eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱سرِ دوراهي و ثواب به حُبّ فكر كن؛ به نگاه امام زمانت فكر كن ... ببين می توانی از گناه بگذری؟! از گناه كه گذشتی ، از جانت هم می گذری ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
9.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت اونجاس که بهش بگی چقد هواشو کرده ..💔️ ! خاطـــــره📚 حدود یک هفته قبل از بابڪ بود؛ با بچه ها قرعه ڪشی ڪردیم ڪه ڪی جانباز میشه ، ڪی اسیر و ڪی. قرعه‌ے جانبازے به بابڪ افتاد...شب شهادت، جانبازشد ؛ از ناحیه پا به شدت آسیب دید.. و بعد از چند ساعت شربت شیرین شهادت رو از دست امام‌رضاعلیہ‌السلام نوشید . . 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈• ✍ وقتی خبر شهادت محمودرضا بیضائی به اکبر شهریاری رسید خودش را بالای سر محمود رساند و گفت: «باید برگردانمش». آن روز خیلی بی تاب شده بود. صبح فردای محمودرضا بیضائی، به فرمانده گفت: «اگر اجازه بدهید من لباس های رزم بیضائی را بپوشم. فرمانده گفت: «اگر لباس شهید را بپوشی تو هم می شوی گفت: هر چه بخواهد همان می شود. بعد از صبحانه زد به خط. وقتی کمی از مقر فاصله گرفت یک خمپاره 60 او را مورد اصابت قرار داد و پهلویش را شکافت. همرزمان بالای سرش که رسیدند نفس های آخرش بود... 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
✅✅✅ شرحی بر این تصویر این تصویری یکی از اسناد سال های مردانگی نوجوانان ایرانی است مردانی که در حال زدن معبر برای گردان حضرت علی اصغر علیه السلام و با انفجار مین والمر به این حال و روز افتاده اند عموهادی کسکنی ، برادر انتظاری و اون عقب تر هم .. این تصویر از معدود تصاویر دفاع مقدس است که رزمنده با این سطح از مجروحیت سلاح انفرادی رو به همراه داشته باشه.. ساعت ها طول کشید تا با این وضعیت و پای پیاده از داخل خود را به بالای در حاج عمران رساند اما تا آخر خط سلاحش را بر زمین نگذاشت..... و اشهد بالله تا آخرین لحظه ای که در حیات دنیایی به سر میبرد با همه ی صدماتی که دیده بود میدان را خالی نکرد و به رسید..... برای این تصویر شرح فراوانی میشود نوشت.. که شما هم کمک کنید ❇️ به مناسبت سومین روز عزیز... و و و (جامانده از شهدا:جعفرطهماسبی) 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
مشکل ِما از همون جایی شروع شد که ، در به در افتادیم دنبال ِ ، در صورتی که شهادت مقدمه داره ! مقدمه اش پا گذاشتن روی خودمون ُ پا گذاشتن توی مسیر ِدرده ! آره . شهادت خیلی درد داره . . (: چون مال ِ اهل درده! ✋🏻 ؟! 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
5.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱°• شہید‌محمود‌رضا‌بیضایـے: مـن یڪ چیز را فہمیده‌ام ؛ خـدا را همیشہ بہ آدم هایـے داده است ڪہ در ڪار سختکوش بودہ‌اند. 🎙 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مادر شهیدابوالقاسم ملاحسینی‌ اردکانی: تا اومدم سرش رو بغل کنم نازش کنم سرش جدا شد و افتاد.. مادر شهید از خوابش میگوید که ابوالقاسم را می‌ بیند و دلداری اش میدهد و میگوید مادر سرم را که جدا کردند، دردی نداشت، کمتر از درد یک آمپول زدن... تولد: ۱۳۴۵/٣/١ اردکان شهادت: ۱۳۶۲/۷/۲۲ روستای نی‌ ریز سنندج، بر اثر شکنجه‌ توسط‌ گروهک ضد انقلاب‌ و‌ اصابت گلوله به‌ ناحیه‌ سر مزار: گلزار شهدای اردکان عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است... 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
♥️↓ به اتفاق رفتيم و از جاده نيسانه بازديد کرديم . توپخانه عراق به شدت کار مي کرد و ما مي بايست قدم به قدم از زير سنگها سينه خيز رد مي شديم و مي رفتيم .  توقف کرديم . ايشان ماند و کاري انجام داد . در راه برگشت ، گفت : دلم مي خواد برم تهران سري به بهشت زهرا (س) بزنم ، بايد برم . گفتم :خوب برو  گفت : دو سه روز ميرم و زود میام ، بايد حتماً برم بهشت زهرا (س). رفت و سه چهار روزي بيشتر طول نکشيد که برگشت. وقتي برگشت گفت :مي دوني در قطعه 24 چه خبره؟ پرسيدم : چيه؟! گفت : قطعه داره پر ميشه ، من رفتم اونجا ، دوستان همه اونجا بودند . واقعاً در اينجا احساس غربت مي کنم. مدام تکرار مي کرد؛ اي داد بيداد ، قطعه داره پر ميشه ، تکليف ما چيست؟ او فقط به عشق در منطقه مانده بود.... -سرباز روح الله 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
‍ ‍شهیدی که پس از ، کارنامه دخترش را کرد. 🕊 شهادت ۶۲/۱۱/۳۰ کردستان راوی : دختر شهید آخرین روزهای سال ۶۲ بود که خبر شهادت پدرم به ما رسید.بعد از یک هفته عزاداری، مادرم با بستگانش برای برگزاری مراسم یاد بود به زادگاه پدرم ، شهرستان خوانسار رفتند. من هم بعد از هفت روز به مدرسه رفتم. همان روز برنامه امتحانی ثلث دوم را به ما دادند و گفتند: والدین باید کنند. آن شب با خاطری غمگین و چشمانی اشک آلود و با این فکر که چه کسی باید کارنامه مرا امضاء کند به خواب رفتم. پدرم را در خواب دیدم که مثل همیشه خندان و پر نشاط بود. بعد از کمی صحبت به من گفت زهرا آن را بیاور تا امضاء کنم. گفتم کدام کارنامه؟ گفت: همان کارنامه ای که امروز در مدرسه به تو دادند. کارنامه را به او دادم و پدر شروع کرد به نوشتن فردا صبح که برای رفتن به مدرسه آماده می شدم از خواب دیشب چیزی یادم نبود. اما وقتی داشتم وسایلم را مرتب می کردم، ناگهان چشمم به آن کارنامه افتاد. باورم نمی شد. اما حقیقت داشت. در ستون ملاحظات کارنامه دست خط پدرم بود که با رنگ قرمز نوشته بود:  "این جانب نظارت دارم سید مجتبی صالحی" و امضاء کرده بود. برای اینکه شبهه ای پیش نیاید امضا و نوشته کارنامه توسط علما و اداره آگاهی مورد تایید قرار گرفته و به رویت امام خمینی می رسد و نسخه آن در موزه شهداء تهران در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارد. 📙برگرفته از کتاب آخرین نامه اثر گروه شهید هادی شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
14.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌به راستی تاریخ چگونه این لحظات را درک خواهد کرد؟ آیا بشر غربی درکی از این صحبت ها خواهد داشت؟ ▫️وقتی شهدا می‌گفتند: «منتظریم کی شب حمله فرا می‌رسد؟» به خاطر لذت این لحظاتِ جنگ نرم وجودشان که همان جهاد اکبر است بودند نه به خاطر جنگ سخت و تیر و تفنگش که حقیقتاً جهاد اصغر بود! 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi