پــــروردگارا
ڪسی ڪه در دامـــــان تــــــو پناه گرفت
طعم بی پناهی را نمیچشد
هرڪس ڪه مدد از تو گرفت
بی یاور نمیماند
آن ڪه به تــــــــــو پیوست
هرگز تنها نمیشود
پـــــس به تـــــو پناه میبرم
و از تـــــو مددمیخواهم..
به نام خدای همه
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
ازهم بگشای دیده را با صلوات
با خنده بگو شکرخدا را صلوات
برگی بزنی بار دگردفتـر عمـر
صبحست و بگومحفل ما را صلوات
اَللّهمّ صلِّ علی محَمّد
وآل مُحَمَّدوَعجِّّل فرجهُم🌹
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
#یک حبه نور✨
وَنَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ
و ما کسانی را که ایمان آورده و همواره پرهیزکاری می کردند، نجات دادیم.
#فصلت-آیه ۱۸
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
حسین جانم💔
جهان را با تمامِ حسّ و حالش امتحان کردم،
در اين دنيا تو آن حسّی که تکراری نخواهد شد
اربابنا الحسینع
دوستتدارمهمهداراییاماینه
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
اے خسـرو خوبان
نظری سوی گدا کن.
#حافظ
این فرجک الغریب ..
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
دیگران را بگذار
دل به آفتاب بسپار
نگاه کن چگونه هر بامداد
صبور و سربلند
از شانه های خاکستری صبح
بالا می آید
و ستارگان
چگونه از روشنایی اش
شرمنده می شوند ... !
#سلمان_هراتی
سلام ..
طلوعی دیگر بر شما مبارک☀️
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
🕊 شهدا را یاد کنید با یک صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
🏴🏴
نه پرواز بلدم،
نه بال و پرش را دارم..
#دامهای دنیایی اسیرم کرده اند...
ولی٬من میخواهم
اسیر نگاه شما شوم و بس...
#سلام_رفیق_شهیدم🥀
#صبحتون_شهدایی🌤
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
جاے شهید قربانی خالے که😔
همسرش میگفت:
هروقت از سوریه میومد
هیچ چیزی باخودش نمےآورد
میگفت:
من از بازارشام هیچ چیزی نمیخرم.
بازاری که درآن حضرت زینب رو چرخونده باشن خرید نداره💔
#شهیدروح_الله_قربانی
#یادش_باصلوات
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
خوشا آنان که دریا
سکویِ پروازشان شد ...
غواصان خط شکن
رزمندگان تخریبچی
لشکر ۷ ولیصر(عج)
عملیات کربلای چهار🌷
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
✅رفتار 🌺شهید ابراهیم هادی با دزد موتور
💠یکی از اعضای خانواده شهید ابراهیم هادی می گوید:
👈 نشسته بودیم داخل اتاق.مهمان داشتیم. صدایی از داخل کوچه آمد.ابراهیم سریع ازپنجره نگاه کرد.شخصی موتور شوهر خواهر ابراهیم را برداشته درحال فرار بود.
بگیرش...دزد...دزد!بعد هم سریع دوید دم در.یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و دزد نقش بر زمین شد!
تکه آهن روی زمین دست دزد را برید و خون جاری شد.چهره اش پر از ترس بود و اضطراب.درد می کشید که ابراهیم رسید.موتور را برداشت روشن کرد و گفت: سریع سوار شو!
رفتند درمانگاه با همان موتور.دستش را پانسمان کردند بعد هم با هم رفتند مسجد!بعد از نماز کنارش نشست و گفت :چرا دزدی میکنی؟آخه پول حروم که...
دزد گریه می کرد.بعد به حرف آمد: میدونم!بیکارم.زن وبچه دارم و از شهرستان اومدم.مجبورم!
ابراهیم فکری کرد رفت پیش یکی از نماز گزارها و صحبت کرد.برگشت: خدارو شکر.
برات شغل پیدا کردم.از فردا برو سر کار.این پول رو هم بگیر و از خدا کمک بخواه.همیشه دنبال حلال باش که حروم زندگیتو به آتیش می کشه.پول حلال کم هم باشه برکت داره.
📚کتاب سلام بر ابراهیم – ص 77
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi