eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تسبیحات‌‌حضرت‌‌زهرا(علیهاالسلام ) روبدون‌ِ تسبیح‌‌بگید..! با‌بند‌بندھای‌ِ‌انگشت‌‌که‌بگی‌ روز‌قیامت‌‌همینا‌به‌‌حرف‌‌میان‌ شھادت‌میدن‌که‌‌باهاشون‌ذکرگفتی...! ❤️‍🩹 شھیدحمید‌سیاهکالی‌مرادی 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
لحظه شهادت شهید مدافع حرم حجت‌الاسلام میرزا محمود تقی پور و شهادتینی که می‌گوید… 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
یک پایش را در عملیات محرم تقدیم می‌کند اما با یک پا هم می‌ تواند تا عرشِ خدا جاده‌ی عاشقی را بپیماید..! در تصویر پای مصنوعی شهید پیداست. مرتضی سروی زاده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎ 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
‍🥀 خواب شهادت سید جواداسدی در خانوطومان سال ۹۵ در یکی از روزهای اردیبهشت ۹۵ در قرارگاه تاکتیکی یگان‌ویژه ۲۵کربلا ، سیدجواد گفت: حاج آقاحاج، میخواهم کمی باهم صحبت و درد و دل کنیم. گفتم : سیدجان بفرما (آخه بنده سیدها رو بنام صدا نمی‌کردم). سیدجواد، از وضعیت منطقه و نیروها و پیگیری‌هایش گزارش داد. بنده هم گوش میکردم. از وجود نیروهای جاسوس در بین نیروها گفت (غیر ایرانی بودند). ادامه داد... از برخوردهایش با تعدادی از متخلفین (فاطمیون) گزارش داد. بنده هم چند تذکر را جهت رعایت موضوعات گفتم. سیدجواد متوجه برخورد و رفتارهای خشن با غیرایرانی‌ها شده بود. درد و دل و صحبت‌های اصلی اش شروع شد. فهمیدم که همه آن گزارشات مقدمه مطالب اصلی سید هست. او می‌خواست کمی از دلش بگوید و سفره دلش را باز کند. بنده و سیدجواد ، علاوه بر همکار و همرزم، یه طوری بچه محل سببی می‌شدیم. بعصی اوقات لفظ بچه محل را بهش می‌گفتم. سیدجواد از حماسه سازی رزمندگان لشکر۲۵کربلا تعریف کرد. بعد گفت، ما باید هوای همه این رزمندگان را در عقبه داشته باشیم. از مسؤل وقت رده خودش تعریف می‌کرد که خیلی هوای نفرات را داره.. بنده گوش می‌کردم و گهگداری اشاراتی داشتم و تصدیق یا رد می‌کردم. سید ادامه داد که هوای خانواده‌ام را داشته باشید. از همسر و پسرش سیداحمد و زحمات اونها میگفت. سفره دل سید باز شده بود. یکطرفه صحبت می‌کرد. از مادرش گفت و خوابی که مادرش دیده بود گفت و گفت و گفت. بنده هم با آرامش گوش می‌کردم، با هم لبخند هم می‌زدیم. سیدجواد ادامه داد که حاج آقا، خواب شهادت خودم را دیدم. و بحث اصلی این بود که می‌خواست به بنده بگوید. گفتم سیدجان، خواب چگونه بود؟ ‌خندید و بانشاط و شادابی گفت: حاج آقا، چند شب قبل خواب دیدم که در اثر جراحت به شهادت رسیدم. اول یاد خواب مادرم افتادم که برای شهادت یکی دیگر از پسرهایش به فرزندانش گفته بود. (سیدجواد همیشه می‌گفت که شهید دوم خانواده بنده هستم.) دوم اینکه بعد از شهادت، روحم به سمت آسمان بالا آمد، از بالای جنازه ام به پیکر بی جانم نگاه می‌کنم و میخندم و لذت می‌برم. سید‌جواد ادامه داد که حتما توی این منطقه شهید خواهم شد و راضی هستم. کمی به او سفارش کردم که سیدجان برای شما که برادر شهید هستی شهادت ممنوع است. مواظب خودت باش. سید‌جواد هم لبخندی زد. از هم خدا حافظی کردیم. چند روزی گذشت و در روز ۱۶ اردیبهشت ۹۵ در درگیری شدید با جبهه کفر، سید جواد اسدی و محمود رادمهر در کنار یکدیگر در خان طومان به شهادت رسیدند. 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
11.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹دانشمندِ شهیدی که بعد از شهادت، انگشتر رهبرمعظم انقلاب را خریداری کرد 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
• ‌‌"بانویی‌شهیدپرور،که‌پس‌ازشهادت‌ دوفرزندوهمسرش،در‌نهایت‌خود‌نیز به‌شهادت‌رسید" پسر اول‌گفت: مادر،اجازه‌هست‌‌برم جبهه؟ گفت‌:بروعزیزم.. رفت‌ودروالفجرمقدمآتےشھیدشد.🕊" ″شھیداحمدتلخآبۍ″ پسردوم‌گفت: مادر،داداش‌کہ‌رفت‌من‌هم‌برم!؟ گفت‌:بروعزیزم.. رفت‌وعملیات‌خیبرشھید‌شد.🕊" ″شھیدابوالقاسم‌تلخآبۍ″ همسرش‌گفت‌: حآج‌خانوم‌بچہ‌هارفتند،ماهم‌بریم‌ تفنگ‌بچہ‌هاروۍزمین‌نمونه ... رفت‌وعملیآت‌والفجر۸شھیدشد.🕊" ″شهیدعلی‌تلخآبۍ″ مادربہ‌خداگفت: همہ‌دنیام‌روقبول‌کردۍ خودم‌روهم‌قبول‌کن.. رفت‌ودرحج‌خونین‌شھید‌شد.🕊 ″شھیده‌کبرۍتلخآبۍ″ «برای شهیدان تلخابی صلوات و فاتحه ای قرائت بفرمایید.» 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
5.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تله هارو که بشناسی ، نمیگم اصلا گول نمیخوری! ولی احتمال گول خوردنت کمتره😉 پ،ن؛ خواهرا با دقت گوش بدن... 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
آقا نيا اينجا كسی در فكرتان نيست اينجا كسی دلواپس صاحب زمان نيست😔 زخم زبان بيچاره كرده عاشقان را اينجا كسی با هيئتی ها مهربان نيست😞 قلب تو را در روز عاشورا شكستند شرح بيانش در توان واژگان نيست💔 هر كس كلاه خويش را چسبيده آقا ! اينجا كسی در فكر درد ديگران نيست اينجا يتيمان كودكانی گوشه گيرند در سفره های بيوه زن ها،قرص نان نيست... گرگان قدرت خون مردم را مكيدند اينجا كسی از حمله هاشان در امان نيست... قرآن شده كالای دست اهل بازار هيهات!!!قرآن هم فروشش رايگان نيست اينجا تمام روضه خوان ها نرخ دارند ديگر كسی فكر ثواب و اجر آن نيست حتی به ديوار اتاق شاعر تو ديگر نشان قاب عكس جمكران نيست فكری كنيد ای تيغ ها،در مُلك ايران جايی برای ناكثين نهروان نيست اين سرزمين از گندمش آوازه دارد در خاك ما نيزارهای خيزران نيست 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi