eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🍂 اوست نشستـہ در نَظـر من بـہ ڪجا نظـر ڪنـم؟! 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
‏و پنج شنبه می آید... که یادمان بیاورد کسی بود... که فکرش را نمی کردیم یک روز نباشد... 👤لیلا مقربی در اولین پنجشنبہ دی ماه برای همہ رفتگان بخصوص پدران و مادران آسمونی فاتحہ و صلواتی بفرستیم 🌹 🍃🌹 ‎‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌ @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
راوی: خواهر شهید زمانی که ابراهیم مجروح بود و به خانه آمد از یک طرف ناراحت بودیم و از یک طرف خوشحال.... خوب به یاد دارم که دوستانش به دیدنش آمدند و ابراهیم شروع کرد به خواندن اشعاری که فکر کنم خودش سروده بود: اگر عالم همه با ما ستیزند اگر با تیغ خونم را بریزند اگر شویند با خون پیکرم را اگر گیرند از پیکر سرم را اگر با آتش و خون خو بگیرم ز خطِّ سرخ رهبر برنگردم..... شهید ابراهیم هادی 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
همیشه خودت را "نقد" بدان تا دیگران تو را به "نسیه" نفروشند... سعی کن استاد "تغییر" باشی نه قربانی "تقدیر"... در زندگی به کسی اعتماد کن که به او "ایمان" داری نه "احساس"... هرگز به خاطر مردم "تغییر" نکن این جماعت هر روز تو را "جور دیگری" می خواهند... شهری که همه در آن "می لنگند" به کسی که "راست" راه می رود می خندند... یاد بگیر تنها کسی که لبخند تو را می خواهد "عکاس" است به چیزی که دل ندارد "دل نبند"... هرگز تمامت را برای کسی "رو نکن"… بگذار کمی "دست نیافتنی" باشی... آدم ها "تمامت" که کنند، "رهایت" می کنند... و در آخر ""خودت باش"" 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
✨رفاقت مثل یک هنره. باید رفت و یاد گرفت و تمرین ڪرد. ✨هر ڪسی نمی تونه ادعا ڪنه رفاقتو بلد هستم. ✨شهدا به حق رسم رفاقت را خیلی خوب بلد بودند و یه رفیق واقعی بودند و هستند. رفیق شهیدم 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
چشمے ڪه دریا مےشود شبهاےجمعہ محبوب زهـرا مےشود شبهاےجمعہ توبہ همان اشڪ اسٺ، با اشڪے ڪه دارم این دیده زیبا مےشود شبهاے جمعہ دردم مداوا میشود شبهاےجمعہ 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کانال شهید ابراهیم هادی
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥 قسمت پنجاه و پنجم : روش تربیت ✔️راوی : جواد مجلسي راد، مهدي حس نقمي 🔸منزل
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥 قسمت پنجاه و ششم : برخورد صحیح ( ۱ ) ✔️راوی : جمعی از دوستان شهید 🔸از خيابان 17 شهريور عبور ميکرديم. من روي موتور پشت سر ابراهيم بودم. ناگهان يک موتورسوار ديگر با سرعت از داخل کوچه وارد خيابان شد. پيچيد جلوي ما و ابراهيم شديد ترمز کرد. جوان موتور سوار که قيافه و ظاهر درستي هم نداشت، داد زد: هُو! چيکار میکني؟! بعد هم ايستاد و با عصبانيت ما را نگاه کرد! همه ميدانستند که او مقصر است. من هم دوست داشتم ابراهيم با آن بدن قوي پائين بيايد و جوابش را بدهد. 🔸ولي ابراهيم با لبخندي که روي لب داشت در جواب عمل زشت او گفت: سلام، خسته نباشيد! موتور سوار عصباني يکدفعه جا خورد. انگار توقع چنين برخوردي را نداشت. کمي مکث کرد و گفت: سلام، معذرت ميخوام، شرمنده. بعد هم حرکت کرد و رفت. ما هم به راهمان ادامه داديم. ابراهيم در بين راه شروع به صحبت کرد. سؤالاتي كه در ذهنم ايجاد شده بود را جواب داد: ديدي چه اتفاقي افتاد؟ با يك سلام عصبانيت طرف خوابيد. تازه معذرت خواهي هم کرد، حالا اگر ميخواستم من هم داد بزنم و دعوا كنم، جز اينکه اعصاب و اخلاقم را به هم بريزم هيچ کار ديگري نميکردم. 🔸روش امر به معروف و نهي از منکر ابراهيم در نوع خود بسيار جالب بود. اگر ميخواست بگويد که کاري را نکن سعي ميکرد غير مستقيم باشد. مثلاً دلايل بدي آن کار از لحاظ پزشکي، اجتماعي و... اشاره ميکرد تا شخص، خودش به نتيجه لازم برسد. آنگاه از دستورات دين براي او دليل مي آورد. يکي از رفقاي ابراهيم گرفتار چشم چراني بود. مرتب به دنبال اعمال و رفتار غير اخلاقي ميگشت. چند نفر از دوستانش با داد زدن و قهرکردن نتوانسته بودند رفتار او را تغيير دهند. در آن شرايط کمتر کسي آن شخص را تحويل ميگرفت. 🔸اما ابراهيم خيلي با او گرم گرفته بود! حتي او را با خودش به زورخانه مي آورد و جلوي ديگران خيلي به او احترام ميگذاشت. مدتي بعد ابراهيم با او صحبت کرد. ابتدا او را غيرتي کرد و گفت: اگر کسي به دنبال مادر و خواهر تو باشد و آنها را اذيت کند چه مي کني؟ آن پسر با عصبانيت گفت: چشماش رو در مييارم. ابراهيم خيلي با آرامش گفت: خُب پسر، تو که براي ناموس خودت اينقدر غيرت داري، چرا همان کار اشتباه را انجام ميدي؟! 🔸بعد ادامه داد: ببين اگر هرکسي به دنبال ناموس ديگري باشد جامعه از هم ميپاشد و سنگ روي سنگ بند نميشود. بعد ابراهيم از حرام بودن نگاه به نامحرم حرف زد. حديث پيامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را گفت كه فرمودند: «چشمان خود را از نامحرم ببنديد تا عجايب را ببينيد.» (ميزان الحکمه، ج 10 ص 72) بعد هم دلايل ديگر آورد. آن پسر هم تأييد ميکرد. بعدگفت: تصميم خودت را بگير، اگه ميخواهي با ما رفيق باشي بايد اين كارها را ترك كني. برخورد خوب و دلايلي که ابراهيم آورد باعث تغيير کلي در رفتارش شد. 🔸او به يکي از بچه هاي خوب محل تبديل شد. همه خلافكاري هاي گذشته را كنار گذاشت. اين پسر نمونه اي از افرادي بودکه ابراهيم با برخورد خوب و استدلال و صحبت کردن هاي به موقع، آنها را متحول کرده بود.نام اين پسر هم اكنون بر روي يكي از كوچه هاي محله ما نقش بسته است! 📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
یک روز قبل از اینکه بره سوریه رفتیم گمرک برای خودش کوله پشتی و لباس نظامی خرید. گفتم حسین مگه اونجا بهتون نمیدن این چیزارو؟ گفت: اونجا میدن ولی من که توانایی مالی دارم خودم می خرم که وسایل اونجا رو استفاده نکنم. حدود ۲۰۰ هزار تومن از پولش رو دستکش خرید و همه رو با خودش برد تا بده به رزمنده ها شهید حسین معز غلامی شهید مدافع حرم 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
♥️ ✨أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ. پس کِـی قلبت را به من می‌دهی؟ هنوز وقتش نرسیده؟ .. هنوز فکر میکنی جز من، کسی خریدار دلت باشد؟! 📚 سوره حدید/ آیه۱۶ 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🕊شهید مهدی زین الدین: شب های جمعه شهدا را یاد کنید تا آنها نیز شما را نزد اباعبدالله یاد کنند 🍁یاد کنید شهدا را با ذکر صلوات 🌱التماس دعا 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi