الهی!!!!!!
ای کریمی که بخشنده عطایی
و ای حکیمی که پوشنده خطایی
و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی
و ای خالقی که راهنمایی
و ای قادری که خدایی را سزایی،
به ذات لایزال خود
و به صفات با کمال خود
و به عزت جلال خود و به عظمت جمال خود که جان ما را صافی خود ده،
دل ما را هوای خود ده،
چشم ما را ضیاء خود ده
و ما را آن ده که آن به
“آمین"🙏
به نام خدای همه
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
ای خدای نجات دهنده یونس علیه السلام!
سالهاست غرق در جرم نخواستن منجی
به حصار نهنگ های زمان تبعید شدهایم
و در اندوه ندیدنش غرقیم...
اما امید نجاتمان به توست..!
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین..
اَللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرَج🍃
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
#یک حبه نور ✨
سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
بالاخره یه روز میاد که بهت میگم دیگه روزای تلخ تموم شد، از این به بعد به خاطر اونهمه صبوری که کردی تمام امنیتها و آرامشهای دنیا مال توئه.
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
روشنی را بچشیم!!!
صبح ها،
وقتی خورشید در میآید
متولد بشویم...
#سهراب_سپهری
سلام ودرودی بیکــــــــران
صبحتـون عاشقانه طلوع امروزتون طلوع شادیها زلال وروشن☀️
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🔻بهار نود و نُهِ عزیزم سلام
🔹می دانم سرت شلوغ است و داری چمدانت را برای آمدن، آماده می کنی.
خواستم بگویم میان شکوفه های رنگارنگ برای همه ی آدم ها یک دشت آرزوی برآورده شده بگذار توی چمدانت
که امسال تا جایی که جا داشتیم دلمان شکست، اشکمان تپید
نگاهمان غرق انتظار شد.
🔹که امسالمان سال بغض بود، سال آه بود، سال خداحافظی های سیاه بود.
حالا که داری از راه می رسی
توی آغوشت برایمان عشق بیاور
توی چشمهایت برایمان اشک شوق بیاور.
🔺بهار نود و نه عزیزم
لطفا آنقدر خوب باش
تا تمام روزهای سال به یُمن آمدنت غصه ها را به در کنند، لطفا زودتر بیا
که دلمان به آمدنت خوش است😊❣️
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
وقتی برای خدا باشی،❤️
تو را آنقدر مشهور می کند که
عالم تو را بشناسد...
ثمرۀ اخلاص و معامله با خدا این است.☘
#رفیق_شهیدم ؛ #ابراهیم_هادی❤️
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🌠☫﷽☫🌠
بی توجهی یا کم توجهی به توصیه رهبر حکیم انقلاب...
⁉️چرا به توصیه حضرت آقا توجه کافی نمی کنیم⁉️
🥀 هر کس به حاج قاسم سلیمانی ارادت داره دقت کنه...
حاج قاسم سلیمانی می گفت:
در جنگ ۳۳ روزه لبنان و اسرائیل، آقا(رهبری) گفتن به بچههای حزب الله لبنان بگو دعای جوشن صغیر بخونن.
از رادیو و تلویزیون حزب الله و منارههای مساجد و حتی کلیساهای ضاحیه جنوب، راه به راه، این دعا هر روز پخش می شد و در نهایت، حزب الله بر اسرائیل پیروز شد!
🤲🏻 در مملکت خودمون بعد از توصیه آقا به خواندن دعای هفتم صحیفه سجادیه برای برطرف شدن بیماری #کرونا چه اتفاقی افتاد⁉️چرا پیام آقا تبدیل به پویش نشد⁉️
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃
┗╯\╲
#حتما_بخوانید
#دعای_هفتم_صحیفه_سجادیه
#نشر_حداکثری
فتــ🇺🇸ـنـــ🇬🇧ــ️ـه
#کرونا_را_شکست_میدهیم
پویش مردمی قرائت دعای هفتم صحیفه سجادیه
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔
#حاج_حسین_یکتا میگفٺ:
فقطاستخونا
از این خاکا اومده بیرون
پوست و گوشت و چشم و ...
همہچے همینجاست...!
تو دلِ همین تربت ...
قلباشون اینجاست ...
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🌹دو روز مانده به عید نوروز ۶۴
پیکر رزمنده ایرانی در میان گلها
۱۰ کیلومتری جنوب بصره
🌹یادمان باشد آرامش امروزمان را مدیون خون پاک شهداء هستیم.
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔
بارالها
در امر تفحص
امید بہ رحمت تو داریم
خدایا یاریمان فرمای
خودت می دانی
ڪہ تمام عشقِ من
و بچہ هـای تفحص
رسیدن بہ وصال توست و بس
#دلشڪستھ_جستجوگر_نور
#شهید_عباس_صابری
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
#کتاب_سلام_بر_ابراهیم2 قسمت سی و نهم معجزه🌺 💢اواسط فروردین ۱۳۶۱ بود خبر دادند که ابراهیم در بیمارس
#کتاب_سلام_بر_ابراهیم2
قسمت چهلم
روحیات🌺
💢به کوچکترین چیزهایی که ما توجه نداشتیم دقت می کرد. اسراف در زندگیش راه نداشت. تا می توانست در هر شرایطی به مخلوقات خدا کمک می کرد.
💢یادم است پشت باشگاه صدری دور هم نشسته بودیم.
💢کنار ابراهیم یک تکه نان خشک شده افتاده بود. نان را برداشت و گفت: ببین نعمت خدا را چطور بی احترامی کردند.
💢نان خیلی سفت بود. بعد یک تکه سنگ برداشت و همینطور که دور هم روی سکو نشسته بودیم شروع به خُرد کردن نان نمود. حسابی که ریز شد در محوطه باز انتهای کوچه پخش کرد!
💢چند دقیقه بعد کبوترها آنجا جمع شدند. پرنده ها مشغول خوردن غذایی شدند که ابراهیم برایشان مهیا نموده بود.
💢به جرات می گویم که ابراهیم با آن بدن قوی و نیرومند آزارش حتی به مورچه هم نمی رسید.
💢گفتم مورچه یاد یک ماجرا افتادم.
💢یک روز داشتیم با هم از منزل به سمت باشگاه می رفتیم.
💢من کمی جلوتر رفتم برگشتم و دیدم ابراهیم کمی عقب تر ایستاده. بعد نشست و به اطرافش نگاه کرد!! دوباره بلند شد.
💢گفتم: چی شده داداش ابراهیم؟
💢با تعجب برگشتم سمتش گفت: اینجا پر از مورچه بود حواسم نبود و پام رو گذاشتم بین مورچه ها برای همین نشستم ببینم کجا مورچه نیست از اونجا حرکت کنم.
💢ابراهیم پرید این طرف و راهش را ادامه داد.
💢گفتم عجب آدمی هستی؟ دیر شد، وایستادی به خاطر مورچه ها؟
💢گفت: اینها هم مخلوقات خدا هستند. من اگه وقت داشتم یه مشت گندم براشون می ریختم نه اینکه با پام اون ها را له کنم.
💢اگر می دید یکی از رفقا مشکل پیدا کرده خودش را به سختی می انداخت تا مشکل او را برطرف کند. مشکل دیگران را مشکل خودش می دانست.
💢یکی از بچه های باشگاه بعد از انقلاب هوادار منافقین شد.
💢ابراهیم خیلی حرص می خورد. خیلی ناراحت بود. مرتب می گفت: چرا اینطور شد؟ نکنه کم کاری از من بوده؟ خیلی هم تلاش کرد که او را برگرداند اما نشد.
💢در عوض یکی از بچه های ورزشکار بنام شهید رضا مونسان بعد از انقلاب وارد سپاه شد خیلی از لحاظ معنوی رشد کرد.
💢نمی دانید ابراهیم چقدر خوشحال بود. مرتب از او تعریف می کرد.
💢از دیگر روحیات ابراهیم این بود که در مقابل مردم و دوستان بلد نبود بد برخورد کند. یعنی تمام برخورد های او خوب و حساب شده و خیر خواهانه بود.
👇👇👇
👇👇👇
💢هر کسی هر چیزی از او می خواست نه نمی گفت. عاشق این بود که دل مردم را به دست آورد. هرکاری از دستش بر می آمد برای حل مشکل مردم انجام می داد.
💢یادم هست با هم رفتیم خیابان انقلاب از طرف پل چوبی دو تکه چوب مناسب گرفت تا با آن ها میل باستانی درست کند.
💢بعد چوب ها را داد به نجار در میدان قیام تا برای او آماده کند.
💢وقتی که بعد از مدت ها آماده شد به زورخانه آورد و مشغول شد.
💢میل های او بسیار سنگین بود و بلند کردن آن کار هر کسی نبود.
💢اما ابراهیم خیلی راحت با آنها ورزش می کرد. حتی چند دقیقه میل ها را در دستانش به حالت افقی نگه می داشت خیلی فشار به انسان وارد می شد اما ابراهیم به راحتی این کار را می کرد.
💢یکی دیگر از رفقای ما به ابراهیم گفت: این میل ها را به من می دهی؟
💢او هم گفت: مال شما ولی تا فردا صبر کن.
💢بعد از ورزش گفتم: داداش ابراهیم این همه برای تهیه این میل ها زحمت کشیدی حالا به همین راحتی می خوای بدی بره!
💢گفت: عیبی نداره. این بنده خدا سادات و اولاد پیغمبره.
💢آن زمان من هم دوتا میل داشتم شبیه میل های ابراهیم ولی سبک تر.
💢ابراهیم میل های خودش را به من داد و میل های من را گرفت.
💢بعد هم گفت: این بنده خدا نمیتونه از میل های من استفاده کنه براش سنگینه. برای همین میل های شما که شبیه میل های من هست رو بهش بدم.
💢از دیگر مسائلی که روحیات ابراهیم را نمایان می کرد حفظ حریم ها بود.
💢می دانست کجا و چه موقع باید چه کاری انجام دهد. حتی در شوخی ها مراقب بود به کسی بی احترامی نکند. تمام افراد نیز احترام او را داشتند. ابراهیم همیشه در مقابل بدی دیگران گذشت داشت.
💢بارها به من می گفت: طوری زندگی و رفاقت کن که احترامت را داشته باشند. بی دلیل از کسی چیزی نخواه. عزت نفس داشته باش.
💢می گفت: این دعواها و مشکلات خانوادگی را ببین. بیشتر به خاطر اینه که کسی گذشت نداره. بابا این دنیا ارزش این همه اهمیت دادن نداره. آدم اگر بتونه توی این دنیا برای خدا کاری کنه ارزش داره.
💢وقتی ازدواج کردم غیر مستقیم مرا نصیحت می کرد مثل انسان های دنیا دیده می گفت: توی زندگی اگر برخی مسائل پیش آمد که برایت تلخ بود توی خودت بریز و اجازه نده که این مسائل باعث کدورت و دلگیری شود. از خدا بخواه خدا به بهترین حالت مشکلات را برطرف می کند.
🗣حسین جهانبخش