eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 خیلی عجیب، حضرت زهرایی بود هر سال دهه فاطمیه شروع میکرد با دوستانش به ساختن خانه حضرت زهرا(س) البته به صورت مفصل و چند شب نمایشگاه میگذاشتند یه تابلو حضرت زهرا(س)به عنوان هدیه به محمد دادند در محضر که مراسم عقد دائم محمد بود تابلو که روش اسم حضرت زهرا(س)بود رو آورد و روی میز جلوی خودشون گذاشت میخواست زیرنظر حضرت زهرا زندگیش رو شروع کنه فارس/کازرون ... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
| | میگفت: در جلسه ے اول خواستگارے با هماںْ شرم و حیاے همیشگے 🙈 پرسید: حوصله ے بزرگ ڪردݩ فرزند را دارے؟ میٺوانے همسر شہید شوے؟! •/ /• 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔 بودند از هم نزديكتر قرار را گذاشته بودند يكي اما رفت... جامانده يك شبِ به قاعده ي سال پير شد كسي چه داند كه بر زار ما چه بگذرد 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
مرابا‌دوراهی های زندگی امتحان نکن من‌ درهمین‌راه راست هم‌پر‌اشتباهم «اللّهُمَّ‌اجْعَلْ‌عَواقِبَ‌امُورِنا‌خَیْراً»❤️🍃 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔 شهید مدافع حرم صبح امروز با حمله موشکی به حلب سوریه، به خیل شهدای مدافع حرم آل الله پیوست. همسرش هم سوریه بوده و قرار بوده چند ماه دیگه بابا بشه...😔 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
عراقی ها پیکر شهیدی که تو خاکشون بودو تحویل دادند از عراقی ها پرسیدن این شهید ما که چیزی از خود ندارد چطور متوجه شدید ایرانی است؟ عراقی ها گفتن از سربند "یاحسین" 📎این شهید جزو شهدای گمنام است 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
⚫ انالله و انا الیه راجعون ، جانباز و بسیجی دلاور،حاج حسین ازغدی به رحمت حق شتافت😭 ◾چند سالی بود که میشناختمش، با اینکه اختلاف سنی ما زیاد بود اما با ایشان عضو هیئت مدیره گروه رزمندگان اسلام بودم و الحق که عضوی بسیار فعال و پرتلاش بودند، حاج حسین انسانی وارسته،مومنی بشاش و مبارزی بصیر و خستگی ناپذیر میدیدم که پس از سالها جهاد و حماسه آفرینی در ۸ سال دفاع مقدس نیز دست از مبارزه در راه اسلام و انقلاب نکشیده و با تحویل اسلحه سخت خود سلاح نرم بدست گرفته و در جنگ نرم به جهاد و مبارزه پرداخته بود. ◾چند روزی که بدلیل عوارض شیمی درمانی ناشی از شیمیایی شدن در جنگ تحمیلی حالشان وخیم شده بود و در بخش هماتولوژی بیمارستان رضوی بودند اما به دلیل فعالیت مستمر ایشون در گروه مجازی هیئت مدیره هیچکدام از دوستان از وضع ایشان با خبر نشده بود تا اینکه از دو روز پیش با قطع فعالیتش و پیگیری برخی از اعضا متوجه شدیم ایشان در بیمارستان بستری بوده اما آنجا نیز مبارزه در جنگ نرم را رها کرده بودند!!!! حتی دیروز عصر که به همراه برخی از دوستان به عیادتشان رفتیم و با توجه به نامساعد بودن وضعیت جسمی ایشان عمده سوالات ایشان و صحبتهای ما حول مباحث سیاسی،فرهنگی،اجتماعی روز بلاخص انتخابات گذشت و این خود نشان از روحیه انقلابیگری و شخصیت دغدغه مند ایشان داشت. ◾آری؛حقیقتا باید در رسای حاج حسین عزیز نوشت که عمارگونه عمر شریفش را همچون همرزمان شهیدش در جهت پیروزی و تقویت جبهه حق صرف کرد و حتی تا واپسین لحظات عمر نیز دست از جهاد و مبارزه برای اسلام بر نداشت. روحش شاد و یادش گرامی باد😭 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
#کتاب_سلام_بر_ابراهیم2 قسمت چهاردهم باشگاه🌺 💢بیش از پنجاه سال است در محله جنوب تهران و محله شهید آ
قسمت پانزدهم حق الناس🌺 💢منزل ما پشت کلوپ صدری بود. من با عباس هادی هم کلاس بودم. 💢در همسایگی ما یک خانواده مهربان و محترم بود که با آنها رفت آمد داشتیم. بعد فهمیدم مادر این خانواده خاله عباس هادی است. 💢من و برادرم دوقلو بودیم به خاطر عباس، با ابراهیم رفیق شدیم. 💢هر بار که او را می دیدیم با یک مشت پسته و بادام به سراغمان می آمد. خیلی ما را تحویل می گرفت. 💢بعد متوجه شدم با همه اینگونه است هرکس یک بار با او برخورد داشت شیفته اش می شد. 💢الان نزدیک شصت سال از خدا عمر گرفتم از خدا تشکر می کنم که در طول زندگی، به خصوص در چند سال اول جوانی ما یکی از بندگان خوب خودش را در مسیر زندگی ما قرار داد. 💢باور کنید ما با ابراهیم معنی خوب بودن را فهمیدیم ما با ابراهیم انسانیت را فهمیدیم. 💢تمام زندگی من تحت الشعاع آن چند سال است. 💢فرزندان من بارها خاطرات ابراهیم را از من شنیده اند. 💢من با بسیاری از شهدای محل زندگی کرده ام همگی انسانهای بزرگی بوده اند اما ابراهیم با هیچ کدامشان قابل مقایسه نیست. 💢یادم هست با ابراهیم رفته بودیم کوه. پای من همان اوایل کار پیچ خورد. 💢ابراهیم من را روی کولش گرفت و به راه افتاد. 💢نمی دانید این مسیر چقدر طولانی بود اگر هر کسی جز او بود می گفت تو بمان تا من برگردم اما او هم می خواست پاهایش قوی شود و هم نمی خواست رفیق نیمه راه گردد. 💢یک دماغه ای است به سمت کولکچال که شیب خیلی تندی دارد انسان بدون بار هم خسته می شود، ابراهیم در آن مسیر من را روی کولش گرفت و بالا برد. 💢خیلی خجالت کشیدم از طرفی به قدرت بدنی اون آفرین گفتم. 💢رفیقی دارم به نام آقای فخاری که در مغازه اش عکس آقا ابراهیم را نصب کرده. 💢شبیه ماجرای کوه نوردی برای او هم پیش آمد. او عاشق ابراهیم شد. 💢خلاصه رفاقت ما با ابراهیم توی محل ادامه داشت. 💢آنقدر که تمام فکر و ذهن من و برادرم در منزل ابراهیم بود. پدر و مادرم نیز او را می شناختند و خوشحال بودند که پسرانشان با چنین شخصی رفت و آمد دارند. 💢به جرات می گویم ما دین و اعتقادمان را با ابراهیم شناختیم. 💢او در زمانی که ۱۷ سال داشت آنچنان به مسائل دینی مسلط بود که بزرگترهای ما این گونه نبودند. 💢یک روز قرار شد والیبال بازی کنیم من کتانی نداشتم. 💢به یکی از رفقای ابراهیم که کتانی چینی قدیمی پایش بود گفتم: کتانی ات را بده من برم توی زمین، دمپایی ام را دادم و کتانی اش را گرفتم و مشغول بازی شدم. 💢بعد بازی دیدم او رفته من هم به خانه برگشتم. 💢هنوز ساعتی نگذشته بود دیدم ابراهیم درب منزل ما آمد 💢با خوشحالی به استقبالش رفتم و گفتم: این طرفا!؟ 💢بدون مقدمه گفت: سعید خدا روز قیامت از هرچی بگذره از حق الناس نمی گذره برای همین توی زندگی مواظب باش حق مردم گردنت نباشه. 💢بعد ادامه داد تا میتونی به وسیله ای که مال خودت نیست نزدیک نشو. خیلی مواظب باش اگر از کسی امانت می گیری خودت به دنبال پس دادن امانت باش. 💢گفتم: آقا ابراهیم من نوکرتم چشم. راستی این رفیقت که کتونی ازش گرفتم نمیدونم کجاست قبل از پایان بازی رفت. 🗣محمد سعید صالح تاش 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
در برابر انتقادات اگر نادرست بود، بے اعتنا باشید اگر غیر منصفانه بود، عصبانے نشوید اگر از روے نادانے بود، لبخند بزنید اگر عادلانه بود، از آن درس بگیرید... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔 💞 خودت میدونی . . . إن أدْخَلْتَنِی النّارَ أَعْلَمْتُ أهْلَها انّی اُحِبُّکَ من میدونم بدم ، می‌دونم خراب کردم ... ولی خودت میدونی چقدر ! +حتی اگر بفرستیم جهنم،اونجا هم به همه میگم عاشقتم ! 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
شبتون به زیباییِ عشقِ خـــــ♡ـــــدا و به لطافتِ مهرِ خـــــــ♡ـــــدا " شب بخیر " 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi