eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹یٰا قَمَرَالْعَشیرَهْ ...❤️ 🔸هَشْت ِاِمْروزِ مَرٰا دَرْ گِـــروِ نُهْ بُکُنید 🔸صُبْحِ فَرْدٰا بِشَوِمْ زٰائِرِ بِیْنُ الْحَرَمِیْــنْ 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
❣ 💔 #رویای_نیمه_شب #قسمت_دوازده آهنگ صدایش آشنا ، اما آرام و غمگین بود. پدربزرگ خندید و گفت :«
💔 –این سکه‌های بابرکت را باید به هاشم بدهم تا او هم دست‌مزدی برای کارش گرفته باشد. باز هم شبحی از چهرهٔ ریحانه را در نور دیدم. همان ریحانهٔ گذشته بود ، اما چیزی در او تغییر کرده بود که قلبم را در هم می‌فشرد. آن چیز مرموز باعث می‌شد دیگر نتوانم مثل گذشته به او نگاه کنم و بگویم و بخندم. از همه مهم‌تر همان حالت تب‌آلود و غمگینی چشم‌هایش بود ؛ انگار از بستر بیماری برخاسته بود. در عین حال ، از زیبایی‌اش که با حُجب و حیا درآمیخته بود ، تعجب کردم. آن‌ها خداحافظی کردند و رفتند. نگاه آخر ریحانه چنان شوری به دلم انداخت که حس کردم قلبم را به یک‌باره کَند و با خود برد. تصمیم گرفتم به یاد آن دیدار ، آن دو سکه را برای همیشه نگه‌ دارم. پدربزرگ آهی کشید و گفت :« کار خدا را ببین! چه کسی باور می‌کند این دختر زیبا و برازنده ، فرزند ابوراجح حمامی باشد؟» به بهانه‌ای از مغازه بیرون آمدم. بعد از رفتن ریحانه و مادرش ، دست و دلم به کار نمی‌رفت. پدربزرگ سری جنباند و گفت :«زود برگرد!» پا را که از مغازه بیرون گذاشتم ، گفت :« سلام مرا به ابوراجح برسان!» نگاهش که کردم ، پوزخندی تحویلم داد. 🍂 ادامه دارد 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
💔 #رویای_نیمه_شب #قسمت_سیزده –این سکه‌های بابرکت را باید به هاشم بدهم تا او هم دست‌مزدی برای
💔 بازار شلوغ شده بود. صداها و بوها احاطه‌ام کردند. در آن بازار بزرگ و پر رفت‌وآمد ، کسی احساس تنهایی نمی‌کرد. سمسارها ، کنار کاروان‌سرا ، جنس‌هایی را که به تازگی رسیده بود جار می‌زدند. گدای کوری شعر می‌خواند و عابران را دعا می‌کرد. ستون‌های مایلِ آفتاب ، از نورگیرها و کناره‌های سقف ، روی بساط دست‌فروش‌ها و اجناسی که مغازه‌دارها به در و دیوار آویزان کرده بودند ، افتاده بود. گرد و غبار در ستون‌های نور می‌چرخید و بالا می‌رفت. از کنار کاروان‌سرا که می‌گذشتم ، ردیفی از شتران غبارآلود و خسته را دیدم. حمال‌ها مشغول زمین گذاشتن بار آن‌ها بودند. در قسمتی که مغازه‌های عطاری و ادویه‌فروشی بود؛ بوی قهوه ، فلفل ، کُندر و مِشک ، دماغ را قلقلک می‌داد. بازرگانان ، خدمت‌کارها ، غلامان ، کنیزان و زنان و مردان با اسب و الاغ و زنبیل‌های خرید در رفت‌وآمد بودند. دوست داشتم مثل همیشه خودم را با دیدنی‌های بازار ، سرگرم کنم ، اما نمی‌توانستم. پیرمردی با شتر برای قهوه‌خانه آب می‌برد. در آن قهوه‌خانه ، آب‌انبه و شیرینی نارگیلی می‌فروختند که خیلی دوست داشتم. هرروز سری به آن‌جا می‌زدم. آن روز هیچ میلی به شیرینی و شربت نداشتم. سقایی که مَشکی بزرگ بر پشت داشت ، آب‌خوری مسی‌اش را به طرف رهگذرها می‌گرفت. تشنه‌ام بود امّا بی‌اختیار از کنار سقا گذشتم. پسربچه‌ای پشت سر مادرش گریه می‌کرد و مادر بی‌توجه به گریهٔ‌ او ، زنبیل سنگینی بر سر داشت و تند تند می‌رفت. دلم می‌خواست به همه کمک کنم. می‌خواستم هرچه را آن بچه برایش گریه می‌کرد ، بخرم و زنبیل را تا در خانهٔ‌شان برای آن زن ببرم. قبلاً به این چیزها توجه نمی‌کردم. می‌فهمیدم که حال دیگری دارم. 🍂 ادامه دارد 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
🌸🍃 باشد، و باشد،🕊 و عطرِ عاشقی در فضاے این ماه پیچیده باشد؛ مگر می‌شود، در این جمعِ عاشقانه رو به آسمان کرد و لبخند را از خدا هدیه نگرفت؟ مگر می‌شود، دستِ خالی به سمتِ خدا رفت و دستِ پر برنگشت؟ عِطرِ اجابت در هواے اردیبهشت پیچیده؛ و روحِ عشق در هواے ملکوتیِ رمضان دمیده... رو به آسمان کن، هواے عشق را استشمام کن ، نفس بکش، عاشق می‌شوے، دچار می‌شوے؛ ماه ، ماهِ دچار شدن است... دچار که شدے، آرزوهایت مستجاب است... دیر یا زودش فرقی به حالِ عاشق نمی‌کند، عاشقِ دچار، زمانبندے معشوق را قبول دارد... 🤲 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
یکم اردیبهشت سالروز تولد برادر آسمانیم شهید ابراهیم هادی ای شهید خدایی، ابراهیم عزیز! نمی دانم چه شد که خودت را میهمان دل ویران شده من کردی. با دنیایی از خاطرات آن روزهای عاشورایی در «سلام بر ابراهیمت» مرا به سرزمین آرزوها بردی با خاطرات روزهای جان فشانی ات از من در راه مانده، دلبری کردی و من ناخواسته عاشقت شده ام و خانه دلم را مهر و محبت تو پر کرده... می خواهم به رنگ تو باشم و چراغ هدایتم گردی و نامم را در گردانهای کمیل امام زمانم بنگار..... 🌻تولدت مبارک قهرمان من 🌻 🌸🌼🌺🍃🌺🌸🌼🍃 @shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️کسانی که نمی‎خواهند در انتخابات شرکت کنند ولی به یک کاندیدای خاص صد در صد رای می‌دهند! 👌واکنش جالب مردم به عکس یک شهروند ایرانی اگر کاندید ریاست جمهوری بود 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
💔 عالم محضر شهـداست اما ڪو محرمی ڪه این حضور را دریابد و در برابر این خلأ ظاهری خود را نبازد.! 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
‌ ◽️◽️◽️◽️ پروردگارا ! ﺩﺭ ﺍﯾﻦ لحظات زیبا و ناب صبحگاهی وﻟﺒﺮﯾﺰ از حضورت، ﻣا را ﺑﺎ ﺍﺷﺮﺍﻗﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ بی‌آﻣﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﺟﺎﻥ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮیم به نام خدای همه🌱 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
◽️◽️◽️◽️ برجلوه و اجلال محّمد صلوات بر چهره و تمثال محّمد صلوات دیدند چو رخسار علی اکبر را گفتند که بر آل محّمد صلوات 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi