌دوست‌ دارم‌ و بهت ایمان‌ دارم ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
بخـشی از دست نوشته‌ ی شهـید: یکـــی از مســــائلی کـه اینجــانـب به آن فکـــر میکنـم مسئـله ی اسرائیل است. چرا که رهبری چندسال پیش فرمودند اسرائیل ۲۵ سـال آینده را نخواهـد دید و ایـــن نکـتـــه ، عـمــــلی نخـــواهــد شـد مـگــــــر با هـــمـــــت و اراده و پشـــتــکـــارِ مــا جـــوانان ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
14.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ آن طور که باید هنوز هم بعد این همه سال شهید بهشتی رو درست معرفی نکردند که چه شخصیت خاص و ویژه ای داشت ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
♦️یک بار وارد مسجد شدم میخواستم به دستشویی بروم. چون دیدم چاه دستشویی گرفته، تصمیم گرفتم برای نماز به خانه بروم که ابراهیم وارد شد. وقتی ماجرا را فهمید آستینش را بالا زد و درب سرویس بهداشتی مسجد را بست. ♦️بعد از ربع ساعت بیرون آمد. بعد دیدیم که توی این ربع ساعت چاه را باز کرده و همه جا را تمیز شسته و... بعد هم مشغول شستن دستان خودش شد. ابراهیم برای رضای خدا نفس خودش را میشکست. هیچگاه در این موارد برای خودش شخصیتی قائل نبود. 📚 برگرفته ازکتاب: سلام بر ابراهیم ۲ ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
بعد از عملیات خیبر، فرماندهان را بردند زیارت امام رضا (علیه‌السلام). وقتی مهدی باکری برگشت برایم سوغاتی جانماز و دو حبه قند و نمک تبرکی آورده بود. نمکش را همان روز زدیم به آبگوشت ناهارمان. مهدی حال همیشگی را نداشت. گفتم: «تو از ضامن آهو چه خواسته‌ای که این چنین شده‌ای؟ نابودی کفار؟ پیروزی رزمندگان؟ سلامتی امام؟». چیزی نمی‌گفت. به جان امام (ره) که قسمش دادم، گفت: «فقط یک چیز...»، گفتم: «چه؟»، گفت: «دیگر نمی‌توانم بمانم. باور کن. همین را به امام رضا (علیه‌السلام) گفتم. گفتم واسطه شو این عملیات، آخرین عملیات مهدی باشد». عجیب بود. قبلا هر وقت حرف از شهادت می‌شد، می‌گفت که برای چه شهید شویم؟ شهادت خوب است؛ اما دعا کنید پیروز شویم. صرف اینکه دعا کنیم تا شهید شویم یعنی چه؟ اما دیگر انقطاعی شده بود. امام رضا (علیه‌السلام) هم خیلی معطلش نکرد و بدر شد آخرین عملیاتش. ✍ راوی:مصطفی مولوی ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
وقتی پیکر بی‌سر اَحد را آوردند همه اشک می ریختند ؛ امّا مادر احد نقل می‌پاشید و زینب وار دعا می‌کرد : خدایا ، این قربانی را قبول کن این شهیدِ حسین (علیه‌السلام) است... ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
♦️گاهی به آسایشگاه جانبازان امام خمینی در پارک ملت نیز سرمی‌زد؛ جانبازان را حمام می‌برد و آن‌ها را خیلی دوست داشت. بعضی‌ از جانبازان با صندلی‌های چرخ‌دارشان از تهران برای شرکت در مراسم او آمده بودند. ♦️جواد دائم از من می‌خواست تا او را دعا کنم اما اسمی از شهادت نمی‌برد اما می‌دانستم وی چه می‌خواهد. ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
♦️حال معنوی عجیبی داشت. بهم گفت: «از امام رضا فقط یه چیزی رو خواستم اونهم اینکه تو راه امام حسین و مثل امام حسین شهید بشم.» ♦️بهش گفتم محسن خیلی سخته آدم مثل امام حسین شهید بشه خیلی زجرآوره!» گفت: «به خودِ امام رضا قسم که من حاضرم، خیلی لذت داره.» ‎‎☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
♦️نیمه های شب بود دیدم وارد خانه شد. لباسهایش خونی بود. مادر با عصبانیت رفت جلو و گفت معلوم هست کجایی آخه؟ تا کی میخوای با مأمورها درگیر بشی؟ این کارها به تو چه ربطی داره؟ یک دفعه میگیرن و اعدامت میکنن پسر. ♦️نشست روی پلۀ ورودی و گفت: اتفاقاً خیلی ربط داره. ما از طرف خدا مسئولیم، ما با کسی درگیر شدیم که جلوی قرآن و اسلام ایستاده. ♦️بعد ادامه داد: شما ایمانتون ضعیفه، شما یا به خاطر بهشت یا ترس از جهنم نماز میخونی؛ اما راه درست اینه که همه کارها برای خدا باشه ♦️مادر گفت: به به داری ما رو نصیحت میکنی این حرفای قشنگ رو از کجا یاد گرفتی؟ خودش هم خنده‌اش گرفته بود گفت: حاج آقا تو مسجد می‌گفت. ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
✅ شهیدی با دو مزار: یکی در بهشت زهرا یکی در سرپل‌ذهاب ♦️ شهید محسن حاجی‌بابا از فرماندهان عملیات در غرب کشور بود؛ مردی که شهادت را ساده نمی‌دید. روزی در جمع رفقا درباره نحوه شهادت گفت: ♦️ «شهادت سوسولی فایده نداره… آدم باید طوری شهید شه که شرمنده حضرت ابوالفضل(علیه‌السلام) نباشه؛ یه تکه از بدنش دستش باشه، بگه آقا من اینم » ♦️ و همین‌طور هم شد... ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، گلوله‌ای مستقیم روی سقف ماشینش فرود آمد. ♦️ او و دو فرمانده دیگر درجا پر کشیدند. شدت انفجار آن‌چنان بود که پیکرش هزار تکه شد... ♦️ تکه‌ای از بدنش را در سرپل‌ذهاب دفن کردند بقیه را در قطعه ۲۶ بهشت زهرا... ♦️ شهیدی که برای ما فقط روایت شهادت نگذاشت؛ معیاری گذاشت برای زندگی… برای کار کردن، برای بندگی. ♦️ حاجی‌بابا رفت تا شرمنده حضرت ابوالفضل نشود… 🔹 اما امروز ما چطور زندگی می‌کنیم؟ 🔹آیا ما طوری کار می‌کنیم که شرمنده اهل‌بیت نباشیم؟ 🔹 اهل‌بیت از ما شهادت نمی‌خواهند ولی اخلاص در کار صداقت با مردم و خدمت بی‌منت را چرا... 🔹 اگر ادامه‌دهنده راه شهید هستیم باید گفت: او رفت تا ما درست زندگی کنیم؛ با غیرت با ایمان با مسئولیت. ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯