eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام آفتاب مهربانی ، مهدی جان فرش دلم را روی ایوان دلتنگی ، زیر آفتاب پهن کرده ام و رو به قبله ی آمدنت به نمازِ انتظار ایستاده ام . که این حکایت تمام روز و شب های من است و سرانجام از پیچ سبز یکی از همین روزها ناگهان طلوع می کنی ... استوار و شکوهمند ... یامولای یاصاحب الزمان 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
خدایا حس بودنت زیباترین حس دنیاست تو که باشی، امروز که نه، تمام لحظه ها را عشق است الهی امروز دست هدایتگرِ خدا همراهتون باشد. سلام روزتون سرشار از عطر حضور خداوند🌹 سلام صبحتون زیبا 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
تابستان سال ۱۳۶۱ بود. یک شب با هم به هیئت رفتیم. بعد هم در کنار بچه‌های بسیج حضور داشتیم. آخر شب هم برای چند نفر از جوانان محل شروع به صحبت کرد. خیلی غیرمستقیم آن‌ها را نصیحت نمود. ساعت حدود دو نیمه شب بود. من هم مثل ابراهیم خسته بودم. از صبح مشغول بودیم. گفتم: من می‌خواهم بروم خانه و بخوابم. شما چه می‌کنی؟ ابراهیم گفت: «منزل نمی‌روم، می‌ترسم خوابم برود و نماز صبح من قضا شود. شما می‌خواهی برو.» بعد نگاهی به اطراف کرد. یک کارتن خالی یخچال سر کوچه روی زمین افتاده بود. ابراهیم آن کارتن بزرگ را برداشت و رفت سمت مسجد محمدی. ورودی این مسجد یک فضای تقریباً دو متری بود. ابراهیم کارتن را در ورودی مسجد روی زمین انداخت و همانجا دراز کشید. بعد گفت: «دو ساعت دیگه اذان صبح است. مردمی که برای نماز جماعت به مسجد می‌آیند، مجبور هستند برای عبور، من را بیدار کنند». بعد با خوشحالی گفت: «این‌طوری هم نمازم قضا نمی‌شه، هم صبح رو به جماعت می‌خوانم.» ابراهیم به راحتی همانجا خوابید. 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
داستان صوتی (وقتی در بیابان گم شده بودیم ) به یاد شهید پهلوان ابراهیم هادی 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
در خط جهاد همیشه گمنام شدند با ذکر حسین و زینب آرام شدند اینان نه فقط مدافعان حرم اند امروز مدافعان اسلام شدند 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
♦️ای کاش کمی از اخلاصت را به ما هم قرض می دادی این روزها بعضی ، روی فرش حریر هم نماز نمی خوانند ... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
♦️دیروز سادگی زیباترین رنگ دنیا بود امروز سادگی بزرگترین خطای آدمهاست.... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
📿 ✍پنجشـنبه دیگری از راه رسید به یاد همه ڪسانی ڪه دیگه میان ما نیستند و هیچڪـس نمیـــــتونه جاشـــــون رو تو قلب ما پر ڪنه! شادی روح پدران و مادران آسمانی و هـــمه در گــذشتگان بخوانیـــــم فاتـــحه و صـلوات 🙏اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔 یه نوجوان ۱۶ ساله بود از محله های پایین شهر تهران، چون بابا نداشت خیلی بد تربیت شده بود. خودش می گفت: گناهی نشد که من انجام ندم! تا اینکه یه نوار (س) زیر و رویش کرد. بلند شد اومد یه روز به فرماندمون گفت: من از بچگی حرم امام رضا علیه السلام نرفتم. می ترسم شهید بشم و حرم آقا رو نبینم. یک ۴۸ساعته به من مرخصی بدین برم حرم امام رضا علیه السلام زیارت کنم و برگردم ...  اجازه گرفت و رفت مشهد. دو ساعت توی حرم زیارت کرد و برگشت جبهه. توی وصیت نامه اش نوشته بود: در راه برگشت از حرم امام رضا علیه السلام، توی ماشین خواب حضرت رو دیدم. آقا بهم فرمود: حمید!اگر همینطور ادامه بدهی خودم میام می برمت ... یه قبری برای خودش اطراف پادگان کنده بود. نیمه شبا تا سحر می خوابید داخل قبر. گریه می کرد و می گفت: یا امام رضا منتظر وعده ام. آقا جان چشم به راهم نذار! توی وصیتنامه ساعت ، روز و مکان شهادتش رو هم نوشته بود. که شد، دیدیم حرفاش درست بوده. دقیقا توی روز ، ساعت و مکانی شهید شد که تو وصیت نامه اش نوشته بود ✍ عقب ماندیم از نوجوان ۱۶ساله ای که تازه یک سال از مکلّف شدنش مےگذشت و خود را سراپا گناهکار مےدانست چند سال است به تکلیف رسیده ایم و از گناهان بےشمار، کَـڪِمان هم نمےگَـزد... دل خودمان را با نسیه توبه، گول زده ایم و نقد گناه را به جان خریده ایم دلمان حـُـر شدن مےخواهد به خودم، امیدی ندارم مولا تو که زمان منی ، دستی بر قلبم بکشید تا آدم شوم خدا مےداند که من هم مادرتان (س) را بسیار دوست دارم.... خدا مےداند از این گناهان بےشمار شرمنده ام... شرمنده ام 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi