در خسته ترین حالت ممکن دلم میخواد بنویسم ..
از دیشب . یعنی ۱۴۰۵/۳/۱ نزدیکای اذانِ صبح ..
ساعت ۰۴:۳۰ کنارِ تلوزیون امام حسین'ع قرارمون بود .
هر دقیقه که به ساعت قرار نزدیکتر میشدیم حالم بیشتر بد میشد . بیشتر غم به دلم چنگ میزد . من هنوز خیلی خیلی دلتنگ بودم ، خیلی خیلی حرف داشتم ، پر از گریه های نکرده و نگاه های نکرده بودم ، یه دنیا اشک و آه بودم و این جدایی به قیمت جونم بود .. حرفای سختی تو ذهنم بالا و پایین میشد و نفسمو میگرفت ..
اینکه ما امام حسین'ع و ندیدیم ،خنده هاشو، صداشو، راه رفتنشو، حرف هاشو و.. ولی دور شدن ازش برام یعنی مرگ و رفتن تو دلِ جهنم . چطوری یه عده همه رو دیده بودن و خودشونو نرسوندن بهش؟ مگه جون چقدر آخه عزیز میتونه باشه که آدم دست از نفس های امام حسین'ع بکشه؟ واقعا اونا چطوری تونستن چنین کوهِ عشقی رو تنها بذارن؟ یا اصلا یه عده روزِ عاشورا چطوری راهِ نفسِ .. حضرت رو بستن ؟
این ها رو با خودم میگفتم و زار میزدم
دلم میخواست تا ابد من باشم و اونجا و اشک و اشک و اشک ..
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
در خسته ترین حالت ممکن دلم میخواد بنویسم .. از دیشب . یعنی ۱۴۰۵/۳/۱ نزدیکای اذانِ صبح .. ساعت ۰۴:۳۰
یا مثلا با خودم میگفتم ..
من که اصلا سیدالشهدا'ع رو ندیدم ..
با همین روایت ها و چیز هایی که میدونم حاضرم سال های سال بسوزم و خاکستر بشم ولی خم به ابروی آقام نیاد ..
آره همه دخترا یه علاقه و وابستگی خاصی به باباشون دارن . خیلیها باباشون مشکلات اخلاقی دارن تندخو و عصبی هستن یا اصلا مریضن و معتادن و .. ولی با همه اینها عاشق باباشونن . حالا فکر کن از اینهمه بابای دنیا، بابای کسی سیدالشهدا'ع باشه ..
وابستگی و علاقه به چنین پدری صدها هزار برابر نمیشه؟ اصلا تصور اینکه بابای آدم سیدالشهدا'ع باشه اشک رو در میاره ..
دیدی میخوای از کسی جدا بشی تو دلت خالی میشه؟ میدونی قراره دوباره برگرده و پیشِ هم باشین ولی بازم دلت آروم نیست ..
فکر کن بابای کسی سیدالشهدا'ع باشه و داره میره سمتِ شهادت .. میدونی اگه بره دیگه برنمیگرده ..💔😭
من نه حضرت رو دیدم و نه ویژگی از حضرت دریافت کردم ولی با اینهمه موقع وداع هزار بار میمیرم و زنده میشم .. حضرت زینب حضرت سکینه حضرت رقیه و... چطوری تونستن وداع کنن؟ چیکشیدن؟؟؟ چیکار کردن ؟💔😭
دلم میخواست ضجه بزنم
خودمو از بین ببرم ..
دوری و جدا شدن از اونجا یعنی سلام به جهنمِ دنیا و تظاهراتِ کثیفش ..
سلام به بوی تعفنِ گناه و بدی ..
سلام به فراموش شدن به تنها شدن به بیکس شدن به به به ....
چیکار میتونستم بکنم؟ با زمان بجنگم که بریم زمانِ گذشته و ..؟
التماس میکردم حسین'ع جان !
تو رو خدا منو فراموش نکن
بهم بی محلی نکن
نزار حس تنهایی و بیکس شدن تمام وجودمو پر کنه ..
حسین جان !
تو رو خدا منو فراموش نکن . من بدونِ تو هزار بار میمیرم و از بین میرم ..
فراموشم نکن من با تمامِ بدی و گناهام دستم فقط سمتِ تو درازه ..
تو رو خدا .. تنهام نذار ..