۱ . سلام ممنونم الحمدالله شکر
۲ . سلام
جهاد تبیین خب میدونید چیه یعنی شما دروغ های دشمن رو با واقعیت به مردم برسونید و قبلا از اینکه دشمن بخواد کاری کنه شما باید کار کنید و پیش قدم باشید و مردم رو روشنگری کنی ...
۳ . اولین سوال انسان نماز هست . نماز که نخونی هیچ کدوم از اعمالت قبول نیست تمام دنیا هم سیر کنی ولی نماز نخونی قابل قبول نیست. مگه نماز چقد زمان میبره در روز ۱۵ دقیقه حتی کمتر
9.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دلتنگی
شهیدحاجقاسمسلیمانی🌿❤️
فردا ۲۷ رجب روز بعثت پیامبر حضرت محمد صل الله علیه و آله هست و روزه خیلی ثواب داره تعطیل هم هست ان شاالله فردا همه روزه بگیرند شاید سال دیگه زنده نباشیم..!
یادتون نررررره فردا همه باید روزه باشیم 🌸
هروقتمیریرختخوابٺ
یهسلامۍهمبه#امامزمانٺ بده
۵دقیقهباهاشحرفبزن
چهمیشودیهشبیبهیادکسیباشیمکه
هرشببهیادمانهست...🥲💔
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗بنده نفس تا بنده شهدا 💗
قسمت4
راهی ترکیه شدیم ب اصرار من بجای دو هفته یک هفته موندیم ترکیه ونیز هم که نرفتم
چون وسط مدارس بود
عاشق درس و تحصیل بودم
قرار بود دیپلم ک گرفتم برای ادامه تحصیل برم خارج از کشور بعداز یک هفته خوشگذرونی رفتم مدرسه زنگ آخر خانم مافی مدیر دبیرستانم احضارم کرد دفتر...
خانم مافی: خانم معروفی شما به دلیل بی حجابی و پرونده درخشان این دوره یک هفته اخراج موقت میشد از مدرسه اون رگ سرتقیم باز اوج کرد با پرروبازی تمام گفتم : برام مهم نیست من کلا دانش آموز شری بودم
یادمه یه بار سال اول دبیرستان بودم برای عید مارو تعطیل نمیکردن
منو یه اکیپ از بچه ها شیشه های مدرسه آوردیم پایین
بخاطر بی حجابیم از مدرسه اخراج شدم
منم ک غد و لجباز
لج کردم مدرسه نرفتم دیگه
🍁 نویسنده: بانو ش 🍁
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗بنده نفس تا بنده شهدا 💗
قسمت5
سر لجبازی هام مدرسه نرفتم و ترک تحصیل کردم یه سالی از درس و مدرسه عقب موندم
بعد از اون یه سال پدرم منو تو مدرسه بزرگسالان ثبت نام کرد
سن های دانش آموزای کلاس ما زیاد باهم فاصله نداشت تقریبا ۱۷-۲۵بودیم
همه جور تیپ تو بچه ها بود
روز اول ک رفتم مدرسه دیدم تو کلاسمون یه دختر خیلی محجبه هست
پیش خودم گفتم ترلان این دختره جون میده برای اذیت کردن
دبیر زیست وارد کلاس شد
اسمهارو ک خوند فهمیدم
اسمش فاطمه سادات است
فامیلیشم حسینی اسم منو ک خوند
تا گفت حنانه محکم کوبیدم رو میز گفتم
اسم من ترلانه فهمیدید
فاطمه سادات از پشت بازومو کشید
گفت زشته حنانه خانم چه خبرته دختر معلم عزت و احترام داره
برگشتم سمتش و گفتم
تو چی میگی دختریه امل
فاطمه سادات: سکوت کرد
من :!؟
هیچوقت فکرشم نمیکردم این دختر بزرگترین تغییر در زندگیم انجام بده
بعد چندروز از بچه ها شنیدم فاطمه سادات ۲۱سالشه متاهله و یه دختر یک ساله داره
بخاطر دخترش یکی دوسالی ترک تحصیل کرده
سر کلاس بودیم دبیر جبر و احتمالات فاطمه سادات را صدا کرد پای تخته
منم از قصد براش زیر پای انداختم ...
نزدیک بود سرش بشکنه ک سریع خودشو جمع کرد چقدر اذیتش میکردم طفلک رو اما اون شدیدا صبور بود یه بار تو حیاط مدرسه نشسته بودم که اومد پیشم نشست...
🍁نویسنده:بانو ش🍁
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗بنده نفس تا بنده شهدا💗
قسمت6
فاطمه سادات: حنانه
-میشه این اسم به من نگی !!!؟
فاطمه سادات : باشه اما اگه معنیش بفهمی دیگه ازش بدت نمیاد
-میشه دست از سرمن برداری ؟؟؟
فاطمه سادات : ترلان محرمه ماه امام حسین(ع)
-حسین کیه ؟
فاطمه سادات : میشه بیای با ما بریم جنوب ؟
-فاطمه میشه بامن همکلام نشی
من از آدمای هم تیپ و هم قیافه تو اصلا خوشم نمیاد
فاطمه:اما من از تو خیلی خوشم میاد
دوست دارم باهم دوست باشیم
-وای دست از سرم بردار
عجب گیری کردما چندماه از مدرسه رفتنمون میگذشت شاید پنجم اسفند بود
فاطمه سادات وارد کلاس شد بلند گفت:بچه ها پایگاه ما ۷فروردین میبره جنوب هرکسی خواست تشریف بیاره اسم بنویسه
خیلی از بچه ها رفتن اسم نوشتن منم یه اکیپ ۱۵نفره جمع کردم رفتم پایگاه که اسم بنویسیم برای جنوب اما....
🍁نویسنده: بانو ش 🍁
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸