eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
10.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در شب چهارم محرم، شب حضرت زینب(س) یادی کنیم از مدافع حرم حضرت زینب (س)، فرمانده شهید محمدحسین محمدخانی . . و انگار این بشر به دنیا آمد تا دست خیلی ها را بگیرد بنشاند پای سفره امام حسین(ع)؛ از هم دانشگاهی های لات و عرق خورش گرفته تا مجاهد مسیحی سوری. انگار این بشر شهید شد تا باز دست از این کارهایش برندارد... به روایت حجت الاسلام سید حسین آقامیری. 🍃🌺 @shahidaziz_ebrahim_hadi
❤️ باشُہداصحبَٺ‌ڪنید آنہاصِداےشُماࢪابہ‌خوبےمۍشِنوند وبَرایتاݩ‌دُعامیکُنند.. دوستےباشُهدادوطَرفہ‌است..:) 😍 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
🕊🌺 کار کردن پی در پی بدون استراحت.... میدیدم چطور داره پر میکشه از خنده هاش مشخص بود از شوخیا و شیطنتاش معلوم بود از کار کردنش میشد فهمید که دیگه وقت رفتنشه... عمار کلا خیلی کار میکرد، بخصوص چند شب قبل عملیات تا لحظه ی شهادتش کارش خیلی بیشتر شده بود، واقعا شب و روز نداشت... چندین روز بود نخوابیده بود ماشین یکی از فرمانده ها خراب شد طول میکشید تا مکانیک بیاد، محمدحسین گفت: فرصت خوبیه یه بزنیم. گفت بیا توهم بخواب بعد چشماش رو بست دوربینم رو درآوردم و دوتا عکس ازش گرفتم وقتی به عکس نگاه کردم با خودم گفتم : چقدر آروم خوابیده ، انگار شهید شده ، وقتی عکس بعد از شهادتش رو دیدم ، دیدم انگار خوابیده ، عین همون عکس آروم و آروم و آروم و خوشگل ، حتی خیلی خوشگل تر از اون عکس . میگفت راز اون آرامش رو میدونستم، آخه تازه داشت یه دل سیر استراحت میکرد ، داشت های اون همه کار و زحمت کشیدناش رو در میکرد . میگفت : تو آغوش خداش راحت خوابیده بود ... یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة إِرجعی إِلی ربِّکَ راضیةً مَرضیة 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
زمین همچون قفس مےماند بعضےها آفریده شده اند برای پرواز.... همچون‌شهدا.... 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
بعد از نماز صبح بود که ندا اومد، عمار بگو یا علی و راه بیفت عمار گفت پاشو بچه‌ها رو راه بنداز بریم گفتم چیو راه بندازم کجا بریم الان آفتاب میزنه خورشیدُ چیکارش کنیم گفت: ما هم می‌زنیم رویِ خورشیدُ کم می‌کنیم نفهمیدم چی میگه اون موقع با یه گردان راه افتادیم هوا روشن شد کربلا به پا شد عاشورا مکن ای صبح طلوع با طلوع خورشید، اولین شهید معرکه فرمانده بود دو دقیقه بعد میثم و... و.... و... بعد از یک روزِ کامل جنگ عاشورایی، خورشید داشت غروب می‌کرد که ته مونده‌های گردان، خاکریز دشمن رو فتح کرد الحق که روی خورشید رو کم کرد فرمانده به وقت ۱۶ آبان ماه سالروز شهادت 🌹 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
ؤسط دفتر بسیج جیـــغ ڪشیڋم،شانس اوردم ڪسی اون دور و بر نبوڋ .نه ڪه آدم جیغ جیغویی باشم،ناخودآگاهـ از تہ دلم بیرون زد. بیشتر شبیہ جوڪ و شوخے بود. خانم ابویی(مسئول بسیج)ڪہ به زور جلوے خنده اش رو گرفٺہ بوڋ گفٺ :آقاے محمد خانے🧔🏻 من رو واسطه قرار داده براۍ خواستگاری ازتو...💐) بہ خانوم ابویی گفتم:بهش بگو این فڪر رو از مغزش بریزه بیرون شاکے هم شڋم ڪہ چطور به خودش اجازه داده ازمن خواستگارے ڪنہ ...وصلہ نچسبے بوڋ براے دخترے ڪہ لاے پنبه بزرگ شدهـ😌☺️ برشے از ڪتاب 📚 🌸✨ 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi