فَنادي بِصَوتِ الحَزین
وَلَدي وَلَدي وَلَدي
پاشو ببین خوردم زمین
وَلَدي وَلَدي وَلَدي
•
گرنخیزیتوزِجاکارحسینسختتراست
نگرانحرممآبرویمدرخطراست
•
قامتِخمشدهراهرکهببیندگوید:
بیعلمدارشده،دستِحسینبرکمراست
•
داغاکبررمقاززانویمنبُردولی
بیبرادرشدنازداغِپسرسختتراست
•
دستازجنگکشیدندُبهمنمیخندند
توکهباشیبهبَرَمبازدلمگرمتراست
•
نیزهزارآمدهاَمیاتو پُرازنیزهشدی؟!!!
چوملائکبدنتپُرشدهازبالُپراست
•
پیشِمنباسرمُنشَقشدهتعظیمنکن
کهخداهمزِوفاداریتوباخبراست
•
علقمهپرشدهازعطرِگلِیاس،بگو
مادرمبودهکنارتکهحسینبیخبراست؟!
•
بهتوازفاصلهییکقدمیتیرزدند
قدُبالایِرَساهمسببِدردسراست
•
اصغرازهلهلهکردنبدنشمیلرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است
•
تیربارانکهشدییادِحسنافتادم
دستتافتادهزِتن،فرقتوشقالقمراست
•
وعدهیمابهنوکنیزهبههرشهرُدیار
کهبهدنبالسرتخواهرمانرَهسِپَراست
•
[۱۴۰۴/۴/۱۴]-عصرتاسوعا-